

سلمان خدادادي، ۴۶ ساله فرمانده سپاه ملکان و نماينده اصولگراي مجلس هفتم شوراي اسلامي از حوزه انتخابیه ملکان در استان آذربایجان شرقی که چهارشنبه اول خرداد به اتهام فساد اخلاقي بازداشت شده بود در نخستین روزهای آغاز به کار مجلس هشتم با آزادی از زندان و حضور در مجلس مراسم تحليف خود را انجام داد و متن سوگند نامه نمايندگي را امضاء نمود. این در حالی بود که در آخرین روزهای کاری مجلس هفتم و به دنبال قرائت گزارش تحقیق و تفحص از قوه قضاییه، این قوه خبر از دستگیری این نماینده مجلس به اتهام فساد اخلاقی خبر داد. این نماینده اصولگرای مجلس از سوي دادگاهي در تهران احضار و پس از بازپرسي به اتهام فساد اخلاقي و ارتباط نامشروع بازداشت شد. وی به خاطر شکايت افراد متعدد به عنوان فساد اخلاقي و تجاوز تحت تعقيب و تحقيقات بود. خبرگزاري فارس به نقل از علي رئيسي، معاون قوه قضائيه از سپردن مسئوليت پرونده نماينده بازداشت شده به اتهام فساد اخلاقي به سعيد مرتضوي خبر داد و از قول وي نوشت: "پرونده اين نماينده مجلس در دادستاني تهران توسط مرتضوي در حال رسيدگي است."
در جريان انتخابات مجلس هشتم پس از رد صلاحیت توسط شورای نگهبان صلاحيت وي با دخالت محمود احمدي نژاد و برخي از اعضاي شوراي نگهبان تائيد شده بود. سلمان خدادادي علاوه بر فرماندهي سپاه ملکان، در طي 4 دوره عضويت در مجلس سمت هاي ديگري نيز داشته است که اصلي ترين آنها رياست کميسيون امنيت داخلي و سياست خارجي مجلس هفتم بود.عضويت در هيات مرکزي نظارت برانتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا که مسئوليت تائيد صلاحيت شوراهاي شهر در سراسر کشور را بر عهده داشته، از ديگر مسئوليت هاي اين سپاهي مجلس نشين است.
با این حال وی پس از دستگیری به اتهام فساد اخلاقی در سکوت کامل خبری آزاد شد و به عنوان نماینده مجلس اعتبار نامه اش نیز توسط نمایندگان مجلس مورد تایید قرار گرفت. بدین ترتیب پرونده ای که می رفت تا روشنگر گسترش ابعاد فساد در ارکان نظام باشد به سادگی هر چه تمامتر بسته شد. سئوالی که در این میان باقی می ماند آنست که اگر چنین پرونده ای در مورد یکی از اصلاح طلبان مطرح بود آیا بازهم امکان داشت تا در سکوت کامل خبری پروند ماست مالی شده و متهم بر سر منسب خود باز گردد. بیاد بیاوریم که چطور اتهامات واهی و سناریوی مضحک شش زنه بودن مهاجرانی وزیر دانشمند و فرهیخته فرهنگ دولت خاتمی با هیاهو و آب و تاب فراوان توسط کیهان و رسانه های همسو با آن پوشش خبری داده میشد و سر آخر مدیر توانای دولت خاتمی را ناگزیر به ترک دیار و اقامت در کشور دیگری نمود.
کریس دی برگ یکی از مشهور ترین و پر
طرفدار ترین خوانندگان پاپ غربی در میان جوانان ایرانی است که به تازگی برای بازدیدی کوتاه و به دنبال آن اجرای کنسرت مشترکی با گروه آرین به ایران آمده است. دی برگ بنا دارد که در صورت ایجاد هماهنگی های لازم و صدور مجوز در مهر و یا آبان ماه کنسرت خود را با گروه آرین برگزار نماید. وی در یک مصاحبه مطبوعاتی گفت: شبهای خاطره انگیزی در نقاط مختلف دنیا داشته ام و آهنگ های مختلفی چون "شب های پاریس" و"شب های لبنان"داشته ام به همین دلیل میل دارم تا اثری مشابه را در باره ایران و تهران بسازم. وی در ادامه مصاحبه مطبوعاتی خود افزود: برخلاف تصوری که قبل از سفر داشتم و همچنین نگرانی خانواده ام برای آمدن من به ایران، احساس می کنم که تصمیم اشتباهی نگرفتم و در کمال امنیت به تهران وارد شدم وباید اعتراف کنم که در حال حاضر احساس خوبی دارم .
این خواننده ایرلندی در ادامه افزود : ترافیک های تهران بسیار دوست داشتنی است من دراین ترافیک ها فرصت کافی برای شنیدن موسیقی ایرانی داشتم و جالب است که بدانید در چند روزی که تهران را می گشتم کمتراز ده ثانیه موسیقی پاپ گوش دادم و در دل همین ترافیک شلوغ به آواز محمدرضا شجریان، تارحسین علیزاده و کمانچه کیهان کلهر گوش می دادم و لذت می بردم.
کریس دی برگ در توضیح شناخت خود از موسیقی شرقی گفت : اگر به خانه کوچک من در ایرلند سفر کنید خواهید دید که من به موسیقی ایران خصوص موسیقی سنتی علاقه دارم همانطور که موسیقی چین ، هیمالیا، آلپ،لبنان و در یک نگاه کلی موسیقی خاورمیانه را بسیار دوست دارم به عنوان مثال به تازگی با "تینا یاموت" دختر جوان بیروتی قطعه مشترکی را برای صلح اجرا کرده ام درست مانند قطعه "نوری تا ابدیت " که اجرایی مشترک با گروه آریان درستایش صلح بود؛ من معتقدم هنرموسیقی منشاء رشد و نمو انسان در تمام مراحل زندگی است .
محسن رجب پور مدیرعامل شرکت ترانه شرقی و میزبان کریس دی برگ در ایران در همین ارتباط گفت :من به طور شفاهی مجوز برگزاری این کنسرت را از دفتر موسیقی وزارت ارشاد گرفته ام ضمن اینکه حضور این خواننده درایران به نوعی اعلام موافقت از سوی مسئولان است و باید به این رویداد خوشبین بود و فکرمی کنم این کنسرت در مهر و یا آبان برگزار شود.

این روزها فشار طاقت فرسای اقتصادی بر مردم فغان همه را به آسمان برده است. این در حالیست که این فشارها نتیجه بی تدبیری و و بی کفایتی دولتی است که حتی صدای دوستان و همراهان خود را نیز درآورده است. طرحهای بدون پشتوانه علمی و اقتصادی دولت مهرورزی چنان باعث آشفتگی اقتصادی شده است که طبق گزارش بانک مرکزی مغضوب رییس دولت که این روزها به دلیل عدم ابلاغ نرخ بهره ده درصدی به بانکها زمزمه برکناری اش به گوش میرسد، تورم اردیبهشت ماه به نرخ بی سابقه ۳۰ درصد رسیده است. بر پایه این گزارش در اين ماه قيمت برنج 80 درصد، حبوبات 12درصد، روغن 9 درصد و لبنيات 8 درصد نسبت به فروردين افزايش قيمت داشتهاند که با توجه به افزايش 32درصدي شاخص اجاره بهاي مسکن و افزايش ديگر گروههاي کالا و خدمات، به نظر ميرسد شاخص تورم در ارديبهشت ماه نسبت به ماه مشابه سال گذشته، بيش از 30 درصد افزايش داشته است.
گفتني است، شاخص رسمي تورم در فروردين ماه 24 درصد افزايش يافت و در صورت رسيدن به مرز 30 درصد، رکورد تورم در دوازده سال گذشته شکسته خواهد شد. نکته قابل تامل در این میان نظر طرفداران دولت است که تورم را وارداتی میدانند و برخی آنرا ناشی از خواست دشمنان و برخی ناشی از افزایش قیمتهای جهانی میدانند. غافل از آنکه تورم در کشورهاي صادرکننده کالا به ايران بین ۲تا ۵ درصد است نه بیش از ۳۰ درصد!
دولت مهرورزی در اقدامی دیگر طرحی را در دست بررسی دارد که بر مبنای آن بانکهای کشور با هم ادغام شده و بانک قرض الحسنه را تشکیل میدهند. بر اساس اين طرح بانكهاي تجارت ، صادرات و ملت ادغام و بانك قرض الحسنه مهر ايران تشكيل خواهد شد و بانكهاي سپه و رفاه كارگران ادغام و بانك قرض الحسنه ای كه هنوز اسم آن مشخص نشده است را تشكيل خواهند شد.
بر اساس اين پيش نويس بانكهاي قرض الحسنه تنها مجاز به گرفتن پس انداز قرض الحسنه و ارائه تسهيلات قرض الحسنه مي باشند. با نهایی شدن این طرح غیر کارشناسی با توجه به قرض الحسنه شدن بانکها عملا انگیزه پس انداز در بانکها توسط مردم از میان رفته و سرمایه های سرگردان در کشور یا به بخشهای سودآوری همچون مسکن و طلا و غیره منتقل خواهند شد و یا اینکه به خارج از کشور منتقل خوهند شد و آثار زیانبار تورمی آن نیز بیش از پیش کشور را در مخاطره قرار خواهد داد.
چیزی که در این میان باعث شگفتی است آنستکه چرا سران نظام در مقابل این ندانم کاریهای دولت بیکفایت سکوت اختیار کرده و حتی به خاطر منافع خویش و حفظ قدرت هم که شده مخالفتی جدی با این ندانم کاریهای دولت نهم انجام نمیدهند.
دیروز در خبرها آمده بود که باهنر وکیل الدوله و نایب رییس مجلس هفتم و احتما مجلس هشتم در جمع همفکران خود انتقادات بی سابقه ای از دولت کرده بود که همزمان با آخرین روز کاری مجلس هفتم بود. ایشان در سخنان خود دولت را فاقد تئوری اقتصادی خطاب کرده گفت:"دو سال طول کشيد تا دولت را قانع کنيم اقتصاد کشور نياز به تئوري دارد و صرفا با ديدگاه مهندسي نميشود کشور را اداره کرد. از نظر مهندسي، عبور رشته کوه البرز از سوراخ سوزن ممکن است؛ يعني بايد کوه را پودر کرد و اين پودر را از سوراخ عبور داد، اما بحث اين است که آيا اين کار توجيه اقتصادي دارد يا اصولا مفيد است يا نه؟" در مورد تورم هم باهنر گفت: "البته خوشبختانه امروز همه قبول کردهاند که تورم وجود دارد تا دو سه ماه قبل ميگفتند تورم کار فلان بانک خصوصي و چند بنگاه معاملاتي است، ولي امروز ديگر اين حرفها خريداري ندارد." حال باید پرسید جناب باهنر نمی توانستند موقعیکه در مجلس هفتم بودند از ابزار های نظارتی مجلس استفاده کنند و به جای تبدیل کردن مجلس به ماشین امضای دولت با لوایح دولت مخالفت نمایند؟ حال چه شده ایشان هم به طیف منتقدان دولت پیوسته اند؟ شاید حسگرهای ایشان علایمی از مجلس هشتم مبنی بر مخالفت با دولت را دریافت کرده که برای جا نماندن از قافله منتقدان مواضع خود را تغییر داده اند!
به هر حال فارغ از این بازیهای سیاسی و ظاهر سازیها چیزی که بیش از همه باعث فشار بر مردم میشود و توجهی هم به آن نمی شود افزایش بی رویه قیمتهاست که واقعا عذصه زندگی را برای مردم به حد خطرناکی سخت و طاقت فرسا کرده است که باید منتظر نتایج آن در آینده ای نزدیک بود. نتایجی مانند فساد، فحشا، دزدی، خشونتها و ناامنی اجتماعی و غیره...