تبليغاتX
راپورتهای یومیه
یاداشت های روزانه مجید جمشیدی از سیاست, هنر و جامعه

دکتر صفار هرندی وزیر ارشاد اسلامی:" که اگر نویسنده‌ای به شرح جزيي‌ترين روابط يک زن و مرد و توصيف خلوت آن‌ها بپردازد، چه رابطه حرام و چه حلال باشد و بخواهد آن را منتشر کند تا به دست فرزند من و شما برسد، وزارت ارشاد جلوی انتشار اين کتاب را مي گيرد."
از خروس خوان صبح که بیدار میشی و از خونه بیرون میزنی تا بوق سگ که برمیگردی خونه، توی همین جامعه به شدن سیاست زده و اسلام زده ایرانی از دهن همه بد و بیراه میشنوی، از نانوا، بقال، راننده تاکسی تا دانش آموز و دانشجو و تحصیلکرده و نکرده... نوجوانان تازه سبیل سبز کرده وقتی دارند دسته جمعی از مدرسه برمیگردنند و از کنارشان عبور میکنی در فاصله چند ثانیه عبوری باران فحش و ناسزا را نثار هم میکنند و با الفظ رکیک برای هم لقب میتراشند. راننده ای که به خاطر یک ترمز اضافه خواهر و مادر عابر پیاده و یا راننده دیگر را در حضور مسافرین آباد میکنه. اصلا چرا راه دور بریم داخل موبایل هر کسی رو بگردی محاله اثری از یک اس ام اس رکیک و یا عکس و کلیپی عرش لرزان را پیدا نکنی. آنوقت وزیر ارشاد نگران کتابی است که در تیراژ سه تا پنج هزار نسخه چاپ میشه و اتفاقا فقط به دست معدودی کتابخوان  و اهل فرهنگ میرسه. نگرانه که مبادا با خواندن آن چند سطر جوانی احساس قبیحه بهش دست بده و ایمانش بلرزه و ...
مگه نه اینکه این جوان در همین جامعه زندگی میکنه؟ مگه نه اینکه از صبح تا شب توی خیابانهای اسلامی همین شهر  علی رغم تلاش ماموران زحمت کش ارشاد اگه اهل فسق و فجور باشه تمامی اسباب برای برگزاری یک سور چشم چرانی مهیاست؟ مگه نه اینکه ماهواره توی هر خونه ای پیدا میشه و تعداد شبکه های پ.و.ن.و.گ.ر.ا.ف.ی. از شبکه های معمولی هم بیشتره. مگه نه اینکه با وجود زحمات عزیزان مخابرات و فیلترینگ گسترده هر بچه ای میتونه فلیتر رو به شیوه خودش دور بزنه و به هر جا خواست سرک بکشه. مگه نه اینکه توی همین شهر اگر اهل تلخکی باشی و با شاره ای یک موسیو با صندوق عقبی پر از انواع نوشیدنی در جلوی منزلت ارائه خدمات میکنه. اونوقت چه جای نگرانی برای اینست که کسی در ترجمه ای لیوان شراب را لیوان لیموناد و یا شربت ترجمه بکنه یا نکنه؟
این جناب طوری حرف زده اند که اصلا گویی جماعت نویسنده مشتی ارذل و اوباش هستند که از قضا ته مایه سوادی هم دارند و اصلا هم نه در این کشور زندگی می کنند و نه متعلق به این فرهنگ و جامعه هستند و فقط برای گذارن وقت و تحریک عده ای از سر شکم سیری چند جمله ای در باب س.ک.س و روابط پنهانی قلم میزنند. خب در این شرایط باید هم انسانی کامل و آگاه و همه چیز دادن در وزارتخانه ارشاد بنشیند و حقوق بگیرد و برای جلوگیری از رواج فساد توسط کتابی در تیراژه ۳۰۰۰ نسخه در جامعه چند ده  میلیونی خود را فدا کند و اراجیف نویسنده را با ابزار دقیق تقوای سنج خود پالایش و ویرایش کند.
من در همین جا و بدینوسیله از سربازان گمنام اداره ممیزی کتاب وزارت ارشاد تشکر ویژه میکنم که فداکارانه اندام خود را وسیله سنجش میزان تحریک کنندگی جملات منحرف کننده نویسندگان معلوم الحال قرار می دهند و در این راه ذره ای چشم داشت نداشته و ندارند. از خداوند متعال هم میخواهم تا گناهان این عزیزان را که ناخواسته برای صلاح جامعه مجبور به خواندن جملات منحرفانه این نویسندگان میشوند ببخشد و بیامرزد.
لازم به ذکر است که طبق نظر حقوقدانان و همچنین تفسیر هیئت پیگیری قانون اساسی از مصوبه سال ۱۳۶۷ شورای عالی انقلاب فرهنگی، ممیزی کتاب امری خلاف قانون اساسی است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 0:20  توسط مجید جمشیدی  | 

نمایشگاه کتاب تهران با پیشینه ۲۱ دوره برگزاری از هیچ حیث قابل رقابت با همتایان خارجی خود نیست. این نمایشگاه که در واقع فروشگاه بزرگی از کتاب است در عمل تبدیل به مکانی مکاره شده برای نجات مالی ناشران در حال احتضار ایران. این نمایشگاه سعی دارد جای خالی فروشگاههای بزرگ و چند طبقه کتاب و محصولات فرهنگی در کشورهای پیشرفته را در ایران پر نماید. فروشگاههای بزرگی که اصل احترام به مشتری را با فراهم کردن کلیه امکانات لازم برای ایجاد محیطی فرح بخش و دلنشین و فرهنگی دنبال میکنند و دست کتابخوان را برای انتخاب هر نوع کتابی باز میگذارند. ولی متاسفانه در ایران تجربه برگزاری ۲۱ نمایشگاه نه تنها به کار مجریان تازه کار و فصلی و بی ثبات دولتی نمی آید بلکه هر سال دریغ از پارسال. دولتی و سیاسی کردن کامل نمایشگاه، بهره برداری های تبلیغاتی و سیاسی به جهت حضور مردم، نوآوریهای تهوع آور و بدون کارشناسی در برگزاری نمایشگاه در یک مکان غیر کاربردی برای این نمایشگاه، عدم رعایت ایمنی های لازم برای بازدیدکنندگان و محصولات فرهنگی موجود در نمایشگاه، عدم رعایت حقوق شهروندان در ایجاد بسترهای لازم رفاهی و بهداشتی و بسیاری از دیگر موارد، این نمایشگاه را به یکی بدترین برگزاریهای ادوار مختلف عمر این نمایشگاه بدل کرده است. در کنار همه اینها ممیزی و جمع آوری توهین آمیز کتابهای چاپ شده و مجوز دار از سطح نمایشگاه، این نمایشگاه را نسبت به دیگر نمایشگاههای کتاب در دنیا مثتثنی کرده است.
نمایشگاه کتاب فرانکفورت
داشتن حق انتخاب یکی از اولین حقوق مسلم یک مشتری و کتاب خوان در سطح دنیاست. حقی که در ایران گروهی اقلیت آنرا به رسمیت نشناخته و خود را در جایگاه همه چیزدان محق در انتخاب و ممیزی کتاب میدانند. آنان باید مثل خیلی از موارد دیگر در این کشور تعیین کنند که چه بخوانید و چه نخوانید. آنان باید با خط کش و ابزارهای دقیق ممیزی سطر سطر یک نوشته را آزمایش کنند و سلامت آنرا برای جامعه تضمین نمایند. همین ابزار دقیق ممیزی در مقطعی از زمان رای به نشر یک محصول فرهنگی میدهد و در مقطعی دیگر در دست مدیری دیگر رای به خمیر کردن کتابی چاپ شده.
به همه این مشکلات نمایشگاه کتاب در ایران باید یک موضوع تکراری دیگر را هم اضافه کرد و آن اینکه برگزاری نمایشگاه در مصلای تهران به سبب نداشتن زیرساختهای لازم عملا مدت دو هفته است که زمینه های آزار ساکنین و شرکت های اطراف این محل را فراهم کرده است. ترافیک سنگین، آلودگیهای صوتی و بصری، ازدحام جمعیت، کمبود وسائل نقلیه عمومی نیز از دیگر پیامدهای برگزاری نمایشگاهی است که باید در درجه اول واجد فضایی آرام و فرهنگی باشد.
در آخر یادآوری جمله قصار صفار هرندی وزیر ضد فرهنگ ارشاد اسلامی را لازم میدانم که عمق تفکر و اهداف دولتمردان را در برگزاری نمایشگاه کتاب به نمایش میگذارد:
«مصلی مکانی برای همه تلاشها و کنشهای اجتماعی و هر چیز دیگری بوده و چه اشکالی دارد اگر ما بازگشتی هر چند به صورت نمادین به گذشته خود داشته باشیم و بگوئیم مصلای ما همان نمایشگاه ماست، دین ما همان سیاست ماست، سیاست ما همان دین ماست» .

+ نوشته شده در  شنبه 21 اردیبهشت1387ساعت 10:40  توسط مجید جمشیدی  | 

این روزها پیدا کردن سوژه برای نوشتن زیاد سخت نیست. تا سوژه، این کشور گل و بلبل باشه و رییس جمهورش احمدی نژاد و سخنرانیهای گهربار ایشان و دوستانشان، راحت میشه مثنوی هفتاد من کاغذ نوشت.

احمدی نژاد، معاون اول امام زمان:
سخنان احمدی نژاد در جمع طلاب جوان مشهد از آن دست سخنانی بود که اعتماد به نفس زیادی برای بیان آن لازم است و این اعتماد به نفس در کسی یافت نمیشود چون جسته ایم ما! جز احمدی نژاد که اگر دوره بعدی هم رییس جمهور شود حتما ادعای معاون اولی امام زمان را مطرح میکند. اینکه ایشان ادعا میکند حامل يك ماموريت الهي بوده و مستقيما توسط امام زمان(عج) هدايت مي‌شوند، ادعايي است که یک جواب در مقابل یک سئوال اساسی را می طلبد و آن اینکه چگونه مي‌شود كه ایشان تحت هدايت امام زمان باشند اما براي مثال از كنترل قيمت گوجه‌فرنگي، برنج و مايحتاج مردم ناتوانند.  وی در بخشی از سخنان خود گفت: "حركت آخر آغاز شده است. ما بايد داخل ايران را سريع جمع و جور كنيم و به مسئوليت‌هاي جهاني انقلاب بپردازيم." ایشان بر پایه کدام پشتوانه تجربی و علمی و نظری و دینی و اقتصادی اینک داعیه مدیریت جهان را دارند؟! 
فایل صوتی ادعاهای احمدی نژاد!: بخش اول    بخش دوم

دوم خردادیهای قاتل!:
در خبرها آمده که روح الله حسینیان عاشق سینه چاک سعید امامی در دانشگاه امیر کبیر باز هم همانند برنامه چراغ،  دوم خردادیها را مسبب قتلهای زنجیره ای معرفی کرده است. این سخنان و ادعاها میتوانست برای هر کسی جز ایشان خشم و قهر قاضی مرتضوی را به دنبال داشته باشد ولی با کمال حیرت می بینیم که ادعاهای ایشان کمترین واکنشی را هم برنمی انگیزد. حسینیان البته به درستی معتقد است که سعید امامی نقشی در قتلها نداشته است چرا که بعدا مشخص شد که در زمان قتلها امامی مشاور وزیر اطلاعات بود. سعید امامی خود نیز معترف است که نقش اصلی را نداشته است: سعید امامی نه طراح و فرمانده جنایات بلکه او نیز سربازی در این ماموریتها بوده است همچنان که وی صراحتا در بازجوئی هایش اذعان داشته است: "من از آغاز انقلاب تا به امروز سرباز گوش به فرمان نظام مقدس اسلامی و مقام ولایت بوده و هستم، هیچگاه بدون کسب اجازه و یا بدون دستورات مقامات عالی نظام کاری انجام نداده‌ام. هرچه را که به صلاح نظام و اسلام دانسته‌ام به عنوان پیشنهاد به مسئولانم ارائه کرده‌ام. من خود را گناهکار نمی‌دانم. کسانی که حذف شده‌اند، مرتد، ناصبی و محارب بوده‌اند. حکم مجازات آنها مثل همیشه به ما تکلیف شده است و ما آنچه کرده‌ایم اجرای تکالیف شرعی بوده است نه قتل و جنایت... "

ایران دارنده رتبه چهارم جهانی در...؟
کشور عزیزمان ایران موفق شد به یمن توانایهای مدیریت جهانی و اقتصادی محمودخان احمدی نژاد رتبه پنجم رکورد تورم در جهان را کسب کند. به گزارش صندوق بین المللی پول تنها چهار کشور اریتره، گینه، میانمار، زیمباوه با داشتن نرخهای تورم به ترتیب (22.7، 23.4، 36.9 و 16170 درصد) از ایران تورم بیشتری داشته اند و 175 کشور دیگر جهان از نرخ تورمی کمتر از ایران برخوردار بوده اند. در این رتبه بندی کشورهای ژاپن و نیجر با داشتن نرخ تورم صفر درصد دارای کمترین نرخ تورم هستند و نرخ تورم در 87 کشور کمتر از 5 درصد و نرخ تورم در 156 کشور نیز کمتر از 10 درصد بوده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 2:21  توسط مجید جمشیدی  | 

سخنان علم الهدی امام جمعه مشهد شباهت عجیبی به سخنان حسنی امام جمعه سابق ارمیه دارد.  ایشان که اخیرا با این درافشانی ها صاحب شهره شده اند در مورد انتخابات اخیر مجلس گفته اند:
"برنده­ی این انتخابات در درجه اول خدا و امام زمان بودند که به خاطر این­که افراد دین­مدار و متدین وارد عرصه تصمیم­گیری سرنوشت یک نظام وابسته به ائمه و وجود اقدس بقیه­الله الاعظم شدند." نظیر این سخنان را نیز آیت الله مشکینی در مورد نمایندگان مجلس هفتم زدند که اتفاقا نمایندگان امضا شده امام زمان ۴ سال بعد توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شدند.
اثر اینگونه سخنان کم مایه در محدود و محصور کردن خواست خدا و ائمه به نفع جریانی خاص از کفر و الحاد هم بدتر است. چرا که خدا و ائمه ای که اینقدر کوچک و سیاسی باشد در باور من نمی گنجد و شایسته پرستش و احترام نیستند. خدا و ائمه شانی بالاتر از آن دارند که در انحصار گروه و دسته ای خاص باشند و مورد استفاده آنان بر سر سفره قدرت قرار گیرند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 16:57  توسط مجید جمشیدی  | 

مرحوم اسماعیل داورفر«اسماعيل داورفر» پيشكسوت بازيگري در سينما، تئاتر و تلويزيون درگذشت. مرحوم «داور‌فر» دیروز شنبه در سن 76 سالگي بر اثر بیماری سرطان درگذشت. او بازي در تئاتر را از سال 1335 و بازي در سينما را از سال 1348 با هنرنمایی در فيلم «گاو» به كارگرداني «داريوش مهرجويي» آغاز كرد.
در زمينه كارهاي تلويزيوني این هنرمند فقید مي‌توان به «دایی جان ناپلئون»، «آژانس دوستي» و «خانه شماره 13»  اشاره كرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 12:57  توسط مجید جمشیدی  | 

هر دسته و گروه که در سیاست پیش می برد، افکار و امیال خودش را زنده می کند و رواج میدهد، نه افکار انسانی و واقعیت را. ای کاش هر سیاستمدار واقعیت و صلاح مردم را در نظر داشت و آنرا رواج میداد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 15:49  توسط مجید جمشیدی  | 

آقای منوچهر متکی را که می شناسید؟!
ایشان وزیر امورخارجه دولت مهرورز آقای احمدی نژاد می باشند. البته گرچه آقای متکی وزیر محترم امورخارجه می باشند اما ایشان از بدو ورودشان به این وزارتخانه به تحول و بازنگری ای در این وزارتخانه پرداخته اند و موفق شده اند نام این وزارتخانه و عملکردش را کمی متحول نمایند و این وزارتخانه را از امور خارجه به وزارت رفاقت و امور بیکاران خانواده تبدیل نمایند!
امروزه این وزارتخانه در مدت کوتاهی به چندان موفقیت چشمگیری در ساماندهی امور رفقا و فامیل و خانواده آقای متکی دست یافته که توانسته کل بستگان و دوستان آقای متکی و دیگر معاونان آن وزارتخانه را گرد هم بیاورد در ذیل شرح مفصلی از انتصابات درون سازمانی جناب منوجهر متکی را ذکر میکنم:
همسر آقای متکی خانم طاهره نظری مهر که دکتر داروساز و از کارمندان سازمان بهزیستی کل کشور بوده اند بدون اینکه تخصصی در حوزه امور خارجه داشته باشند ناگهان به وزارت امورخارجه به عنوان مشاور وزیر منتقل شدند ایشان که در بهزیستی داروسازبخش توانبخشی بودند با بیست و هشت سال سابقه کاری این روزها مشاور شده اند تا بتوانند چند وقت دیگر بازنشست بشوند و از حقوق و مزایای بازنشستگی یک مدیر کل ارشد وزارت خارجه استفاده کنند .
همسر آقای شیخ عطار نیز خانم فریبا نمازی که پیش از این ناظم دبیرستان دخترانه امام سجاد در منطقه هفت تهران بوده اند به محض اینکه همسرشان قائم مقام وزارت امور خارجه شدند به این وزارتخانه منتقل شدند و مدیر و معلم و ناظم مدرسه را نیز با خود آوردند به وزارت امورخارجه تا دور هم باشند و حالا این خانمها در آنجا چه می کنند خدا عالم است !؟
خانم متکی که البته بسیار جویای نام نیز هست علاوه بر نظارت بر انتصابات و نقل و انتقلات به عنوان مثال دو ماه پیش که سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي سمیناری را با نام " زنان نخبه مسلمان " در نظر داشت برگزار نماید مبلغ هفتادو پنج میلیون تومان را به دبیرخانه سمینار از بودجه وزارت امورخارجه اهدا نمودند و اتفاقا در همان سمینار از وی به عنوان یک زن موفق و نخبه نامبرده می شود! . از دیگر شاهکارهای آقای متکی و خانواده محترمشان اینکه در اسفند سال 1386 هنگامی که آقای متکی در یک هیات دیپلماتیک قصد عزیمت به کشور سوریه و لبنان را داشتند این افراد نیز حضور داشتند :
خانم طاهره نظری مهر- همسر آقای متکی به عنوان کارشناس زنان خانم معصومه متکی - دختر آقایهسمر منوچهر متکی در کنار روزاریو موریلو همسر اورتگا رییس جمهور نیکاراگوئه متکی ( دانشجوی فیزیک دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز) به عنوان کارشناس قراردادهای عمرانی
آقای حمیدرضا متکی - پسر آقای متکی (از تحصیلات ایشان اطلاعی در دست نیست) به عنوان مدیر هماهنگ کننده هیات اعزامی ، البته لازم به یادآوری نیست که همه این افراد و هیات باهواپیمای تشریفاتی دولت ایران به سوریه و لبنان رفتند ، همان هواپیمایی که در زمان دولت آقای خاتمی خریداری شد وجنجالهایی برپا کرد و دولت آقای احمدی نژاد به محض آمدن گفته بود آنرا فراموش کنید ما احتیاجی به این هواپیمای طاغوتی نداریم !
یک نکته جالب دیگر چندی پیش وزیر امورخارجه سوئیس به ایران سفر نموده بود که همگان مطلعید درسومین شب حضور ایشان در رستوران باغ گیلاس وزارت امورخارجه ضیافت شامی برگزار نموده بود که هیات سوئیسی با جمعیت پانزده نفر و تیم ایرانی با تعداد بیش از هفتاد نفر در آن ضیافت بودند که در میان آنها بازمیتوانیم به همسر و فرزندان آقای متکی باجناقهای ایشان و بسیار جالب تر شوهر خاله آقای متکی هم اشاره کنیم . اما حالا که صحبت فامیلهای آقای متکی شد لازم است که باجناقهای آقای متکی هم اشاره نمائیم :
آقای متکی مفتخر به داشتن چهار باجناق هستند که به محض به وزارت رسیدن آقای مجتبی مردانی باجناق بزرگتر را سر کنسول جمهوری اسلامی در حیدر آباد می نمایند و آقای علی صمد لکی زاده را که قبلا درجه دار سپاه پاسداران بودند با مدرک سیکل به عنوان معاون اداره مجمع شیمیایی و خلع سلاح وزارت خارجه منصوب کردند و آقای علی حلمی باجناق دیگر را مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی در لندن نمودند و دیگری را آقای حمید میرزایی مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی در بمبئی هند نمودند . البته لطف ایشان فقط شامل حال باجناقها نشده ایشان دو برادر خانم گل و ناز هم البته دارند ! ، که از قضا آنها هم تا قبل از به وزارت رسیدن ایشان بیکار بودند که با آمدن آقای متکی به وزارت امورخارجه شکر خدا این معضل نیز برطرف گردیده آقای جواد نظری مهر رایزن امور کار سفارت ایران در بحرین گردیدند و آقا وحید هم مسئول امور دانشجویی در سفارت ایران در مالزی.
 آقا منوچهر خان وزیر خود نیز از اعضای کانون فارغ التحصیلان شبه قاره هند می باشند که البته قبل از دوران وزارت دبیر کل این تشکل سیاسی بوده اند ایشان با وزارت رسیدن البته استعفاء دادند از این سمت اما از آنجا که خیلی دلشان برای دوستان هم تشکلی و هم حزبی شان تنگ می شده و طاقت دوری آنها را نداشته تصمیم میگیرد حالا که خودشان نمی توانند در آنجا باشند دوستانشان را به وزارتخانه بیاورند اینجا بود که این اقدامات احساسی و عاطفی را انجام می دهند :
آقای سید مهدی نبی زاده از دوستان دوران تحصیلشان را که در همان کانون هم بودند ومهندس فارغ التحصیل از شهر بنگلور می باشند را که در وزارت ارتباطات و در شرکت مخابرات به عنوان کارپرداز مشغول بودند را به وزارت امورخارجه منتقل و به عنوان معاون اداری و مالی انتصاب می نمایند اما بعد از گذشت 20 ماه مهدی خان دلشان را این معاونت می زند و فیلشان هوس هندوستان می کند اینجا بود که آقا منوچهر ایشان را به عنوان سفیرجمهوری اسلامی،در هندوستان منصوب می نمایند ، مهدی خان البته در آن 20 ماه معاونت اداری و مالی خود به نحو حریصانه ای به ماموریت های موقت پرداخت و از کلیه سفارت خانه ها و سر کنسول گری های جمهوری اسلامی، دیدن کرده و در همین گذر به بیش از 100 کشور سفر کردند .
آقای مجتبی کولیوند که ایشان نیز کارمند عادی شرکت مخابرات و دانشجوی دانشگاه پونه و نیز عضو همان کانون بودند به عنوان مدیر کل ابنیه و اموال وزارت امورخارجه انتخاب شده وی پس از 2 سال و سفرهای متعدد به خارج از کشور به آقا منوچهر می گوید من را هم سفیر کنید اما به علت نمی دانیم چه چون با سفارت او مخالفت شد ایشان هم قهر کرده و از وزارت خارجه رفت منتها دیگر به شرکت مخابرات برنگشت و هم اکنون مشغول برجسازی در تهران هست .
آقای ماشاالله شاکری هم که فارغ التحصیل دانشگاه دهلی می باشد و قبل از وزارت دوستشان منوچهر خان در سازمان کشتیرانی کارمند روابط عمومی بودند رابر اساس شایستگی های که حتما داشته به عنوان سفیر جمهوری اسلامی در پاکستان منصوب می نمایند .
آقای حیدر رضا ضابط که ایرانی الاصل و متولد هندوستان بوده اند و قبل از وزارت آقا منوچهر درآستان قدس خادم حرم امام رضا بودند را به عنوان کارشناس سیاسی وزارت خارجه در سفارت ایران دراسلام آباد انتصاب می نمایند .
البته آقای سید علی حسینی هم که معرف حضور همه می باشد دیگر سخنگوی وزارت امورخارجه ایشان هم از دانشجویان عضو کانون دانشجویان شبه قاره هند بوده اند.
قصه شایسته سالاری آقای متکی بسیار طولانی شد پس بگذارید مابقی را فهرست وار با هم از نظر بگذرانیم:
مهدی محتشمی ،رئیس اداره انبیه ساختمان وزارت خارجه .ایشان قبلا کارمند عادی سازمان بهزیستی بودند که بازنشسته شده بودند و البته توسط متکی خان خدمت او بمدت نامعلوم تمدید می شود .
آقای خسرو رضازاده کارشناس سفارت جمهوری اسلامی در نیجریه می باشند ایشان نیز مهندس فارغ التحصیل از هند است و عضو کانون فارغ التحصیلان می باشد.
آقای مسعود زمانی سر کنسول ایران در کراچی می باشند ، ایشان نیز از دانشجویان فارغ التحصیل هند می باشند .
آقای فرقانی از کارشناسان ابنیه و اموال سفیر ایران در ترکمنستان می باشند ، وی هم ولایتی آقای متکی و از اعضای کانون می باشند .
آقای محمود بابایی رییس اداره اقتصادی وزارت امور خارجه می باشند ایشان نیز فارغ التحصیل هند و تا قبل از این سمت در خیابان امیر آباد تهران آژانس املاک داشتند .
عباس کاشفی دیپلمه ای که در وزارت خارجه کارمند عادی بودند و دوست فرزند آقای متکی می باشند ایشان هم اکنون رییس اداره خدمات وزارت امورخارجه می باشند .
آقای یدالله صمدی رییس اداره امور مالی وزارت خارجه که با وجود گذشت 2 سال از بازنشستگی وی به عنوان رییس اداره امور مالی منصوب شد ایشان از بستگان آقای متکی می باشند .
آقای حمیدی زارع علیرغم اینکه ماموریت وی به عنوان سر کنسول در نخجوان تمام شده بود از همان جا به عنوان سفیر به باکو عازم شد وی نیز مهندس فارغ التحصیل از هند است.
آقای محمد مهدی آخوند زاده که از نمایندگی ایران در آژانس انرژی اتمی به سفارت ایران در آلمان ارتقاء یافت نیز مهندس فارغ التحصیل از هند است همچنین آقای مصطفی آخوند زاده برادر مهدی آخوند زاده علیرغم اینکه باز نشسته شده بود نیز به عنوان سر کنسول در شهر اکتاو قزاقستان منصوب شده .
آقای مصطفی اعلایی سفیر ایران در کوبا می باشد ایشان نیز فارغ التحصیل هند و از دوستان آقای متکی است.
آقای مهدی نژاد به سمت رییس تشریفات در سفارت ایران در دهلی نو منصوب شد وی نیز فارغ التحصیل هند و عضو کانون فارغ التحصیلان می باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 15:23  توسط مجید جمشیدی  | 

از بدو انقلاب ایران همواره دو چهره متناقض از خود نشان داده است. یک چهره به ظاهر مثبت و تعامل گرا در سیاست خارجی و یک چهره خشن، خشک و بدون انعطاف در چارچوب مرزهای جغرافیایی و سیاست داخلی. این تناقض در گفتار و عمل جمهوری اسلامی همواره کشور را دستخوش هزینه های بسیاری کرده است که تاوان آنرا تنها مردم پرداخت کرده اند. جمهوری اسلامی همواره قصد دارد تا خود را پایبند کلیه معاهدات و قوانین بین المللی و حقوق بشر نشان دهد ولی از آنجا که نحوه عملکردش ناقض گفته ها و ژستهای تبلیغاتی اش بوده است دیگر هیچ کشور در پهنه گیتی برای اظهار نظرات و سیاستهای دولتمردان ایران اعتبار و ارزش قائل نیست. این جو بی اعتمادی در خود کشور هم رسوخ کرده و نتیجه آن شده که مردم ایران نیز دیگر به گفته ها و اعمال دولتمردان خویش اعتمادی نداشته باشند. آنان اغلب ماهواره می بینند و اخبار را از طریق آن پیگیری میکنند چون تلویزیون ملی را قبول ندارند، روزنامه نمیخوانند و اخبار را از طریق اینترنت و سایتهایی با منشاء خارجی دنبال میکنند چون روزنامه ها گلچینی از نظرات حکومت را منعکس می کنند، رای نمی دهند چون می بینند که در انتخابات رسما تقلب می شود و نام آنانی که از قبل مشخص شده است از درون صندوقها بیرون می آید (گواه آن نیز اعتراض هاشمی رفسنجانی و کروبی در انتخابات ریاست جمهوری و اصلاح طلبان و مغضوبین اصولگرا نظیر خوش چهره به انتخابات مجلس است.). در عرصه توریسم و فرهنگ که داد دموکراسی و آزادی مسئولین امر گوش فلک را کر کرده است عملکردها آنچنان بسته و سرکوبگرانه است که هیچگونه فضای مثبت و پویایی را باقی نگذاشته است. سانسور کتاب و مطبوعات، فیلتر کردن سایتهای مخالف و معاند نظام!، سختگیری بی حد و حصر برای پوشش جهانگردان و عدم وجود امنیت کافی برای آنان (نظیر قتل جهانگرد فرانسوی در اصفهان و ربودن جهانگردان در سیستان و کرمان)، رکود در بازار نشر و سینما و تئاتر به دلیل سیاستهای فرهنگی، جلوگیری از حضور زنان در ورزشگاهها، عدم پخش تصاویر ورزش زنان، تبعیض قائل شده میان ورزشها و عدم پخش تصاویر برخی ورزشها، پخش برنامه هایی با جهت سیاسی در تلویزیون، سرکوب جنبش دانشجویی و کارگری، ایجاد فضای سرکوب و خفقان در جامعه و جلوگیری از اعتراضات مردمی، برگزاری انتخابات فرمایشی و صوری، برگزاری راهپیمایی های تبلیغاتی به سبک اول انقلاب برای بهره برداری سیاسی و بسیاری موارد دیگر باعث گرده است که نه تنها در خارج از مرزها هیچ کس برای ایران و ایرانی اعتباری قائل نباشد بلکه در داخل کشور هم مردم حکومت را نماینده واقعی خود ندانند.
در عرصه سیاست طي چند سال وانمود مي‌شود كه گروه حاكم كاملا‌ً يكدست و يك‌دل است، اما به‌يكباره و در كوتاه‌ترين مدت قابل تصور، شايعه بركناري برخي از وزراء مطرح مي‌شود، به‌طوري كه حتي سخنگوی كابينه هم كه برحسب وظيفه بايد از موضوع خبر داشته باشد، بركناري را صريحاً تكذيب مي‌كند، اين نحوه تعامل ظاهراً در امور غيرسياسي هم مشاهده مي‌شود. هنگامي كه آخرين گزارش آقاي البرادعي و سازمان انرژي هسته‌اي منتشر شد، رسانه‌هاي رسمي و دولت جشن و پايكوبي راه انداختند و حتي در خيابان‌ها شيريني پخش كردند و در عين حال اعلا‌ن كردند كه با اين گزارش پرونده مختومه شده و ديگر جايي براي صحبت باقي نمانده است. اما از آنجا كه موارد جديدي در گزارش آژانس وجود داشت و عدم پاسخگويي به اين موارد مي‌تواند فشارها را بيشتر كند، بی اعتمادی مردم را نسبت به جشنها و کارناوالهای دورغین هر از گاه دولت که با هدف سرپوش گذاشتن بر مشکلات داخلی و خوراک داخلی ترتیب داده میشود بیشتر میکند. ولی از دیگر سو تعاملات پشت پرده با آژانس و قدرتهای برتر جهان ادامه دارد و تنها این مردم هستند که نامحرم اسرار مگوی کشورند.
این نحوه نگاه به جامعه باعث میشود که مردم به دو دسته خودی و غیر خودی تقسیم شوند و غیر خودیها که اتفاقا در اکثریت هم هستند سهمی در اداره جامعه نداشته باشند و حتی در تصاویر رسمی تلویزیونی هم خبری از آنان نباشد. در نتیجه جهان خارجی ایران را محدود و محصور به همان افراد نمایش داده شده در رسانه ها و اظهار نظرهای رسمی حکومت تلقی می کند و نتیجه این میشود که ایرانی حتی برای رفتن به خارج از کشور انگشت نگاری میشود و یا اینکه از ترس فاش کردن هویت و ملیت خود دست به دامان پاسپورتهای جعلی با هویتی دیگر میگردد. در صورتیکه ما ایرانیان نیک میدانیم مردم ایران آن چیزی نیستند که حکومت سعی در نشان دادن آن دارد و برآیند نظرات مردم نیز در وجود فردی همچون احمدی نژاد و دیگران امثال او تجلی نمی کند. ایران چیزی ورای آن است که نمایش داده میشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 اردیبهشت1387ساعت 14:5  توسط مجید جمشیدی  | 

احمدی نژاد اینروزها علاقه خود به سوژه خبری بودن را در نبردی آشکار با خودیهای اصولگرا به اوج رسانده است. نامه نگاریهای تند با رییس مجلس، عزل دانش جعفری و پورمحمدی از جمله تازه ترین جنجالهای رسانه ای است که رییس جمهور را درکانون توجهات قرار داده است.بلاخره دروغ سیزده که الهام سخنگوی دولت مدعی آن بود و از جمله خصوصیاتش شاخدار بودن آن است به واقعیتی شاخدار تبدیل شد. ستاره اقبال وزرای اقتصاد و کشور در حالی رو به افول نهاد که احمدی نژاد عزمش را برای یکدست سازی دولت و مجلس جزم کرده است.او از یک جهت با تغییرات ناباورانه در کابینه هرگونه صدای مخالفی را در سینه خفه میکند و از دیگر سو در برنامه ریزی مهندسی شده در پی همراه کردن مجلس هشتم با دولت است. سه شنبه داود دانش جعفری وزیر اقتصاد با صندلی خود وداع کرد ولی در نطقی کم سابقه و آتشین انتقادات علنی و بی پروایی را به احمدی نژاد وارد کرد. این سخنان اگر از دهان منتقدان دولت شنیده میشد قطعا با تخطئه دولت وطرفداران اصولگرایش به سیاه نمایی تعبیر میشد ولی کسی که خود در گود کابینه نشسته بود و از نزدیک در جریان عملکرد دولت قرار داشت سخنانش گواه محکمی است بر بی نظمی وبی برنامگی و کارشناس گریزی دولت خدمتگزار! ریسس دولت که به سبک قجر اتکای فراوانی به داده های غلط و جهت دار اطلاعاتی اطرافیانش دارد و به همان سیاق حکم میراند و عزل ونصب میکند در مراسم تودیع وزیر برکنار شده اش هم حضور نداشت. جناب وزیر هم سکوت ۳۰ ماهه اش را شکست و پرده از اسرار مگو برداشت. وي افشاگريهاي جالبی از بازرسي رياست جمهوري( به ریاست برادر احمدی نژاد)، رحيمي(رييس ديوان محاسبات)، جهرمي(وزير كار) و بالاخره شخص احمدي‌نژاد كرد. او نقد غیر منصفانه و نظرات غیرکارشناسی را از آفات کار دولت در دوره خود معرفی  کرد. وی گفت:"انتقادهايي كه مي‌شد گاهي به اتهام و شبهه ربوي بودن بعضي از عمليات بانكي، گاهي به خاطر بالا بودن سود بانكي، گاهي براي تبديل بانك‌ها به بانك قرض‌الحسنه، گاهي به دليل داشتن ارتباط سياسي بعضي از مديران با بعضي از اشخاص با نفوذ، گاهي به خاطر معوق شدن بازپرداخت‌ها، گاهي به خاطر دادن تسهيلات به اشخاص خاص، گاهي به خاطر ندادن تسهيلات كافي به طرح‌هاي مورد نظر دولت، داستان بيمه ايران هم برنامه‌اي بود كه در نهايت همه مطلع شدند، اما موجبات تضعيف نظام بيمه‌اي كشور را فراهم كرد. آتش تهيه اين حملات عموما از طرف كساني ريخته مي‌شد كه حتي يك روز هم سابقه فعاليت در نظام بانكي و بيمه‌اي كشور نداشتند و صرفا با برداشت‌هاي غير اجرايي خود عملكرد اين مجموعه‌ها را نظاره مي‌كردند."
دانش جعفری انحلال سازمان برنامه ، دخالت از روی هیجان در مسائل کلان اقتصادی(اشاره مستقیم دخالت رحیمی رییس دیوان محاسبات در قراردادهای نفتی و بیمه ایران)، وجود مديريت دو گانه يا موازي در دستگاه ها، جوسازیهای بازرسی ریاست جمهوری علیه مدیران و کابینه، سخنرانی احمدی نژاد در قم در انتقاد بدون کارشناسی، رشد نقدینگی، کاهش سود سپرده های بانکها، بازار مسکن، تورم، اعطای وامهای بدون حساب وکتاب، برداشت از صندوق ذخیره ارزی و ... را مورد انتقاد صریح خود قرار داد. او مقصر تورم بخصوص در بخش مسکن را دولت و سیاستهای اقتصادی آن دانست.
پس از سخنرانی دانش جعفری هم داودی معاون اول احمدی نژاد سعی در پاسخگویی و دفاع از دولت داشت که با توجه به عدم تسلط در این حوزه توفیقی نداشت.
در مورد نامه نگاریهای حداد عادل و احمدی نژاد که رییس دو قوه کشور را رو در روی هم قرار داده نکته جالب ادبیات احمدی نژاد است که بدجوری حداد عادل را آزرده کرده است. او در بخشی از نامه خود خطاب به حداد گفته بود: چگونه باید به تخلف شما رسیدگی شود؟ برخی برخوردهای اخیر میان مجلس و قوه مجریه را به تلاش دولت برای تصاحب کرسی ریاست مجلس هشتم توسط حامیان دولت و در راس آن صدر رییس ستاد اصولگرایان می دانند.
گویا ناراحتی احمدی نژاد از پورمحمدی وزیر کشور هم مربوط به گزارشی میشد که پورمحمدی از تخلفات انتخاباتی شورای نگهبان به رهبری داده بود و موجبات خشم احمدی نژاد را فراهم ساخته بود.
خلاصه آنکه دولت علاوه بر مشکلات فراوانی که دارد با این رفتار خود فرسایشی موجبات فروپاشی و اضمحلال خو را فراهم میکند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 1:58  توسط مجید جمشیدی  | 


مدیحه سرایی محمد رضا رحیمی رییس دیوان محاسبات کشور و سرپرست جدید وزارت کشور دستمایه تمسخر سایت فارسی وزارت خارجه اسراییل !

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 8:39  توسط مجید جمشیدی  | 

يكي از ويژگي هاي حكومت قاجاريه به كارگيري شيوه حكومتي در اداره دستگاه ديواني با استفاده از حكومت پدرسالارانه و پاتريمونيال و واگذاري مناصب به خويشاوندان بود. روشي كه هدف تحكيم مباني نفوذ و حفظ سلطه قدرتمندان و انحصار قدرت را در جامعه تعقيب مي كرد. این رسم در دوران پهلوی هم ادامه یافت و یکی از نکان ضعف این سلسله نیز محسوب میشد و باب شدن اصطلاح هزار فامیل در این دوره از نشانه های رویکرد منفی مردم نسبت به این رسم ناپسند بود. و اما در جمهوری اسلامی...
اداره يك كشور توسط داداش ها و خواهر ها و عمه و خاله و باجناق در جمهوری اسلامی تبدیل به رسمی شده است که ناپسندی آن روزی عامل پیروزی در انتخابات بود و امروز " به شکر اندرش مزید نعمت"!
قبل از روی کار آمدن دولت نهم يكي از انتقادهايي كه به دولت هاي گذشته وارد مي شد اين بود كه كشور در حلقه بسته مديران گرفتار آمده و به خوبي از نخبگان و كساني كه از نظر فكري با دولت به طور كامل هماهنگ نبودند اما توانايي مديريت و قدرت انديشه و عملگرايي بالا داشتند استفاده نمي شود و مساله ی نزديكي و دوري در چينش مديران تبديل به يك اصل شده است. دولت احمدي نژاد با شعار عدالت گستري، مهرورزي و خدمت به بندگان خدا كار خود را آغاز كرد و بر شايسته سالاري تاكيد داشت. ولی پس از مدت کوتاهی روشن شد که این انتقادات در حد شعار باقی ماند و شیوه مورد انتقاد احمدی نژاد به رویه مرسوم و پسندیده در دولت بدل شد. به نظر مي رسد در دولت جديد نه تنها حلقه خودي ها تنگ تر شده كه بحث تجربه گرایی با نگاه بازكردن حلقه مديران به کلی به فراموشي سپرده شده است.
زريبافان باجناق مشهور به عنوان مشاور و دبير دولت، سردار احمدی مقدم باجناق احمدی نژاد، مددي باجناق زريبافان به سمت سرپرستي وزارت رفاه، داود احمدی نژاد برادر رييس جمهور به رياست بازرسي نهاد رياست جمهوري، پروین احمدی نژاد عضو شورای شهر، «مجتبي هاشمي ثمره» خواهر زاده مهندس باهنر به سمت يكي از مشاورين احمدي‌نژاد،  مددي سرپرست رفاه ( باجناق آقاي زريبافان )، سيدمحسن نبوي : عضو هيات مديره شركت سرمايه گذاري خارجي ( داماد آقاي زريبافان)، عليرضا مددي : مديركل وزارتي وزارت تعاون ( برادرزاده باجناق زريبافان )، ناظمي اردكاني : وزير تعاون ( شوهر عمه داماد زريبافان )، دانش جعفري : وزير اقتصاد ( پسر عمه پدر داماد زريبافان )، مهندس مهدي هاشمي ثمره : مديركل وزارتي وزير نيرو ( برادر هاشمي ثمره )، خانم قند فروش : مشاور خانواده وزير كشور ( همسر برادر هاشمي ثمره )، عبدالحميد هاشمي ثمره : معاون وزير صنايع ( برادر هاشمي ثمره )، آقاي موسي پور : معاون پارلماني وزير كشور ( داماد خواهر مهندس باهنر )،  حسين صمصامي، سرپرست وزارت امور اقتصاد و دارايي خواهر زاده پرويز داودي، علی خیراندیش پیمانکار ساختمان و پیمانکار وزارت نفت در انتقال گاز ایران به چین (شوهر خواهر هاشمی ثمره ) و موارد بسیار دیگر از نمونه های بارز رواج فامیل سالاری، باندبازي و سلايق شخصي در دولت «رجايي‌وار» است که با شعارهای رییس آن در دوران انتخابات فاصله بسیاری دارد. به همه اینها چند شغله بودن الهام، سعیدلو، سوگلی کابینه جناب آقای مهندس، دکتر مهرداد بذرپاش ( که مدارج ترقی صد ساله را به سبب دوستی قدیم پدر با احمدی نژاد یک شبه طی کردند)، رحیم مشایی را هم باید اضافه کرد. سابقه آشنایی احمدی نژاد با همکلاسی قدیم بنده در مدرسه راهنمایی نمونه امت یعنی جناب محرابیان با مدرک عمران در دانشگاه علم و صنعت نیز انگیزه ای بود که رییس جمهور ایشان را به سمت وزارت صنایع انتخاب کنند. ( محرابیان همان کسی است که در طول دوران مشترک مدرسه مان در مدرسه راهنمایی نمونه امت و دوستی نزدیک هیچ فاکتور برجسته مدیریتی و نخبگی نداشت که امروز در راس یکی از بزرگترین وزارتخانه های کشور نشسته است)
انتصاب بسياري از افراد و وزراي ناآشنا به رشته‌ي خود كه بعضاً كوچك‌ترين تجربه و تخصصي در حوزه‌ي مديريت خود نداشته‌اند از وزير امور خارجه گرفته تا بسياري از سمت‌هاي مديريت و رياست و معاونت ديگر،کشور را دچار اين همه پراكندگي و وارونگي و نابساماني كرده است. گویا تمام نخبگی و تخصص و جامعیت در قامت همین چند فامیل و دوست و آشنای سابق در دانشگاه علم و صنعت و سپاه و شورای نگهبان متجلی شده است و بقیه مردم مشتی کودن و کند ذهن و عقب مانده ذهنی هستند که قادر به در اختیار گرفتن پستی مهم در کشور نیستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 8:19  توسط مجید جمشیدی  |