تبليغاتX
راپورتهای یومیه
یاداشت های روزانه مجید جمشیدی از سیاست, هنر و جامعه

سر سال نو هرمز فرودین           بر آسوده از رنج تن، دل زكین
به جمشید بر گوهر افشاندند     مر آن روز را روز نو خواندند
چنین روز فرخ از آن روزگار           بمانده از آن خسروان یادگار
"فردوسی"

نوروز كهنسالترين آيين ملي در جهان است كه جاودانه مانده و يکي از عوامل تداوم فرهنگ ايرانيان (آرينهاي جنوبي) است. آيينهاي برگزاري اين جشن بزرگ در عصر حاضر با سه هزار سال پيش تفاوت چشمگير نكرده و به همين دليل عامل وحدت فرهنگي ساكنان ايران زمين به شمار ميرود كه آن را در هر گوشه از جهان كه باشند، يكسان برگزار ميكنند و بزرگ ميدارند و به همين جهت است كه انديشمندان نوروز را مظهر پايدار هويت و ناسيوناليسم ايراني خوانده اند. افسانه ها درباره پيدايش نوروز فراوان است از آن جمله : پرواز جمشيد در هوا، به مظالم نشستن او در نوروز آغاز گشتن آسمان، تجديد دين، ساختن تخت و تابيدن نور بر آن، گشتن فلك و برج ها، گردونه بلور جمشيد تخت جمشيد در برابر آفتاب بر گوساله نشستن جمشيد و از اين گونه مطالب كه اگر هم مبتني بر وقايعي بوده اند همه فراموش و مسخ شده، صورت خرافه و افسانه بر خود گرفته اند. ابوريحان بيروني در كتاب ( التفهيم لاوايل صناعه التنجيم ) در سبب نهادن نوروز مي نويسد نوروز چيست؟ نخستين روز است از فروردين ماه، زين جهت روز نو نام كردند زيرا كه پيشاني سال نو است. باز مي نويسد: اعتقاد پارسيان اندر نوروز نخستين آنست كه اول روزي است از زمانه و بدو فلك آغازيد به گشتن. دركتاب نوروزنامه كه در اواخر سده پنجم هجري تاليف شده درباره منشائ نوروز و تحولات آن اشاره هايي دقيق و سودمند و مهمي آمده است: سبب نهادن نوروز آن بوده است كه چون بدانستند كه آفتاب را دو دور بود: يكي آنكه هر سيصد و شصت و پنج روز و ربعي از شبانروز، به اول دقيقه حمل باز آيد. ( ليك در سال بعد به همسان وقت و روز كه رفته بود، بدين دقيقه نتواند آمدن، چه هر سال از مدت، همي كم شود.) و چون جمشيد آن روز را دريافت نوروز نام نهاد و جشن و ايين آورد، پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا كردند. در جاي ديگر مي نويسد: چون كيومرث، اول از ملوك عجم به پادشاهي نشستو خواست كه ايام سال و ماه را نام نهد و تاريخ سازد تا مردمان آن را بدانند بنگريست كه آن روز بامداد آفتاب به اول دقيقه حمل آمد، موبدان را گرد كرد و بفرمود كه تاريخ از اينجا آغاز كنند و موبدان جمع آمدند و تاريخ نهادند.
پس از تكميل ساختمان عظيم و زيباي تخت جمشيد در پارس و گشايش آن توسط داریوش شاه ، آيين هاي رسمي نوروز، باشكوه بي‌مانندي در آنجا برگزارمي شد. مراسم نخستين نوروز در تخت جمشيد دو هفته طول كشيد. مردم عادي در تالار صدستون و سران ايالات و مقامات تراز اول در تالارهاي ديگر اين كاخ حضور مي‌يافتند.  ستون هاي به شكل درخت تراشيده، نقوش سرو و نيلوفر آبي و گل در تخت جمشید كه هر جا پراكنده اند نمايش رويش بهاري است، گویی تخت جمشید باغي است مقدس با درختان سنگي. 
تخت جمشيد پايتخت تشريفاتي و آييني ساسانیان بود كه در آن جشن هاي نوروز و مهرگان با شكوه هر چه بيشتر برگزار مي شد. نمايندگان ملت هاي پيرو ( بيشترين دنياي متمدن آن روز ) كه از مرز سيحون تا حبشه و ليبي در آفريقا و از شبه قاره هند تا مرز دانوب و كناره بسفر در اروپا را تشكيل مي دادند در آن شركت داشتند و به همين منظور اين بزرگترين و با شكوه ترين بنايي كه تا آن روز بر روي زمين ساخته شده بود و شايد نماد بهشت آرماني مردم كهن اين سرزمين بود بنيادگذاري شد.
در طول حکومت ساسانیان اهميت نوروز افزايش يافت. نه تنها يك عيد ملي بود بلكه ايام تميز كردن محيط‌زيست، پوشيدن لباس نو، تميز كردن بدن، استغفار از گناهان، دلجويي از پيران، تجديد دوستي‌ها، استحكام خانواده، و بيرون كردن افكار بد و پليدي‌ها از روح و روان به شمار مي‌آمد. در اين عهد، تشريفات نوروزي مفصل شد، از جمله روشن كردن آتش روي بام‌ها در شب نوروز به منظور سوزاندن پليدي‌ها كه اينك اين رسم به روشن كردن شمع سر سفره هفت‌سين تبديل شده است. ساسانيان معتقد بودند كه هدف کوروش بزرگ از اعلام نوروز به عنوان يك روز ملي، برقراري عدالت، نظم، برادري، انساندوستي و پاكدامني بوده و بايد تحقق يابد.
اردشير پاپكان- كه در سال 226 ميلادي سلسله ساسانيان را تأسيس كرده بود چهار سال بعد از دولت روم كه در جنگ از وي شكست خورده بود، خواست كه نوروز ايراني را به رسميت بشناسد و سناي روم نيز آن را پذيرفت و از آن پس نوروز ما در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.
نوروز در ازمنه مختلف تاریخی همچنان به عنوان عید باستانی ایران برگزار میشد و آمد و رفت حکومتهای گوناگون و حتی اسلام نیز نتوانست خللی در برگزاری این جشن پدید آورد به طوری که خلفای عباسی نیز این مراسم را در بغداد به شکلی به جا میاوردند. این جشن همچنان ادامه پیدا کرد تا به دوره فعلی رسید.

آداب نوروز: جانمايه بيشترين رسم هاي نوروزي كه قبل از تحويل سال ( روز اول فروردين ) انجام مي شود، نو ساختن، نوپوشيدن، و پاكيزه گرداني خانه ها است . براي نظافت خانه، اصطلاح خانه تكاني به كار برده مي شود كه مفهومي سنجيده دارد، در واقع خانه تكاني نوروز چيزي فراتر از نظافت معمولي و حتي نظافت كامل خانه است. سبزه درست كردن به نيت برداشت محصول خوب و اميد بركت و فراواني، چهارشنبه سوري نماد دور كردم آفت و بلا از خانه و كاشانه، روز خيرات براي رفتگان و زيارت اهل قبور ( پنجشنبه آخر سال و شب آخر سال )
از مهمترین رسمهای نوروزی سفره نوروزی است. این سفره در مناطق مختلف نامهای مختلفی نیز دارد. سابقه تاريخي هفت سين، دست كم تا دوره ساسانيان مستند است. علاوه بر هفت سين، سفره هايي با نام هفت شين( در ميان زرتشتيان) هفت ميم ( در استان فارس ) و نيز در ساير نقاط هم معمول است.
به طور کلی نوروز را میتوان به عنوان يكي از شاهكارهاي نبوغ خلاق انساني دانست که ریشه در تاریخ و فرهنگ و نبوغ و دانش و اقتدار ایرانی دارد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 9:45  توسط مجید جمشیدی  | 

از بدو انقلاب اسلامی انتخابات بسیاری برگزار شده است که بررسی اجمالی آن این نتیجه را روشن میسازد که تاکنون جناح راست جمهوری اسلامی به مدد ۳۰ درصد رای سنتی خود همواره در همه انتخابات پیروز میدان بوده است.  این روند تنها تا زمانی ادامه داشته که نیروهای تحول خواه با ارائه چهره های مقبول و موجه به جامعه می توانستند نظر ۷۰ درصد خاموش و مخالف در جامعه را جلب نمایند و آنان را ترغیب به شرکت در انتخابات نمایند. اصولا رای دهندگان در کشور به سه دسته کلی تقسیم میشوند: نخست طرفداران سنتی جناح راست با جمعیتی بالغ بر ۳۰ درصد کل جامعه، طرفداران اصلاح طلبان با درصدی حدود ۴۰ درصد جامعه و مخالفان کلی نظام جمهوری اسلامی با جمعیتی در حدود ۳۰ درصد کل واجدین شرایط رای دادن. البته این درصدها چندان دقیق نیستند ولی بررسی نتایج آماری انتخابات در دوره های قبل منجر به استخراج این نتیجه میشود.  بسیاری از تحول خواهان جامعه بر اساس شرایط موجود در زمان رای گیری تصمیم به شرکت یا عدم شرکت در انتخابات میگیرند که از جمله عواملی که در حضور و یا عدم حضور آنان میتواند تاثیر گذار باشد عوامل زیر است: برگزاری انتخاباتی آزاد و رقابتی، حضور نامزدهای تحول خواه مطرح و مقبول جامعه، همسویی و ائتلاف فراگیر نامزدهای تحول خواه، تبلیغات گسترده و اعتماد به مجریان و ناظران انتخابات.  گواه این سخن انتخابات دوم خرداد ۷۶ بود که درصد بالایی از جامعه و شهروندان تحول خواه در آن شرکت کرده و نتیجه را به نفع محمد خاتمی تغییر دادند. ولی متاسفانه عوامل مهمی که اتفاقا رغیب نیز به خوبی از وجود آنها آگاه است باعث کاهش مشارکت مردم در انتخابات میشود و نتیجه را به نفع آنان تغییر می دهد و آنان نیز به مدد رای سنتی خود همواره پیروز میدان می شوند. اما عامل مهمی که علاوه بر همه اینها در شکست اصلاح طلبان در چند انتخابات گذشته موثر بوده است متکثر شدن آنان و عدم ائتلاف در میان آنان بوده است. اصلاح طلبان همواره از نیروهای نافرمان و یاغی خود بیشتر ضربه خوده اند تا از رغیب. یکی از این نیروها، حزب همبستگی است که از بدو تاسیس آن همواره شاهد دعوای داخلی اعضا و سردمداران خود بوده است. در دوره ای ابراهیم اصغر زاده عضو ارشد این حزب و از اعضای شورای شهر اول چنان وضعیتی را در  شورا ایجاد کرد که جناح راست خواب نتیجه اعمال تنش زای این افراد را هم نمیدید و در نتیجه یاغی گری افرادی نظیر اصغرزاده و حکیمی پور در شورای شهر نتیجه در انتخابات بعدی این شورا به نفع جناح راست تمام شد و این زمینه ای شد برای توفیقات بیشتر این جناح در انتخابات بعدی. دیگر عضو نافرمان و برهم زننده اتحاد اصلاح طلبان حزب اعتماد ملی به ریاست کروبی است. کروبی چه در انتخابات ریاست جمهوری قبل و چه در انتخابات مجلس هشتم نشان داد که تنها در فکر قدرت و تکروی است. وی از هر فرصتی استفاده کرد تا مخالفت خود را با ائتلاف نشان دهد و نتیجه آن را هم دید. بررسی این انتخابات نشان میدهد که بازنده بزرگ در این دوره کروبی و حزب مطبوع وی بوده است. نه تنها همسر وی بلکه هیچکدام از کاندیدهای اختصاصی و شاخص حزب اعتماد ملی نتوانستند در میان پنجاه نفر اول جای گیرند. کروبی در ایام قبل از ۲۴ اسفند ماه در مصاحبه ها و سخنرانیهای مختلف اصلاح طلبان را یا در لفافه و یا مستقیم آماج انتقادات خود قرار داد و هرگز قدمی در را ائتلاف و هماهنگی آرا هرچند برای مدتی کوتاه برنداشت. او حتی در مقاطعی حرکت نمادین و اصولی نمایندگان متحصن مجلس ششم را نیز تختئه کرد و آب به آسیاب مخالفان اصلاح طلبان ریخت. در صورتیکه میتوانست با چهره های شاخصی که در لیست خود داشت با اتئلافی منسجم با احزاب موجود در طیف اصلاح طلب زمینه صدور لیست قدرتمندتر اصلاح طلبان را فراهم سازد ولی همچون یک نفوذی عامل شکستن اتحاد میان اصلاح طلبان شد. ولی بازهم فرصت باقی است و اصلاح طلبان میتوانند یکبار دیگر با اتحاد استراتژیک و ترغیب مردم به شرکت در انتخابات حداقل در تهران نتیجه را به نفع خود برگردانند وگرنه که این رویه باعث میشود دیگر هرگز مردم به آنان اعتماد نکنند و پروژه یکدست سازی حکومت بدون مشکل و مخالفت به سر منزل مقصود رهنمون شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 9:28  توسط مجید جمشیدی  | 

آنشب که در برنامه کوله پشتی فرزاد حسنی سردار رادان را با سئوالات بی پروایش در انتقاد از طرح امنیت اجتماعی مورد حمله قرار داده بود و مجموعه تحت امر سردار زارعی را به تند روی محکوم میکرد هرگز کسی گمان نمی کرد که فرمانده ارشد نیروی انتظامی و مسئول رده بالاتر سردار رادان،سردار زارعی مرد اخلاق مدار نیروی انتظامی که با زور باتوم سعی داشت امنیت اجتماعی را در پایتخت برقرار کند خود روزی طبل رسوایی اخلاقی اش زده شود. بسیاری از افرادی که در آن روزها دستگیر شده و به باد کتک گرفته شده بودند شاید اتهاماتی مشابه همان چیزی را داشتند که امروز سردار زارعی معلم اخلاق آن روز خود متهم به آن است. شاید خیلی ها فکرش را هم نمی کردند که پشت این نقاب ولایی و مذهبی چهره فردی پنهان است که خود سردسته اراذل و اوباش و مفسدان بود. این بار اولی نیست که فردی با ظاهری موجه در مقامات بالا دستهای آلوده اش به فساد چه اخلاقی و چه اقتصادی رو شده است و همگان را در حیرت فرو برده است. آنهمه دروغ و ریا و عوامفریبی و ظاهر سازی و تظاهر به متدین بودن سرآخر با رسوایی همراه شد. چه بسیارند افرادی که به رقم داشتن فساد هرگز به سرنوشت این سردار دچار نمی شوند و همچنان خر مراد را سوارند و مردم را از آنچه خود میکنند، منع می نمایند. باتوم بر سر مردم می کوبند و خود بساط نماز عیش پهن می کنند. مردم را به خاطر تار مویی کتک میزنند و خود عریان در میان فاحشه ها اذان طرب سرمی دهند. به راستی وقتی مرزهای شایستگی و توانایی با تظاهر به دینداری و ظاهر سازی خلط می شوند بیش از این می توان از معلمان اخلاق و عامران به معروف و ناهیان از منکر انتظار داشت؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 0:27  توسط مجید جمشیدی  | 

فرماندار تهران ميزان مشاركت مردمي در حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر را در انتخابات هشتم حدود 40 درصد اعلام كرد. "تابناک"
رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان، ایجاد محدودیت در تبلیغات انتخاباتی و دلسردی و نارضایتی مردم از عملکرد مجلس و در کنار آن گرانی وتورم بی سابقه همگی دست در دست هم داد تا تنها ۴۰ درصد از واجدین شرایط در انتخابات تهران شرکت کنند. این در حالیست که همیشه و در همه انتخابات تاکید می شود که انتخابات یک وظیفه، فریضه الهی و از این جور شعارهاست. حال با بررسی نتیجه انتخابات روشن شد که فقط ۴۰ درصد مردم تهران به فریضه دینی و الهی خود عمل کرده اند! و ۶۰ درصد بقیه رای نداده اند. حال باید از مسئولین انتخابات و کشور و شورای نگهبان پرسید به نظر آنها رای آن ۶۰ درصد خاموش که در انتخابات شرکت نکرده اند چه بود است؟ مسلما انتخاب آنها اصولگرایان نبوده اند چرا که اگر بودند قطعا در انتخابات شرکت میکردند و به کاندیدهای خود رای میدادند. این خاموشی اکثریت در تهران هشداری است به مسئولین کشور که نارضایتی عمومی از عملکرد دولت و مجلس در حال افزایش است و کشور در آستانه یک رفرم در انتخابات ریاست جمهوری آینده قرار گرفته است و انتظار میرود در بهترین حالت یک دوم خرداد دیگر در کشور شکل گیرد و ایکاش همین یک گزینه محتمل باشد ولی باید گفت چه بسا این نارضایتی عمومی به یک نافرمانی مدنی و خشونتهای سیاسی منجر شود که این گزینه محتمل، قطعا به نفع سردمداران حکومت اسلامی نخواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه 25 اسفند1386ساعت 13:43  توسط مجید جمشیدی  | 

يک از انواع پرکاربرد تبليغات تبليغات انتخاباتي است.هر انتخاباتي، رويدادي ويژه غير قابل تكرار و كاملا قطعي است كه در طي آن نامزدهاي انتخاباتي و توده مردم، بيش از هر زمان ديگري در معرض حجم وسيعي از ارتباطات سياسي قرار مي گيرند .
از آغاز قرن اخير تا كنون نسبت به قدرت تاثير رسانه ها بر مخاطبان سه باور متفاوت در ميان صاحب نظران وجود داشته است: باور نخست كه تا اواخر جنگ جهاني دوم ادامه داشت، رسانه ها را بسيار قدرتمند و بانفوذ و اثر آنها را اثري تزريقي مي دانست اين قوي ترين نظريه موافق با ‹‹ تبليغات مستقيم سياسي›› بود. باور دوم پس از پايان جنگ جهاني دوم شروع شد و تا حدود سال 1960 دوام آورد در اين مقطع اين ديدگاه وجود داشت كه رسانه ها نمي توانند عقايد را شكل يا نگرش مخاطبان را تغيير دهند بلكه صرفا گونه هاي مختلف اطلاعات را ارسال و باورهاي موجود را تقويت مي كنند آنها با اين ديدگاه تاثير رسانه ها را تاثيري محدود مي دانستند اين ديدگاه انتشار اطلاعات يا دكترين پشتيباني نام داشت.  ديدگاه سوم كه از اوايل سال 1960 به وجود آمد به جاي اعلام نظر قطعي در قدرت رسانه ها در تاثير گذاري بر مخاطبان به مقوله هاي جزئي تري از موضوع توجه كرد و به رهيافت هاي جديدي دست يافت مانند توان رسانه ها در ايجاد اعتماد مردم نسبت به حكومت و يا توان رسانه ها در برجسته سازي پيامهايي كه منتشر مي كنند.
آنچه كه در انتخابات در ايران پس از انقلاب اسلامي روي داده حاكي از آن است كه هر گاه مردم امكان شناخت و تمایز خط مشيهاي نامزدها را نداشته و به عبارتي آنها را مشابه مي شمردند، همزمان با سردرگمي احتمالا تحت تاثير تبليغات مستقيم رسانه اي قرار گرفته اند و در واقع نظريه تزريقي عمل نكرده و شواهدي از حضور نظريه پشتيباني و نظريه دو مرحله اي در رفتار راي دهندگان ديده شده است نظرياتي كه شاهد قدرت تبليغات غير مستقيم در مقابل تبليغات مستقيم بوده است.
من برخلاف نظر افرادی که معتقدند مجلس بدون کار کارشناسی تصمیم به تغییر در نحوه تبلیغات گرفت معتقدم اتفاقا مسئولین جمهوری اسلامی انتخابات را مهندسی کرده اند و با استفاده از تجریبات کارشناسان خود با شناخت کامل از روحیات و فرهنگ و سنن مردم ایران موفقیت خود را در انتخابات تضمین کرده اند. از یک سو با ایجاد محدودیت در انتشار پوستر های حاوی عکس نامزدها به ضعف ظاهری خود در مقابل اصلاح طلبان فائق آمده اند و از دیگر سو با استفاده از رسانه های انحصاری خود نظیر رادیو و تلویزیون، روزنامه ها، و سایتهای فراوان خبری فیلتر نشده مردم را تحت تاثیر غیر مستقیم تبلیغات قرار داده اند. جناح انحصار گرا به سبب محدودیتهای سنتی و مذهبی عملا نمیتواند ساختار شکنی کرده و از لحاظ ظاهری خود را به واقعیت جامعه نزدیک کند. خوش پوشی و آراستگی ظاهری که اتفاقا بسیار نیز مورد اقبال مردم است در عرف این جناح یک ناهنجاری محسوب میشود فلذا با حذف گزینه تبلیغات نامحدود برگ برنده جناح اصلاح طلب که محدودیتی در این زمینه برای خود قائل نیست به برگ سوخته بدل شد. از طرف دیگر جناح اقتدار گرا میداند تبلیغات بیش از حد برای حضور حداکثری مردم نیز ممکن است نتیجه دوم خرداد ۷۶ رابرای آنان رقم بزند لذا قید استفاده ابزاری از حضور حداکثری مردم را زده و به حضور حداقلی رای دهندگان بسنده کرده و موفقیت خود را به این روش تضمین کرده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 2:31  توسط مجید جمشیدی  | 

در روزهاي سرنوشت ساز انتخابات رياست جمهوري نهم در مرحله دوم هاشمي رفسنجاني و احمدي نژاد هر يک علاوه بر حضور خود در شبکه هاي صدا و سيما با اعزام نمايندگان شاخص خود به برنامه هاي تبليغات انتخاباتي برنامه هاي سياسي و اقتصادي و فرهنگي خود را در معرض قضاوت مردم قرار دادند. در يکي از آن برنامه هاي سرنوشت ساز خوش چهره نماينده احمدي نژاد در مناظره با نوبخت نماينده هاشمي رفسنجاني مقابل هم نشسته و نظرات يکديگر را به چالش کشيدند. اين مناظره که به نوعي به نفع خوش چهره و کانديداي مطبوع او به پايان رسيد به عنوان تير خلاصي بود بر نتيجه انتخاباتي بود که همه عوامل پيدا و پنهان دست دردست هم اراده کرده بودند تا نام احمدي نژاد از صندوقهاي راي بيرون آيد. خوش چهره در اين مناظره با ادامه روند عوامفریبانه احمدی نژاد با مظلوم نمایی و طرح شعارهای پوپولیستی سعی در القای این داشت که احمدی نژاد مظلوم است و در صورت انتخاب با مافیای قدرت و ثروت در خواهد افتاد، مافیایی که به زعم او نماینده اش در مقابل او نشسته بود. ولی این روزها خوش چهره با اعتراف به واقعیتهایی پرده از علت طرفداریش از احمدی نژاد برداشته است. خیانتی که بسیاری را تحت تاثیر قرار داد و سرنوشت شومی را برای ۴ سال برای ایران رقم زد. ولی حالا در آستانه انتخابات گویا مخالفت با احمدی نژاد هم یک ژست تبلیغاتی شده است. اهم مواضع اخیر خوش چهره در مصاحبه با سایت تابناک به شرح زیر است:

رئيس دولت حرف‌هاي دوره انتخاباتش را باور نداشت... به هيچ وجه من از روش اقتصادي آقاي احمدي‌نژاد حمايت نکردم...  آن صحبت‌ها و دفاعيات هم برنامه‌هاي اقتصادي ايشان نبود، بلكه حرف‌هاي خودم بود که جهت‌گيري اقتصاد بايد چگونه باشد ... دولت آقاي خاتمي - در سال آخر رياست جمهوري - در بودجه بايد 2/14 ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي را خرج مي‌کرد که اين مبلغ را در لايحه بودجه آورد... امسال وابستگي لايحه بودجه به نفت در محاسباتي که ما انجام داديم، نزديک به 65 ميليارد دلار است... در کل تغييرات از نظر رقمي 3% افزايش داشته است. معمولاً در هر سال، تغييرات حدود 5 تا 10% است که امسال از نظر تغييرات، کمترين درصد را داشته است... جمله قابل تأملي که من شنيدم، اين‌كه رئيس دولت اشاره کرده من صد ساعت روي بودجه کار کرده‌ام و اين معناي اين شده که اين کار يک کار برجسته علمي است و مجلس متهم شده که حداقل کار را انجام داده است... مگر لايحه بودجه را رئيس دولت تعيين مي‌کند که صد ساعت کار کرده؟ البته مي‌تواند يک سري اولويت بندي را دنبال کند؛ اما بودجه يک کار تخصصي است.
رئيس دولت مگر چه کسي بوده است؟ کسي که تا سه سال پيش تخصصي در زمينه کارهاي عمراني داشته است؟ حال آن‌كه اين کار، يک منطق بودجه نويسي دارد... قطعاً براي گروه‌هاي کم درآمد و مياني تورم حدود 30 تا 40 درصد است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 اسفند1386ساعت 16:20  توسط مجید جمشیدی  | 

عبدالکریم سروش در کتاب تازه اش «بسط تجربه‌ی نبوی» که قرار است ترجمه آن سال آینده منتشر شود، بحث چالش برانگیزی را پیش کشیده است که انتشار ناقص آن در طی یک مصاحبه سطحی این نگرانی را بی می انگیزد که مخالفانش آنرا دست آویز تخطئه وی و افکارش قرار دهند و کفن پوشان حرفه ای مزد بگیر سناریو نویس صدور حکم ارتدادش شوند. سروش در مصاحبه‌اش با میشل هوبینک، در بخش عربی رادیو جهانی هلند ، چکیده‌ای از این آراء را بیان کرده است.

سروش معتقد است تمام معرفت‌های بشری و استنباط‌های انسانی از دین، تاریخی است و معروض خطا. او با این نظر حکومت دینی ایران را تضعیف می‌کند؛ چون اگر تمام فهم‌های بشری از دین معروض خطا باشد، هیچ کس نمی‌تواند به نام خدا ادعای پیاده کردن شریعت را داشته باشد؛ حتی روحانیون.

سروش در «بسط تجربه‌ی نبوی» روشن می‌سازد که نظرش درباره‌ی خطاپذیر بودن معرفت دینی تا حدی درباره‌ی قرآن نیز صادق است. سروش در کنار اندیشمندان دیگری چون نصر حامد ابوزید و محمد ارکون، در شمار گروهی اندک از اصلاح‌گران رادیکالی است که مدافع رهیافتی تاریخی به قرآن هستند.

اما او در کتاب‌اش از بسیاری از همکاران رادیکال‌اش فراتر رفته است. او مدعی است که قرآن نه تنها محصول شرایط تاریخی خاصی است که در بستر آن شکل گرفته است، بلکه برآمده از ذهن حضرت محمّد و تمام محدودیت‌های بشری او نیز هست. سروش می‌گوید این سخن، سخنی بدیع و تازه نیست؛ چون بسیاری از اندیشمندان سده‌های میانه هم قبلاً به آن اشاره کرده‌اند.

او معتقد است:" وحی «الهام» است. این همان تجربه‌ای است که شاعران و عارفان دارند؛ هر چند پیامبر این را در سطح بالاتری تجربه می‌کنند. در روزگار مدرن، ما وحی را با استفاده از استعاره‌ی شعر می‌فهمیم. چنان‌که یکی از فیلسوفان مسلمان گفته است: وحی بالاترین درجه‌ی شعر است. شعر ابزاری معرفتی است که کارکردی متفاوت با علم و فلسفه دارد. شاعر احساس می‌کند که منبعی خارجی به او الهام می‌کند؛ و چیزی دریافت کرده است. و شاعری، درست مانند وحی، یک استعداد و قریحه است: شاعر می‌تواند افق‌های تازه‌ای را به روی مردم بگشاید؛ شاعر می‌تواند جهان را از منظری دیگر به آن‌ها بنمایاند."

سروش به صراحت در بخش دیگری از این مصاحبه می گوید: "بنا به روایات سنتی، پیامبر تنها وسیله بود؛ او پیامی را که از طریق جبرئیل به او نازل شده بود، منتقل می‌کرد. اما، به نظر من، پیامبر نقشی محوری در تولید قرآن داشته است." ..."اما پیامبر به نحوی دیگر نیز آفریننده‌ی وحی است. آن‌چه او از خدا دریافت می‌کند، مضمون وحی است. اما این مضمون را نمی‌توان به همان شکل به مردم عرضه کرد؛ چون بالاتر از فهم آن‌ها و حتی ورای کلمات است. این وحی بی‌صورت است و وظیفه‌ی شخص پیامبر این است که به این مضمون بی‌صورت، صورتی ببخشد تا آن را در دسترس همگان قرار دهد. پیامبر، باز هم مانند یک شاعر، این الهام را به زبانی که خود می‌داند، و به سبکی که خود به آن اشراف دارد، و با تصاویر و دانشی که خود در اختیار دارد، منتقل می‌کند. شخصیت او نیز نقش مهم در شکل دادن به این متن ایفا می‌کند. تاریخ زندگی خود او: پدرش، مادرش، کودکی‌اش و حتی احوالات روحی‌اش [در آن نقش دارند.] اگر قرآن را بخوانید، حس می‌کنید که پیامبر گاهی اوقات شاد است و طربناک و بسیار فصیح در حالی که گاهی اوقات پرملال است و در بیان سخنان خویش بسیار عادی و معمولی است. تمام این‌ها اثر خود را در متن قرآن باقی گذاشته‌اند. این، آن جبنه‌ی کاملاً بشری وحی است."

..."تلقی بشری از قرآن تفاوت نهادن میان جنبه‌های ذاتی و عرضی قرآن را میسر می‌کند. بعضی از جنبه‌های دین به طور تاریخی و فرهنگی شکل گرفته‌اند و امروز دیگر موضوعیت ندارند. همین امر، به عنوان مثال، درباره‌ی مجازات‌های بدنی که در قرآن مقرر شده‌اند، صادق است. اگر پیامبر در یک محیط فرهنگی دیگر زندگی می‌کرد، این مجازات‌ها احتمالاً بخشی از پیام او نمی‌بودند."

"وظیفه‌ی مسلمانان امروز این است که پیام گوهری قرآن را به گذشت زمان ترجمه کنند این کار درست مانند ترجمه‌ی یک ضرب‌المثل از یک زبان به زبان دیگری است. ضرب‌المثل را تحت‌اللفظی ترجمه نمی‌کنید. ضرب‌المثل دیگری پیدا می‌کنید که همان روح و معنا را داشته باشد، همان مضمون را داشته باشد، ولی شاید همان الفاظ را نداشته باشد."..." اگر بر این باور اصرار کنید که قرآن کلام غیرمخلوق و جاودانی خداست که باید لفظ به لفظ به آن عمل شود، دچار مخمصه‌ای لاینحل می‌شوید. "

سروش در پاسخ به آیت الله سبحانی منتقد و معترض آرایش در این زمینه میگوید: محمد عرب است لذا قرآن هم عربی می شود، وی در حجاز و در میان قبائل چادرنشین زندگی می کند، لذا بهشت هم گاه چهره عربی و چادر نشینی پیدا می کند: زنان سیاه چشمی که در خیمه ها نشسته اند (حور مقصورات فی الخیام، سوره الرحمن)

* در همین زمینه:
- پاسخ آیت الله سبحانی به سروش
- پاسخ «بهاءالدين خرمشاهي»

و اما یک نکته و آن اینکه من هيچ اشکالی در سخن سروش نمی‌بينم همه حرف سروش بسط این بیت مولوی است که میفرماید :
گرچه قرآن از لب پیغمبر است
هرکه گوید حق نگفت، آن کافر است 
از دیدگاه سروش قرآن از لبِ خدا يا لب جبرييل نيست؛ از لب پيغمبر است. این چیزی است که خیلیها جرات بیانش را ندارند ولی سروش آنرا با شجاعت بیان کرده است و در طول تاریخ نیز برخی به آن اشاره داشته اند ولی افرادی نظیر امام محمد غزالی تکفیر کننده آن بودند. این مطلب دکتر سروش چندان چیز جديدي در فحواي آن نسبت به محتواي كتاب بسط تجربه نبوي نيست، بلكه توضيح و تبييني شفاف تر از همان مضمون است. به نظر سروش راه درک تجربه وحی که مخصوص پیامبران است در نظر ایشان نگریستن با عینک عرفان است.دکتر سروش پیامبران را عرفای بزرگ و بختیار می داند که تجربه ای عرفانی پیدا می کنند و آن تجربه را در اختیار امت خود قرار می دهند(برعکس خیلی از عرفای معمولی) با توجه به نکته بالا قرآن حاصل این تجربه عرفانی است که حاصل یکی شدن خالق و مخلوق(پیامبر) است.قرآن کلام پیامبری است که خود می گوید بشرم ولی چون به آن مقام وحدت عرفانی رسیده کلام او همان کلام خداست.این بی شک یک معجزه است ولی قرآن کدام یک از معجزات پیامبران را خارج از قوانین حاکم بر دنیای مادی ما میداند؟صحبت اینجاست که کلام اگر کلام است پس زمینی است پس محصور زمان است محصور علم زمانه هم هست ولی از آنجا که این کلام حاصل اتحاد پیامبر و خالقش است همان کلام خداست.
می بینید که مثنوی بعد از سالها هوز برای بشر امروز حاوی معارف غنی است حال مولا نا کجاو پیامبر کجا،در نتیجه قرآن با این توصیف دکتر سروش همچنان معجزه،همچنان کلام خدا و همچنان منبعی معرفتی برای بشر امروز و فرداست.

و در خاتمه اینکه چه خوب بود جناب دکتر سروش به جای نشر ناقص یک نظریه علمی در مصاحبه ای سحطی و مختصر عقایدشان را در قالبی مستدل و جامع و با شرحی کامل در دسترس همگان قرار می دادند تا دست کم هر کس که قصد داشت در مقام پاسخگویی و نقد برآید با فهم و برداشتی درست و عاری از شک و شبهه دست به این کار بزند تا حداقل شان علمی ایشان حفظ میشد و هر کسی به خود اجازه نمی داد با هر سطحی از سواد به جایگاه ایشان به عنوان دانشمندی دارای صلاحیت و پیشینه ای ارزشمند توهین کرده و حتی کار را به تخریب شخصیت حقیقی ایشان برسانند و چه بهتر بود که معترضان به این سخنان هم با سعه صدر و رویکردی استدلالی و دانش گرایانه با این نظریه برخورد می کردند تا کار این گونه به اهانت و افترا نمی کشید.

+ نوشته شده در  شنبه 18 اسفند1386ساعت 23:47  توسط مجید جمشیدی  | 

چندی پیش دکتر سروش در مصاحبه با رادیو هلند نظری را در مورد قرآن و پیامبر بیان کرد که در داخل کشور واکنشهایی را برانگیخت.  اما در این میان واکنش مجیدی به این اظهارات آنقدر کودکانه و احساسی بود که جای هیچگونه بحث علمی را باقی نگذاشت.  مجیدی طی روخوانی متنی در مراسم اهدای جایزه به فیلم اخیرش در انجمن روزنامه نگاران مسلمان به شدت به سروش تاخت و اورا تکفیر کرد. من معتقدم قضاوت در باره كلام ‏سروش از موضع يك متخصص دين در صلاحيت يك كارگردان نيست حال باید پرسید آیا  کارگردان برجسته بودن  مجوزي براي اظهار نظر ‏عليه بحث علمی آقاي سروش صادر می کند؟
به یاد دارم در جایی خواندم که آقای مجیدی به توصیه نزدیکان خود برای اکران فیلمش در اروپا نام فیلم رنگ خدا را به رنگ بهشت تغییر داد تا حساسیت اروپاییها را برنیانگیزد آنوقت در مراسمی که از سوی خبرنگاران مسلمان! به او جایزه اهدا میکنند دچار نوعی جوگیری شده و سروش را به خاطر اظهار نظری علمی تکفیر می کند و حکم به کافری او میدهد. بلاخره در کشوری که هیچ چیز و هیچکسش سرجای خودش نیست مجیدی هنرپیشه فیلمفارسی های اوایل انقلاب و کارگردان مشهور امروزی میشود کارشناس علوم دینی و نظری! آقای مجیدی جمع کنید این بساط کاسبکارانه را.

+ نوشته شده در  جمعه 17 اسفند1386ساعت 3:6  توسط مجید جمشیدی  | 

از نخستین روزهایی که احمدی نژاد با هزار رانت پشت پرده از شهرداری به ساختمان کاخ ریاست جمهوری در خیابان پاستور نقل مکان کرد همواره در دل داشت تا فردی همسو با آرا و نظرات خود را در پست شهرداری تهران به کار بگمارد. این در حالی بود که اعضای شورای شهر در پی توصیه های پشت پرده در حال آماده شدن برای تعیین قالیباف جهت تصدی پست شهرداری تهران بود. طرفداران دولت در آن روزها به جد تلاش داشتند تا از این اتفاق ناخوشایند به زعم آنان خودداری کنند ولی اراده ای برتر حکم به شهرداری قالیباف داده بود . سرانجام قالیباف با رایی شکننده و با اختلاف یک رای پیروز این کارزار بود. ولی این اول ماجرای جنگ سرد دولت با شهردار تهران بود. چرا که عدم دعوت شهردار به دولت که در زمان شهرداری احمدی نژاد توسط خاتمی به سبب مخالفت دولت با احمدی نژاد رخ داده بود و وی نیز نسبت به آن اعتراض داشت در زمان ریاست دولت توسط او نیز دنبال شود و قالیباف راهی به جلسات هیات دولت نداشته باشد.  کارشکنی ها از همان روزهای اول با عدم تخصیص بودجه به مترو به مدیریت عاملی فرزند هاشمی رفسنجانی شروع و به خود شهرداری رسید. در انتخابات دور سوم شوراهای شهر دولت تلاش زیادی کرد تا بتواند اکثریت این شورا را جهت تغییر شهردار به دست آورد ولی اختلافات پنهان چمران رییس این شورا که با تلاش بسیار سعی در کتمان آن داشت راه را برای عدم موفقیت  لیست رایحه خوش خدمت باز کرد. دولت با یک اشتباه استراتژیک چمران قدرتمند را در شورا از دست داده بود از طرف دیگر اصلاح طلبان نیز با معرفی چهره های درخشان و توانای خود در این انتخابات توانستند کرسی های تاثیر گذاری را در این شورا به دست آوردند و از طرف دیگر یاران قالیباف نیز توانستند به پشتوانه مدریت موفق شهری قالیباف چند کرسی باقیمانده را به دست گیرند. نتیجه آنکه باز هم شهردار محبوب تهران توانست پست خود را حفظ نماید و با استفاده از اتحاد استراتژیک اصلاح طلبان و یارانش و همچنین چمران که نقش یک بیطرف را بازی میکرد تصدی خود را بر شهر تهران حفظ نماید. تا اینجا دولت در حالتی آچمز نظاره گر شکست خود در شورای شهر تهران بود ولی اندک اندک با پرو بال دادن به ستاد تبصره ۱۳ در صدد ایجاد مدیریت شهری به موازات شهرداری نمود. این ستاد به تدریج با حمایت وزیر کشور و شخص احمدی نژاد به واسطه در اختیار داشتن پول هنگفت نفت به آرامی شروع به ایفای نقش نمود تا دامنه اختلاف آن با شهرداری گسترده شد و نامه نگاریهای شهرداری با وزارت کشور و این ستاد از حالت یک تعامل و گفتگوی انتقادی به یک جنگ تمام عیار تبدیل شد. در این میان حمایت قاطع شورای شهر از شهرداری کفه ترازو را به نفع قالیباف سنگین کرد. تا اینکه این روزها شنیده شد شهردار تهران  طی یک نامه ۵۶ صفحه ای جواب ستاد تبصره ۱۳ در انتقاد  به ضعف عملکرد شهرداری در مدیریت شهری را با مشتندات کافی داد. ولی گویا جناب هاشمی رییس تبصره ۱۳ خود را یک تنه فراتر از مجموعه شورای شهر دانسته و هر روز از رسانه ها شهرداری را متهم به ضعف عملکرد می نماید و بی تقوایی را تا بدانجا ادمه داده که منافع مردم و شهر تهران و نیز بودجه مصوب مجلس را که در اختیار این ستاد است عاملی برای گرو کشی و تخریب وجهه قالیباف قرار داده است. علت آن نیز چیزی نیست بجز احساس خطر کردن احمدی نژاد نسبت به احتمال کاندیداتوری قالیباف در انتخابات ریاست جمهمری آینده. احمدی نژاد که ضعف ظاهری، مدیریتی، محبوبیت و مقبولیت مردمی را در خود نسبت به قالیباف احساس میکند از هر حربه ای جهت ضربه زدن به روند  محبوبیت قالیباف استفاده میکند. ولی خوشبختانه مشاوره گرفتن از افراد کند ذهن و تندرویی نظیر ثمره هاشمی، زریبافان، الهام و نظایر آنها هر روز بیش از پیش کفه ترازو را به نفع قالیباف سنگین تر میکند. ولی در این میان یک نکته حائز اهمیت است و آن اینکه این مردم شهر تهران هستند که قربانی این کینه توزی دولت نهم با مجموعه شهرداری می شوند. مترو دوبی تنها دوسال است که کلید خورده ولی ظرف این دوسال با پیشرفت فیزیکی ۶۰ درصد بناست تا ۲ سال آینده راه اندازی شود ولی متاسفانه تهران با وجود داشتن  مشکلات عدیده شهری و ترافیکی هنوز اندر خم راه اندازی ایستگاه به ایستگاه مترو خود است. این دلیلی ندارد به جز آنکه متاسفانه مردم در فرآیند تصمیم گیری های دولت و مجلس و اختصاص بودجه جهت خدمات شهری در اولویت نیستند. کار به جایی رسیده که یک نفر در ستاد تبصره ۱۳ خود را در مقابل ۱۵ نفر عضو برگزیده شورای شهر و شهردار منتخب آن ایستاده و با گرو کشی خود را در مقام ناظر بر عملکرد شهرداری میبیند. آنوقت پول این مردم در جای دیگر با چه حاتم بخشی صرف بازسازی عراق میشود. در خبر ها آمده بود که ایران پس از سفر احمدی نژاد به بغداد تصمیم دارد تا مبلغ یک میلیارد دلار وام جهت بازسازی عراق به دولت عراق بدهد. عراقی که  ۸ سال مردم این کشور را به خاک وخون کشید حالا نه تنها با وجود شناخته شدن به عنوان متجاوز غرامتی به ایران نداد بلکه از حاتم بخشی رییس دولت نیز بهره مند میشود آنوقت مردم تهران باید ساعتها از وقت خود را در ترافیک و صفهای طولانی اتوبوس و مترو صرف نموده تا از محل صرفه جویی در هزینه های دولت در انجام وظایف ذاتی اش پول بازسازی بغداد را بدهد.  دست آخر اینکه قالیباف با ارسال نامه ای به آیت اله خامنه ای  از وی جهت حل و فصل این اختلاف استمداد کرده است تا شاید احمدی نژاد که این روزها دیگر غیر قابل مهار به نظر میرسد و خود را در مقام شامخ نجات بخش دنیا میداند با حکم رهبری دست از کارشکنی و لجبازی با مدیریت شهری تهران بردارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 19:13  توسط مجید جمشیدی  | 

من اصولا تصمیم دارم تا در این انتخابات شرکت نکنم چون آن را فاقد مشروعیت قانونی و حداقلی از شرایط دموکراتیک میدانم ولی در بررسی لیستهای انتخاباتی منتشره از سوی گروهها و احزاب کشور لیست اعتدال و توسعه را نسبت به سایر لیستها جامع تر و کاملتر از سایر رقبا میدانم. چون واجد سلایق و علایق گوناگونی در عرصه سیاست کشور است. لیستی دربرگیرنده بسیاری از گروهها و احزاب کشور. هرچند از خیلی هایشان خوشم نمیآید. ولی لازم به ذکر است که مجلس یک دست چه چپ چه راست نیازهای کشور را برآورده نمیکند.

لیست اصلاح طلبان در تهران

لیست 30 نفره حزب اعتماد ملی

لیست انتخاباتی اعتدال و توسعه

جبهه متحداصولگرایان

ليست نامزدهای مجلس در مراکز استان ها

لیست مستقلها در تهران

ائتلاف فراگیر اصولگرایان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 19:10  توسط مجید جمشیدی  | 

مسئله ای که من مدتهاست برای آن پاسخ روشنی برایش پیدانمی کنم کوتاه آمدن جناح راست سنتی نظیر موتلفه و روحانیت مبارز مقابل کوتوله های سیاسی رایحه خوش خدمت و و کلا دولت نهم است. امروز در خبرها داشتیم که علینقی خاموشی انصراف داد! این خبر کوتاه و بی سر و صدا بود. ولی نکته ای در آن هست که به آن پرداخته نشده است. من علی رغم اینکه با اصول فکری جناح راست اصلا میانه ای ندارم ولی میتوانم به عنوان یک شاهد بر توان مدیریتی خاموشی و تجربه گرانبهای وی در عرصه مدیریت گواهی دهم. بیش از ۲۷ سال سابقه مدیریت در اتاق بازرگانی و صنایع و معادن چیزی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت. شاید ولایت مداری این جناح و مصلحت اندیشی های پنهان و حکمهای حکومتی منجر به کوتاه آمدن این جناح مقتدر در مقابل جوجه سیستمدارانی نظیر کوچک زاده و خادم و علی مطهری و سعید ابوطالب و علی ثمری با (مدرک تحصیلی جعلیش) و ... باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 18:29  توسط مجید جمشیدی  | 

مصطفی پور محمدی وزیر کشور اعلام کرد :"اين كه سايت‌هاي اينترنتي در روز انتخابات قطع شوند به برنامه‌هاي امنيتي وزارت ارتباطات و فن‌آوري اطلاعات بستگي دارد. "

البته جناب وزیر احتمالا منظورشان قطع اینترنت بود و گرنه هر کودکی میداند که سایتهای اینترنتی! قابلیت قطع کردن ندارند.

این تصمیم جهت تامین امنیت سایت! انتخابات اتخاذ شده است. این در حالی است که اگر به جای استفاده از چند تا کودن و احمق به عنوان کارشناس آی تی در وزارت کشور از انبوه استعدادهای آی تی و امنیت شبکه موجود در کشور استفاده میشد تصمیم احمقانه قطع اینترنت حتی در حد حرف هم که یکی از مسخره ترین گزینه های جلوگیری از خرابکاری است مطرح نمیشد. البته خوب طبیعی هم هست که در شرایطی که فقهای شورای نگهبان عمل نظارت بر انتخابات و شمارش رایانه ای! را برعهده بگیرند از این تصمیمات کارشناسی هم باید گرفته شود. همین کارشناسان شورای نگهبان بودند که در چند دوره اخیر انتخابات با شمارش رایانه ای آرا به دلایل کارشناسی مخالفت میکردند و از نرم افزار ویژه آن ایرادات فنی میگرفتند!

وزیر کشور در ادمه سخنان خود گفته:" نمي‌دانم اين خبر‌ها به چه صورتي پخش مي‌شود" اینهم از آن حرفهاست که جناب وزیر که مسئول حراست از آرای مردم نیز در انتخابات هست و اتفاقا یک چهره امنیتی هم محسوب میشوند از اینکه چگونه این خبر درز پیدا کرده اظهار شگفتی کرده اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 10:58  توسط مجید جمشیدی  | 

* احمدی نژاد: "ایران قدرت شماره يک دنيا است."

* سيد محمد باقر خرازي، دبير كل حزب الله ايران: ‎‏"هدف هر ايراني حزب اللهي نيز بايد اتحاد جماهير اسلامي ‏براي فتح کل دنيا باشد زيرا خداوند ايرانيها را براي تصرف کل دنيا آفريده است."

* حمید رضا ترقی، عضو شاخص موتلفه اسلامی: "نبايد به عدالت ‏شوراي نگهبان شك كنيد."

* الهام، سخنگوی دولت: "در پیروزی هسته‌ای در حق احمدی‌نژاد جفا شد."
* الهام، سخنگوی دولت:"عواقب اجراي بودجه ۸۷ دولت با مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام است." در ادامه این اظهار نظر: ‌غلامعلي حداد عادل، رييس مجلس، در جلسه بررسی بودجه سال ۸۷ در مجلس به نمايندگان مجلس گفت که "آيت الله خامنه اي، رهبر ‏جمهوري اسلامي از ايرادات مجمع تشخيص مصلحت در خصوص بودجه سال 1387 آگاه است و طي نامه اي از شوراي ‏نگهبان خواسته است ايرادات مجمع تشخص مصلحت را به مجلس منتقل کند."‏

* قاضي حسينيان قاضي دادگاه  کتاب "تراژدي دموکراسي در ايران" نوشته عمادالدین باقی: "صرف ‏داشتن مجوز وزارت‎ ‎ارشاد دليل چاپ يك كتاب نمي‌شود".

* احمدی نژاد: "من نزديك به 100 ساعت در بودجه سال 87 كه از سوي دولت تصويب شد جلسه و گفت‌وگو داشتم و بيش از 60 ساعت آن با كارشناسان برنامه و بودجه بود كه در جلساتي اين مباحث را دنبال كرديم و حدود 40 ساعت نيز تك تك با كارشناسان صحبت مي‌كردم يا خود مطالعه و سوابق را بررسي مي‌كردم ولي شما مي‌بينيد كه در 30 دقيقه در مجلس ، 39 هزار ميليارد تومان به سقف بودجه اضافه مي‌شود."

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 10:49  توسط مجید جمشیدی  | 

"بعضی ها گمان دارند فقط قوانينی که ناشی از نظریه پردازی آن هاست، درست است و درست ترين قوانين ‏است. در حالی که قدرت ما ناشی از یک قدرت واقعی یعنی انقلاب ماست، ناشی از این حقیقت که انقلاب ما ‏خواستار پیروزی یک طبقه یا یک ایدئولوژی نیست، انقلاب ما از هیچ شعاری پیروی نمی کند ولی هر چه را ‏به نظرمان برای ملت خوب باشد با آغوش باز می پذیریم خواه برچسب کمونیستی داشته باشد یا سوسیالیستی ‏باشد و یا سرمایه داری. هدف نهائی این است که که ایران ظرف بیست سال، به همان جایگاهی از تمدن و ‏پیشرفت برسد که مترقی ترين کشورهای جهان به آن دست یافته اند...."‏

فکر میکنید این جملات از کیست؟ این جملات از شاه است که در بخشی از کتاب انقلاب سفید خود آورده است. مروری بر خاطرات اولیه انقلاب واقعیتی را برای همگان آشکار می سازد و آن اینکه در انقلاب ایران طبقه خاص یا ایدئولوژی خاصی عامل پیروزی انقلاب نبود ولی افسوس که بعد از گذشت مدت کوتاهی زیاده خواهی عده ای قلیل بخش اعظم زحمتکشان و دلسوزان انقلاب را از اطراف آن راند و انقلاب مصادره به مطلوب شد. ای کاش افرادی که در بدو انقلاب کمترین تلاش و زحمتی برای آن نکشیده اند و اکنون زمام امور را در دست دارند ذره ای فروتنی موجود در سخنان بالا را پیشه خود میساختند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 10:20  توسط مجید جمشیدی  | 

عليرضا ملکيان معاون امور مطبوعاتي و اطلاع رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ‏و نويسنده سابق کيهان معاونت فعلی مطبوعاتي وزارت ارشاد، در نامه اي خطاب به کليه روزنامه هاي سراسري و ‏خبرگزاري هاي داخلي، دستورالعمل بي سابقه شوراي عالي امنيت ملي براي رسانه هاي کشور را به آنها ابلاغ ‏کرده است.

در این دستور العمل از رسانه های کشور خواسته شده است تا نسبت به رعایت نکات مطرح شده کوشا باشند. نگاهی اجمالی به این دستور العمل روشن می سازد که راه هرگونه اظهار نظر رسانه ها در مورد مسائل مطرح شده در آن بسته شده و قصد بر آن است تا رسانه ها کشور در اقدامی هماهنگ تبدیل به روزنامه کیهان و ایران شوند و همسو با شعارها و دروغ پراکنی ها مرسوم در این نشریات همچون نظام یکدست فعلی که از قضا به مذاق حاکمان نیز خوش آمده است همه رسانه ها نیز عملکردی واحد و دستوری و یکدست و هماهنگ با تفکر غالب در دولت داشته باشند.

این در حالیست که چندی پیش سه روز پیش معاون رسانه ای رییس جمهور ادعا کرده بود که مطبوعات ایران در همه دنیا از ‏همه ازادترند و پرند از انتقاد دولت و دولت هم تشویقشان می کند.‏

محورهای اصلی دستور العمل شورای امنیت ملی به قرار ذیل است:
- دستاوردهاي برنامه صلح آميز هسته اي ايران در خدمت ‏جهان اسلام خواهد بود.
- تاکید بر اعلام آمادگي ايران براي کمک به برنامه هسته اي مصر و ساير ‏کشورهاي اسلامي
- بيان شادماني مسلمانان از ‏پيشرفت هاي هسته اي ايران
- غرب نمي خواهد دانشمندان مسلمان به ‏تکنولوژي روز انرژي در دنيا دست يابند.
- بزرگ نمايي اختلاف برخي از کشورهاي اروپايي با سياست آمريکا درباره ‏برنامه هسته اي ايران
-  طرح اختلاف آمريکا با روسيه و چين درباره برنامه هسته اي ايران
- افزايش تنفر از ‏آمريکا در کشورهاي غرب و اسلامي
-و اين که اروپا بازنده اصلي سياست هاي آمريکا درباره ايران است.
- آمريکا براي حل مشکلاتش ‏در عراق نيازمند مذاکره با ايران است.
- ايران اهل مذاکره و منطق براي حل مشکلات منطقه و عراق است.
- آمريکا براي موفقيت در منطقه به همکاري با ايران نياز دارد.
- امنيت در عراق بدون حضور سازنده ايران ‏شکل نمي گيرد.
- از آنجا که دشمنان دولت ايران معمولاً در آستانه هر انتخاباتي ‏سعي در القاي يأس و نااميدي در ميان مردم و زير سوال بردن سلامت انتخابات را دارند، انتظار دارد مطبوعات ‏و خبرگزاري ها تحريکات خارجي براي اخلال در انتخابات را براي مردم افشا کنند و با ايجاد فضا و شور ‏انتخاباتي مشارکت مردم و براي حضور حداکثري در پاي صندوق هاي رأي جلب نمايند و از طرح مطالبي که ‏موجب تشويش اذهان عمومي و اخلال در روند انتخابات مي شود جداً خودداري نمايند.
- در ‏بخش هايي در مورد لزوم رعايت سياست هاي ابلاغ شده قبلي شورا در مورد "يمن" و نيزاهميت تاکيد بر "رفتار ‏انساني جمهوري اسلامي ايران با مهاجران افغاني" نيز اشاراتي دارد و در بخش پاياني، از رسانه هاي ايراني ‏خواسته است با نزديک شدن به سالگرد دستگيري 15 ملوان انگليسي، "براي مقابله با جوسازي احتمالي... برنامه ‏هاي لازم را تدارک ببينند".‏

در پایان یک جمله از مسعود بهنود بهترین جواب برای این خواسته غیر قانونی و دیکتاتوری رسانه ای است:

"... آن ها که در صدد برمی آیند با کور کردن روزن های اطلاعاتی بر مردم، آسان تر بر آنان ‏حکومت کنند، در اين دنيای گسترده و به هم پیوسته، هم کار خود دشوار می دارند و هم خود و حکومت ‏مطلوب خود را در غفلت می اندازند، و این غفلت نتيجه اش دو تا نیست و یکی است. ‏" و نتیجه آن هر چه هست به نفع ایجاد کنندگان آن نیست.

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 9:46  توسط مجید جمشیدی  |