تبليغاتX
راپورتهای یومیه
یاداشت های روزانه مجید جمشیدی از سیاست, هنر و جامعه

سلمان خدادادي، ۴۶ ساله فرمانده سپاه ملکان و نماينده اصولگراي مجلس هفتم شوراي اسلامي از حوزه انتخابیه ملکان در استان آذربایجان شرقی که چهارشنبه اول خرداد به ‏اتهام فساد اخلاقي بازداشت شده بود در نخستین روزهای آغاز به کار مجلس هشتم با آزادی از زندان و حضور در مجلس مراسم تحليف خود را انجام داد و متن ‏سوگند نامه نمايندگي را امضاء نمود. این در حالی بود که در آخرین روزهای کاری مجلس هفتم و به دنبال قرائت گزارش تحقیق و تفحص از قوه قضاییه، این قوه خبر از دستگیری این نماینده مجلس به اتهام فساد اخلاقی خبر داد. این نماینده اصولگرای مجلس از سوي دادگاهي در تهران احضار و پس از بازپرسي به اتهام ‏فساد اخلاقي و ارتباط نامشروع بازداشت شد. وی به خاطر شکايت افراد‎ ‎متعدد به عنوان فساد اخلاقي و تجاوز تحت تعقيب و تحقيقات بود. خبرگزاري فارس به نقل از علي رئيسي، معاون قوه قضائيه از سپردن مسئوليت پرونده نماينده ‏بازداشت شده به اتهام فساد اخلاقي به سعيد مرتضوي خبر داد و از قول وي نوشت: "پرونده اين نماينده مجلس در ‏دادستاني تهران توسط مرتضوي در حال رسيدگي است."
در جريان انتخابات مجلس هشتم پس از رد صلاحیت توسط شورای نگهبان صلاحيت وي با دخالت محمود احمدي نژاد و برخي از اعضاي شوراي نگهبان تائيد ‏شده بود.‏ سلمان خدادادي علاوه بر فرماندهي سپاه ملکان، در طي 4 دوره عضويت در مجلس سمت هاي ديگري نيز داشته ‏است که اصلي ترين آنها رياست کميسيون امنيت داخلي و سياست خارجي مجلس هفتم بود.‏عضويت در هيات مرکزي نظارت برانتخابات شوراهاي اسلامي شهر و روستا که مسئوليت تائيد صلاحيت ‏شوراهاي شهر در سراسر کشور را بر عهده داشته، از ديگر مسئوليت هاي اين سپاهي مجلس نشين است.‏
با این حال وی پس از دستگیری به اتهام فساد اخلاقی در سکوت کامل خبری آزاد شد و به عنوان نماینده مجلس اعتبار نامه اش نیز توسط نمایندگان مجلس مورد تایید قرار گرفت. بدین ترتیب پرونده ای که می رفت تا روشنگر گسترش ابعاد فساد در ارکان نظام باشد به سادگی هر چه تمامتر بسته شد. سئوالی که در این میان باقی می ماند آنست که اگر چنین پرونده ای در مورد یکی از اصلاح طلبان مطرح بود آیا بازهم امکان داشت تا در سکوت کامل خبری پروند ماست مالی شده و متهم بر سر منسب خود باز گردد. بیاد بیاوریم که چطور اتهامات واهی و سناریوی مضحک شش زنه بودن مهاجرانی وزیر دانشمند و فرهیخته فرهنگ دولت خاتمی با هیاهو و آب و تاب فراوان توسط کیهان و رسانه های همسو با آن پوشش خبری داده میشد و سر آخر مدیر توانای دولت خاتمی را ناگزیر به ترک دیار و اقامت در کشور دیگری نمود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 9:34  توسط مجید جمشیدی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 10:29  توسط مجید جمشیدی  | 

این روزها فشار طاقت فرسای اقتصادی بر مردم فغان همه را به آسمان برده است. این در حالیست که این فشارها نتیجه بی تدبیری و و بی کفایتی دولتی است که حتی صدای دوستان و همراهان خود را نیز درآورده است. طرحهای بدون پشتوانه علمی و اقتصادی دولت مهرورزی چنان باعث آشفتگی اقتصادی شده است که طبق گزارش بانک مرکزی مغضوب رییس دولت که این روزها به دلیل عدم ابلاغ نرخ بهره ده درصدی به بانکها زمزمه برکناری اش به گوش میرسد، تورم اردیبهشت ماه به نرخ بی سابقه ۳۰ درصد رسیده است. بر پایه این گزارش در اين ماه قيمت برنج 80 درصد، حبوبات 12درصد، روغن 9 درصد و لبنيات 8 درصد نسبت به فروردين افزايش قيمت داشته‌اند که با توجه به افزايش 32درصدي شاخص اجاره بهاي مسکن و افزايش ديگر گروه‌هاي کالا و خدمات، به نظر مي‌رسد شاخص تورم در ارديبهشت ماه نسبت به ماه مشابه سال گذشته، بيش از 30 درصد افزايش داشته است.
گفتني است، شاخص رسمي تورم در فروردين ماه 24 درصد افزايش يافت و در صورت رسيدن به مرز 30 درصد، رکورد تورم در دوازده سال گذشته شکسته خواهد شد. نکته قابل تامل در این میان نظر طرفداران دولت است که تورم را وارداتی میدانند و برخی آنرا ناشی از خواست دشمنان و برخی ناشی از افزایش قیمتهای جهانی میدانند. غافل از آنکه تورم در کشورهاي صادرکننده کالا به ايران بین  ۲تا ۵ درصد است نه بیش از ۳۰ درصد!
دولت مهرورزی در اقدامی دیگر طرحی را در دست بررسی دارد که بر مبنای آن بانکهای کشور با هم ادغام شده و بانک قرض الحسنه را تشکیل میدهند. بر اساس اين طرح بانكهاي تجارت ، صادرات و ملت ادغام و بانك قرض الحسنه مهر ايران تشكيل خواهد شد و بانكهاي سپه و رفاه كارگران ادغام و بانك قرض الحسنه ای كه هنوز اسم آن مشخص نشده است را تشكيل خواهند شد.
بر اساس اين پيش نويس بانكهاي قرض الحسنه تنها مجاز به گرفتن پس انداز قرض الحسنه و ارائه تسهيلات قرض الحسنه مي باشند. با نهایی شدن این طرح غیر کارشناسی با توجه به قرض الحسنه شدن بانکها عملا انگیزه پس انداز در بانکها توسط مردم از میان رفته و سرمایه های سرگردان در کشور یا به بخشهای سودآوری همچون مسکن و طلا و غیره منتقل خواهند شد و یا اینکه به خارج از کشور منتقل خوهند شد و آثار زیانبار تورمی آن نیز بیش از پیش کشور را در مخاطره قرار خواهد داد.
چیزی که در این میان باعث شگفتی است آنستکه چرا سران نظام در مقابل این ندانم کاریهای دولت بیکفایت سکوت اختیار کرده و حتی به خاطر منافع خویش و حفظ قدرت هم که شده مخالفتی جدی با این ندانم کاریهای دولت نهم انجام نمیدهند.
دیروز در خبرها آمده بود که باهنر وکیل الدوله و نایب رییس مجلس هفتم و احتما مجلس هشتم در جمع همفکران خود انتقادات بی سابقه ای از دولت کرده بود که همزمان با آخرین روز کاری مجلس هفتم بود. ایشان در سخنان خود دولت را فاقد تئوری اقتصادی خطاب کرده گفت:"دو سال طول کشيد تا دولت را قانع کنيم اقتصاد کشور نياز به تئوري دارد و صرفا با ديدگاه مهندسي نمي‌شود کشور را اداره کرد. از نظر مهندسي، عبور رشته کوه البرز از سوراخ سوزن ممکن است؛ يعني بايد کوه را پودر کرد و اين پودر را از سوراخ عبور داد، اما بحث اين است که آيا اين کار توجيه اقتصادي دارد يا اصولا مفيد است يا نه؟" در مورد تورم هم باهنر گفت: "البته خوشبختانه امروز همه قبول کرده‌اند که تورم وجود دارد تا دو سه ماه قبل مي‌گفتند تورم کار فلان بانک خصوصي و چند بنگاه معاملاتي است، ولي امروز ديگر اين حرف‌ها خريداري ندارد." حال باید پرسید جناب باهنر نمی توانستند موقعیکه در مجلس هفتم بودند از ابزار های نظارتی مجلس استفاده کنند و به جای تبدیل کردن مجلس به ماشین امضای دولت با لوایح دولت مخالفت نمایند؟ حال چه شده ایشان هم به طیف منتقدان دولت پیوسته اند؟ شاید حسگرهای ایشان علایمی از مجلس هشتم مبنی بر مخالفت با دولت را دریافت کرده که برای جا نماندن از قافله منتقدان مواضع خود را تغییر داده اند!
 به هر حال فارغ از این بازیهای سیاسی و ظاهر سازیها چیزی که بیش از همه باعث فشار بر مردم میشود و توجهی هم به آن نمی شود افزایش بی رویه قیمتهاست که واقعا عذصه زندگی را برای مردم به حد خطرناکی سخت و طاقت فرسا کرده است که باید منتظر نتایج آن در آینده ای نزدیک بود. نتایجی مانند فساد، فحشا، دزدی، خشونتها و ناامنی اجتماعی و غیره...

+ نوشته شده در  دوشنبه 6 خرداد1387ساعت 9:37  توسط مجید جمشیدی  | 

دکتر صفار هرندی وزیر ارشاد اسلامی:" که اگر نویسنده‌ای به شرح جزيي‌ترين روابط يک زن و مرد و توصيف خلوت آن‌ها بپردازد، چه رابطه حرام و چه حلال باشد و بخواهد آن را منتشر کند تا به دست فرزند من و شما برسد، وزارت ارشاد جلوی انتشار اين کتاب را مي گيرد."
از خروس خوان صبح که بیدار میشی و از خونه بیرون میزنی تا بوق سگ که برمیگردی خونه، توی همین جامعه به شدن سیاست زده و اسلام زده ایرانی از دهن همه بد و بیراه میشنوی، از نانوا، بقال، راننده تاکسی تا دانش آموز و دانشجو و تحصیلکرده و نکرده... نوجوانان تازه سبیل سبز کرده وقتی دارند دسته جمعی از مدرسه برمیگردنند و از کنارشان عبور میکنی در فاصله چند ثانیه عبوری باران فحش و ناسزا را نثار هم میکنند و با الفظ رکیک برای هم لقب میتراشند. راننده ای که به خاطر یک ترمز اضافه خواهر و مادر عابر پیاده و یا راننده دیگر را در حضور مسافرین آباد میکنه. اصلا چرا راه دور بریم داخل موبایل هر کسی رو بگردی محاله اثری از یک اس ام اس رکیک و یا عکس و کلیپی عرش لرزان را پیدا نکنی. آنوقت وزیر ارشاد نگران کتابی است که در تیراژ سه تا پنج هزار نسخه چاپ میشه و اتفاقا فقط به دست معدودی کتابخوان  و اهل فرهنگ میرسه. نگرانه که مبادا با خواندن آن چند سطر جوانی احساس قبیحه بهش دست بده و ایمانش بلرزه و ...
مگه نه اینکه این جوان در همین جامعه زندگی میکنه؟ مگه نه اینکه از صبح تا شب توی خیابانهای اسلامی همین شهر  علی رغم تلاش ماموران زحمت کش ارشاد اگه اهل فسق و فجور باشه تمامی اسباب برای برگزاری یک سور چشم چرانی مهیاست؟ مگه نه اینکه ماهواره توی هر خونه ای پیدا میشه و تعداد شبکه های پ.و.ن.و.گ.ر.ا.ف.ی. از شبکه های معمولی هم بیشتره. مگه نه اینکه با وجود زحمات عزیزان مخابرات و فیلترینگ گسترده هر بچه ای میتونه فلیتر رو به شیوه خودش دور بزنه و به هر جا خواست سرک بکشه. مگه نه اینکه توی همین شهر اگر اهل تلخکی باشی و با شاره ای یک موسیو با صندوق عقبی پر از انواع نوشیدنی در جلوی منزلت ارائه خدمات میکنه. اونوقت چه جای نگرانی برای اینست که کسی در ترجمه ای لیوان شراب را لیوان لیموناد و یا شربت ترجمه بکنه یا نکنه؟
این جناب طوری حرف زده اند که اصلا گویی جماعت نویسنده مشتی ارذل و اوباش هستند که از قضا ته مایه سوادی هم دارند و اصلا هم نه در این کشور زندگی می کنند و نه متعلق به این فرهنگ و جامعه هستند و فقط برای گذارن وقت و تحریک عده ای از سر شکم سیری چند جمله ای در باب س.ک.س و روابط پنهانی قلم میزنند. خب در این شرایط باید هم انسانی کامل و آگاه و همه چیز دادن در وزارتخانه ارشاد بنشیند و حقوق بگیرد و برای جلوگیری از رواج فساد توسط کتابی در تیراژه ۳۰۰۰ نسخه در جامعه چند ده  میلیونی خود را فدا کند و اراجیف نویسنده را با ابزار دقیق تقوای سنج خود پالایش و ویرایش کند.
من در همین جا و بدینوسیله از سربازان گمنام اداره ممیزی کتاب وزارت ارشاد تشکر ویژه میکنم که فداکارانه اندام خود را وسیله سنجش میزان تحریک کنندگی جملات منحرف کننده نویسندگان معلوم الحال قرار می دهند و در این راه ذره ای چشم داشت نداشته و ندارند. از خداوند متعال هم میخواهم تا گناهان این عزیزان را که ناخواسته برای صلاح جامعه مجبور به خواندن جملات منحرفانه این نویسندگان میشوند ببخشد و بیامرزد.
لازم به ذکر است که طبق نظر حقوقدانان و همچنین تفسیر هیئت پیگیری قانون اساسی از مصوبه سال ۱۳۶۷ شورای عالی انقلاب فرهنگی، ممیزی کتاب امری خلاف قانون اساسی است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 اردیبهشت1387ساعت 0:20  توسط مجید جمشیدی  | 

این روزها پیدا کردن سوژه برای نوشتن زیاد سخت نیست. تا سوژه، این کشور گل و بلبل باشه و رییس جمهورش احمدی نژاد و سخنرانیهای گهربار ایشان و دوستانشان، راحت میشه مثنوی هفتاد من کاغذ نوشت.

احمدی نژاد، معاون اول امام زمان:
سخنان احمدی نژاد در جمع طلاب جوان مشهد از آن دست سخنانی بود که اعتماد به نفس زیادی برای بیان آن لازم است و این اعتماد به نفس در کسی یافت نمیشود چون جسته ایم ما! جز احمدی نژاد که اگر دوره بعدی هم رییس جمهور شود حتما ادعای معاون اولی امام زمان را مطرح میکند. اینکه ایشان ادعا میکند حامل يك ماموريت الهي بوده و مستقيما توسط امام زمان(عج) هدايت مي‌شوند، ادعايي است که یک جواب در مقابل یک سئوال اساسی را می طلبد و آن اینکه چگونه مي‌شود كه ایشان تحت هدايت امام زمان باشند اما براي مثال از كنترل قيمت گوجه‌فرنگي، برنج و مايحتاج مردم ناتوانند.  وی در بخشی از سخنان خود گفت: "حركت آخر آغاز شده است. ما بايد داخل ايران را سريع جمع و جور كنيم و به مسئوليت‌هاي جهاني انقلاب بپردازيم." ایشان بر پایه کدام پشتوانه تجربی و علمی و نظری و دینی و اقتصادی اینک داعیه مدیریت جهان را دارند؟! 
فایل صوتی ادعاهای احمدی نژاد!: بخش اول    بخش دوم

دوم خردادیهای قاتل!:
در خبرها آمده که روح الله حسینیان عاشق سینه چاک سعید امامی در دانشگاه امیر کبیر باز هم همانند برنامه چراغ،  دوم خردادیها را مسبب قتلهای زنجیره ای معرفی کرده است. این سخنان و ادعاها میتوانست برای هر کسی جز ایشان خشم و قهر قاضی مرتضوی را به دنبال داشته باشد ولی با کمال حیرت می بینیم که ادعاهای ایشان کمترین واکنشی را هم برنمی انگیزد. حسینیان البته به درستی معتقد است که سعید امامی نقشی در قتلها نداشته است چرا که بعدا مشخص شد که در زمان قتلها امامی مشاور وزیر اطلاعات بود. سعید امامی خود نیز معترف است که نقش اصلی را نداشته است: سعید امامی نه طراح و فرمانده جنایات بلکه او نیز سربازی در این ماموریتها بوده است همچنان که وی صراحتا در بازجوئی هایش اذعان داشته است: "من از آغاز انقلاب تا به امروز سرباز گوش به فرمان نظام مقدس اسلامی و مقام ولایت بوده و هستم، هیچگاه بدون کسب اجازه و یا بدون دستورات مقامات عالی نظام کاری انجام نداده‌ام. هرچه را که به صلاح نظام و اسلام دانسته‌ام به عنوان پیشنهاد به مسئولانم ارائه کرده‌ام. من خود را گناهکار نمی‌دانم. کسانی که حذف شده‌اند، مرتد، ناصبی و محارب بوده‌اند. حکم مجازات آنها مثل همیشه به ما تکلیف شده است و ما آنچه کرده‌ایم اجرای تکالیف شرعی بوده است نه قتل و جنایت... "

ایران دارنده رتبه چهارم جهانی در...؟
کشور عزیزمان ایران موفق شد به یمن توانایهای مدیریت جهانی و اقتصادی محمودخان احمدی نژاد رتبه پنجم رکورد تورم در جهان را کسب کند. به گزارش صندوق بین المللی پول تنها چهار کشور اریتره، گینه، میانمار، زیمباوه با داشتن نرخهای تورم به ترتیب (22.7، 23.4، 36.9 و 16170 درصد) از ایران تورم بیشتری داشته اند و 175 کشور دیگر جهان از نرخ تورمی کمتر از ایران برخوردار بوده اند. در این رتبه بندی کشورهای ژاپن و نیجر با داشتن نرخ تورم صفر درصد دارای کمترین نرخ تورم هستند و نرخ تورم در 87 کشور کمتر از 5 درصد و نرخ تورم در 156 کشور نیز کمتر از 10 درصد بوده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 2:21  توسط مجید جمشیدی  | 

سخنان علم الهدی امام جمعه مشهد شباهت عجیبی به سخنان حسنی امام جمعه سابق ارمیه دارد.  ایشان که اخیرا با این درافشانی ها صاحب شهره شده اند در مورد انتخابات اخیر مجلس گفته اند:
"برنده­ی این انتخابات در درجه اول خدا و امام زمان بودند که به خاطر این­که افراد دین­مدار و متدین وارد عرصه تصمیم­گیری سرنوشت یک نظام وابسته به ائمه و وجود اقدس بقیه­الله الاعظم شدند." نظیر این سخنان را نیز آیت الله مشکینی در مورد نمایندگان مجلس هفتم زدند که اتفاقا نمایندگان امضا شده امام زمان ۴ سال بعد توسط شورای نگهبان رد صلاحیت شدند.
اثر اینگونه سخنان کم مایه در محدود و محصور کردن خواست خدا و ائمه به نفع جریانی خاص از کفر و الحاد هم بدتر است. چرا که خدا و ائمه ای که اینقدر کوچک و سیاسی باشد در باور من نمی گنجد و شایسته پرستش و احترام نیستند. خدا و ائمه شانی بالاتر از آن دارند که در انحصار گروه و دسته ای خاص باشند و مورد استفاده آنان بر سر سفره قدرت قرار گیرند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 اردیبهشت1387ساعت 16:57  توسط مجید جمشیدی  | 

هر دسته و گروه که در سیاست پیش می برد، افکار و امیال خودش را زنده می کند و رواج میدهد، نه افکار انسانی و واقعیت را. ای کاش هر سیاستمدار واقعیت و صلاح مردم را در نظر داشت و آنرا رواج میداد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 15:49  توسط مجید جمشیدی  | 

آقای منوچهر متکی را که می شناسید؟!
ایشان وزیر امورخارجه دولت مهرورز آقای احمدی نژاد می باشند. البته گرچه آقای متکی وزیر محترم امورخارجه می باشند اما ایشان از بدو ورودشان به این وزارتخانه به تحول و بازنگری ای در این وزارتخانه پرداخته اند و موفق شده اند نام این وزارتخانه و عملکردش را کمی متحول نمایند و این وزارتخانه را از امور خارجه به وزارت رفاقت و امور بیکاران خانواده تبدیل نمایند!
امروزه این وزارتخانه در مدت کوتاهی به چندان موفقیت چشمگیری در ساماندهی امور رفقا و فامیل و خانواده آقای متکی دست یافته که توانسته کل بستگان و دوستان آقای متکی و دیگر معاونان آن وزارتخانه را گرد هم بیاورد در ذیل شرح مفصلی از انتصابات درون سازمانی جناب منوجهر متکی را ذکر میکنم:
همسر آقای متکی خانم طاهره نظری مهر که دکتر داروساز و از کارمندان سازمان بهزیستی کل کشور بوده اند بدون اینکه تخصصی در حوزه امور خارجه داشته باشند ناگهان به وزارت امورخارجه به عنوان مشاور وزیر منتقل شدند ایشان که در بهزیستی داروسازبخش توانبخشی بودند با بیست و هشت سال سابقه کاری این روزها مشاور شده اند تا بتوانند چند وقت دیگر بازنشست بشوند و از حقوق و مزایای بازنشستگی یک مدیر کل ارشد وزارت خارجه استفاده کنند .
همسر آقای شیخ عطار نیز خانم فریبا نمازی که پیش از این ناظم دبیرستان دخترانه امام سجاد در منطقه هفت تهران بوده اند به محض اینکه همسرشان قائم مقام وزارت امور خارجه شدند به این وزارتخانه منتقل شدند و مدیر و معلم و ناظم مدرسه را نیز با خود آوردند به وزارت امورخارجه تا دور هم باشند و حالا این خانمها در آنجا چه می کنند خدا عالم است !؟
خانم متکی که البته بسیار جویای نام نیز هست علاوه بر نظارت بر انتصابات و نقل و انتقلات به عنوان مثال دو ماه پیش که سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي سمیناری را با نام " زنان نخبه مسلمان " در نظر داشت برگزار نماید مبلغ هفتادو پنج میلیون تومان را به دبیرخانه سمینار از بودجه وزارت امورخارجه اهدا نمودند و اتفاقا در همان سمینار از وی به عنوان یک زن موفق و نخبه نامبرده می شود! . از دیگر شاهکارهای آقای متکی و خانواده محترمشان اینکه در اسفند سال 1386 هنگامی که آقای متکی در یک هیات دیپلماتیک قصد عزیمت به کشور سوریه و لبنان را داشتند این افراد نیز حضور داشتند :
خانم طاهره نظری مهر- همسر آقای متکی به عنوان کارشناس زنان خانم معصومه متکی - دختر آقایهسمر منوچهر متکی در کنار روزاریو موریلو همسر اورتگا رییس جمهور نیکاراگوئه متکی ( دانشجوی فیزیک دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز) به عنوان کارشناس قراردادهای عمرانی
آقای حمیدرضا متکی - پسر آقای متکی (از تحصیلات ایشان اطلاعی در دست نیست) به عنوان مدیر هماهنگ کننده هیات اعزامی ، البته لازم به یادآوری نیست که همه این افراد و هیات باهواپیمای تشریفاتی دولت ایران به سوریه و لبنان رفتند ، همان هواپیمایی که در زمان دولت آقای خاتمی خریداری شد وجنجالهایی برپا کرد و دولت آقای احمدی نژاد به محض آمدن گفته بود آنرا فراموش کنید ما احتیاجی به این هواپیمای طاغوتی نداریم !
یک نکته جالب دیگر چندی پیش وزیر امورخارجه سوئیس به ایران سفر نموده بود که همگان مطلعید درسومین شب حضور ایشان در رستوران باغ گیلاس وزارت امورخارجه ضیافت شامی برگزار نموده بود که هیات سوئیسی با جمعیت پانزده نفر و تیم ایرانی با تعداد بیش از هفتاد نفر در آن ضیافت بودند که در میان آنها بازمیتوانیم به همسر و فرزندان آقای متکی باجناقهای ایشان و بسیار جالب تر شوهر خاله آقای متکی هم اشاره کنیم . اما حالا که صحبت فامیلهای آقای متکی شد لازم است که باجناقهای آقای متکی هم اشاره نمائیم :
آقای متکی مفتخر به داشتن چهار باجناق هستند که به محض به وزارت رسیدن آقای مجتبی مردانی باجناق بزرگتر را سر کنسول جمهوری اسلامی در حیدر آباد می نمایند و آقای علی صمد لکی زاده را که قبلا درجه دار سپاه پاسداران بودند با مدرک سیکل به عنوان معاون اداره مجمع شیمیایی و خلع سلاح وزارت خارجه منصوب کردند و آقای علی حلمی باجناق دیگر را مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی در لندن نمودند و دیگری را آقای حمید میرزایی مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی در بمبئی هند نمودند . البته لطف ایشان فقط شامل حال باجناقها نشده ایشان دو برادر خانم گل و ناز هم البته دارند ! ، که از قضا آنها هم تا قبل از به وزارت رسیدن ایشان بیکار بودند که با آمدن آقای متکی به وزارت امورخارجه شکر خدا این معضل نیز برطرف گردیده آقای جواد نظری مهر رایزن امور کار سفارت ایران در بحرین گردیدند و آقا وحید هم مسئول امور دانشجویی در سفارت ایران در مالزی.
 آقا منوچهر خان وزیر خود نیز از اعضای کانون فارغ التحصیلان شبه قاره هند می باشند که البته قبل از دوران وزارت دبیر کل این تشکل سیاسی بوده اند ایشان با وزارت رسیدن البته استعفاء دادند از این سمت اما از آنجا که خیلی دلشان برای دوستان هم تشکلی و هم حزبی شان تنگ می شده و طاقت دوری آنها را نداشته تصمیم میگیرد حالا که خودشان نمی توانند در آنجا باشند دوستانشان را به وزارتخانه بیاورند اینجا بود که این اقدامات احساسی و عاطفی را انجام می دهند :
آقای سید مهدی نبی زاده از دوستان دوران تحصیلشان را که در همان کانون هم بودند ومهندس فارغ التحصیل از شهر بنگلور می باشند را که در وزارت ارتباطات و در شرکت مخابرات به عنوان کارپرداز مشغول بودند را به وزارت امورخارجه منتقل و به عنوان معاون اداری و مالی انتصاب می نمایند اما بعد از گذشت 20 ماه مهدی خان دلشان را این معاونت می زند و فیلشان هوس هندوستان می کند اینجا بود که آقا منوچهر ایشان را به عنوان سفیرجمهوری اسلامی،در هندوستان منصوب می نمایند ، مهدی خان البته در آن 20 ماه معاونت اداری و مالی خود به نحو حریصانه ای به ماموریت های موقت پرداخت و از کلیه سفارت خانه ها و سر کنسول گری های جمهوری اسلامی، دیدن کرده و در همین گذر به بیش از 100 کشور سفر کردند .
آقای مجتبی کولیوند که ایشان نیز کارمند عادی شرکت مخابرات و دانشجوی دانشگاه پونه و نیز عضو همان کانون بودند به عنوان مدیر کل ابنیه و اموال وزارت امورخارجه انتخاب شده وی پس از 2 سال و سفرهای متعدد به خارج از کشور به آقا منوچهر می گوید من را هم سفیر کنید اما به علت نمی دانیم چه چون با سفارت او مخالفت شد ایشان هم قهر کرده و از وزارت خارجه رفت منتها دیگر به شرکت مخابرات برنگشت و هم اکنون مشغول برجسازی در تهران هست .
آقای ماشاالله شاکری هم که فارغ التحصیل دانشگاه دهلی می باشد و قبل از وزارت دوستشان منوچهر خان در سازمان کشتیرانی کارمند روابط عمومی بودند رابر اساس شایستگی های که حتما داشته به عنوان سفیر جمهوری اسلامی در پاکستان منصوب می نمایند .
آقای حیدر رضا ضابط که ایرانی الاصل و متولد هندوستان بوده اند و قبل از وزارت آقا منوچهر درآستان قدس خادم حرم امام رضا بودند را به عنوان کارشناس سیاسی وزارت خارجه در سفارت ایران دراسلام آباد انتصاب می نمایند .
البته آقای سید علی حسینی هم که معرف حضور همه می باشد دیگر سخنگوی وزارت امورخارجه ایشان هم از دانشجویان عضو کانون دانشجویان شبه قاره هند بوده اند.
قصه شایسته سالاری آقای متکی بسیار طولانی شد پس بگذارید مابقی را فهرست وار با هم از نظر بگذرانیم:
مهدی محتشمی ،رئیس اداره انبیه ساختمان وزارت خارجه .ایشان قبلا کارمند عادی سازمان بهزیستی بودند که بازنشسته شده بودند و البته توسط متکی خان خدمت او بمدت نامعلوم تمدید می شود .
آقای خسرو رضازاده کارشناس سفارت جمهوری اسلامی در نیجریه می باشند ایشان نیز مهندس فارغ التحصیل از هند است و عضو کانون فارغ التحصیلان می باشد.
آقای مسعود زمانی سر کنسول ایران در کراچی می باشند ، ایشان نیز از دانشجویان فارغ التحصیل هند می باشند .
آقای فرقانی از کارشناسان ابنیه و اموال سفیر ایران در ترکمنستان می باشند ، وی هم ولایتی آقای متکی و از اعضای کانون می باشند .
آقای محمود بابایی رییس اداره اقتصادی وزارت امور خارجه می باشند ایشان نیز فارغ التحصیل هند و تا قبل از این سمت در خیابان امیر آباد تهران آژانس املاک داشتند .
عباس کاشفی دیپلمه ای که در وزارت خارجه کارمند عادی بودند و دوست فرزند آقای متکی می باشند ایشان هم اکنون رییس اداره خدمات وزارت امورخارجه می باشند .
آقای یدالله صمدی رییس اداره امور مالی وزارت خارجه که با وجود گذشت 2 سال از بازنشستگی وی به عنوان رییس اداره امور مالی منصوب شد ایشان از بستگان آقای متکی می باشند .
آقای حمیدی زارع علیرغم اینکه ماموریت وی به عنوان سر کنسول در نخجوان تمام شده بود از همان جا به عنوان سفیر به باکو عازم شد وی نیز مهندس فارغ التحصیل از هند است.
آقای محمد مهدی آخوند زاده که از نمایندگی ایران در آژانس انرژی اتمی به سفارت ایران در آلمان ارتقاء یافت نیز مهندس فارغ التحصیل از هند است همچنین آقای مصطفی آخوند زاده برادر مهدی آخوند زاده علیرغم اینکه باز نشسته شده بود نیز به عنوان سر کنسول در شهر اکتاو قزاقستان منصوب شده .
آقای مصطفی اعلایی سفیر ایران در کوبا می باشد ایشان نیز فارغ التحصیل هند و از دوستان آقای متکی است.
آقای مهدی نژاد به سمت رییس تشریفات در سفارت ایران در دهلی نو منصوب شد وی نیز فارغ التحصیل هند و عضو کانون فارغ التحصیلان می باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 15:23  توسط مجید جمشیدی  | 

احمدی نژاد اینروزها علاقه خود به سوژه خبری بودن را در نبردی آشکار با خودیهای اصولگرا به اوج رسانده است. نامه نگاریهای تند با رییس مجلس، عزل دانش جعفری و پورمحمدی از جمله تازه ترین جنجالهای رسانه ای است که رییس جمهور را درکانون توجهات قرار داده است.بلاخره دروغ سیزده که الهام سخنگوی دولت مدعی آن بود و از جمله خصوصیاتش شاخدار بودن آن است به واقعیتی شاخدار تبدیل شد. ستاره اقبال وزرای اقتصاد و کشور در حالی رو به افول نهاد که احمدی نژاد عزمش را برای یکدست سازی دولت و مجلس جزم کرده است.او از یک جهت با تغییرات ناباورانه در کابینه هرگونه صدای مخالفی را در سینه خفه میکند و از دیگر سو در برنامه ریزی مهندسی شده در پی همراه کردن مجلس هشتم با دولت است. سه شنبه داود دانش جعفری وزیر اقتصاد با صندلی خود وداع کرد ولی در نطقی کم سابقه و آتشین انتقادات علنی و بی پروایی را به احمدی نژاد وارد کرد. این سخنان اگر از دهان منتقدان دولت شنیده میشد قطعا با تخطئه دولت وطرفداران اصولگرایش به سیاه نمایی تعبیر میشد ولی کسی که خود در گود کابینه نشسته بود و از نزدیک در جریان عملکرد دولت قرار داشت سخنانش گواه محکمی است بر بی نظمی وبی برنامگی و کارشناس گریزی دولت خدمتگزار! ریسس دولت که به سبک قجر اتکای فراوانی به داده های غلط و جهت دار اطلاعاتی اطرافیانش دارد و به همان سیاق حکم میراند و عزل ونصب میکند در مراسم تودیع وزیر برکنار شده اش هم حضور نداشت. جناب وزیر هم سکوت ۳۰ ماهه اش را شکست و پرده از اسرار مگو برداشت. وي افشاگريهاي جالبی از بازرسي رياست جمهوري( به ریاست برادر احمدی نژاد)، رحيمي(رييس ديوان محاسبات)، جهرمي(وزير كار) و بالاخره شخص احمدي‌نژاد كرد. او نقد غیر منصفانه و نظرات غیرکارشناسی را از آفات کار دولت در دوره خود معرفی  کرد. وی گفت:"انتقادهايي كه مي‌شد گاهي به اتهام و شبهه ربوي بودن بعضي از عمليات بانكي، گاهي به خاطر بالا بودن سود بانكي، گاهي براي تبديل بانك‌ها به بانك قرض‌الحسنه، گاهي به دليل داشتن ارتباط سياسي بعضي از مديران با بعضي از اشخاص با نفوذ، گاهي به خاطر معوق شدن بازپرداخت‌ها، گاهي به خاطر دادن تسهيلات به اشخاص خاص، گاهي به خاطر ندادن تسهيلات كافي به طرح‌هاي مورد نظر دولت، داستان بيمه ايران هم برنامه‌اي بود كه در نهايت همه مطلع شدند، اما موجبات تضعيف نظام بيمه‌اي كشور را فراهم كرد. آتش تهيه اين حملات عموما از طرف كساني ريخته مي‌شد كه حتي يك روز هم سابقه فعاليت در نظام بانكي و بيمه‌اي كشور نداشتند و صرفا با برداشت‌هاي غير اجرايي خود عملكرد اين مجموعه‌ها را نظاره مي‌كردند."
دانش جعفری انحلال سازمان برنامه ، دخالت از روی هیجان در مسائل کلان اقتصادی(اشاره مستقیم دخالت رحیمی رییس دیوان محاسبات در قراردادهای نفتی و بیمه ایران)، وجود مديريت دو گانه يا موازي در دستگاه ها، جوسازیهای بازرسی ریاست جمهوری علیه مدیران و کابینه، سخنرانی احمدی نژاد در قم در انتقاد بدون کارشناسی، رشد نقدینگی، کاهش سود سپرده های بانکها، بازار مسکن، تورم، اعطای وامهای بدون حساب وکتاب، برداشت از صندوق ذخیره ارزی و ... را مورد انتقاد صریح خود قرار داد. او مقصر تورم بخصوص در بخش مسکن را دولت و سیاستهای اقتصادی آن دانست.
پس از سخنرانی دانش جعفری هم داودی معاون اول احمدی نژاد سعی در پاسخگویی و دفاع از دولت داشت که با توجه به عدم تسلط در این حوزه توفیقی نداشت.
در مورد نامه نگاریهای حداد عادل و احمدی نژاد که رییس دو قوه کشور را رو در روی هم قرار داده نکته جالب ادبیات احمدی نژاد است که بدجوری حداد عادل را آزرده کرده است. او در بخشی از نامه خود خطاب به حداد گفته بود: چگونه باید به تخلف شما رسیدگی شود؟ برخی برخوردهای اخیر میان مجلس و قوه مجریه را به تلاش دولت برای تصاحب کرسی ریاست مجلس هشتم توسط حامیان دولت و در راس آن صدر رییس ستاد اصولگرایان می دانند.
گویا ناراحتی احمدی نژاد از پورمحمدی وزیر کشور هم مربوط به گزارشی میشد که پورمحمدی از تخلفات انتخاباتی شورای نگهبان به رهبری داده بود و موجبات خشم احمدی نژاد را فراهم ساخته بود.
خلاصه آنکه دولت علاوه بر مشکلات فراوانی که دارد با این رفتار خود فرسایشی موجبات فروپاشی و اضمحلال خو را فراهم میکند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 1:58  توسط مجید جمشیدی  | 


مدیحه سرایی محمد رضا رحیمی رییس دیوان محاسبات کشور و سرپرست جدید وزارت کشور دستمایه تمسخر سایت فارسی وزارت خارجه اسراییل !

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 اردیبهشت1387ساعت 8:39  توسط مجید جمشیدی  | 

يكي از ويژگي هاي حكومت قاجاريه به كارگيري شيوه حكومتي در اداره دستگاه ديواني با استفاده از حكومت پدرسالارانه و پاتريمونيال و واگذاري مناصب به خويشاوندان بود. روشي كه هدف تحكيم مباني نفوذ و حفظ سلطه قدرتمندان و انحصار قدرت را در جامعه تعقيب مي كرد. این رسم در دوران پهلوی هم ادامه یافت و یکی از نکان ضعف این سلسله نیز محسوب میشد و باب شدن اصطلاح هزار فامیل در این دوره از نشانه های رویکرد منفی مردم نسبت به این رسم ناپسند بود. و اما در جمهوری اسلامی...
اداره يك كشور توسط داداش ها و خواهر ها و عمه و خاله و باجناق در جمهوری اسلامی تبدیل به رسمی شده است که ناپسندی آن روزی عامل پیروزی در انتخابات بود و امروز " به شکر اندرش مزید نعمت"!
قبل از روی کار آمدن دولت نهم يكي از انتقادهايي كه به دولت هاي گذشته وارد مي شد اين بود كه كشور در حلقه بسته مديران گرفتار آمده و به خوبي از نخبگان و كساني كه از نظر فكري با دولت به طور كامل هماهنگ نبودند اما توانايي مديريت و قدرت انديشه و عملگرايي بالا داشتند استفاده نمي شود و مساله ی نزديكي و دوري در چينش مديران تبديل به يك اصل شده است. دولت احمدي نژاد با شعار عدالت گستري، مهرورزي و خدمت به بندگان خدا كار خود را آغاز كرد و بر شايسته سالاري تاكيد داشت. ولی پس از مدت کوتاهی روشن شد که این انتقادات در حد شعار باقی ماند و شیوه مورد انتقاد احمدی نژاد به رویه مرسوم و پسندیده در دولت بدل شد. به نظر مي رسد در دولت جديد نه تنها حلقه خودي ها تنگ تر شده كه بحث تجربه گرایی با نگاه بازكردن حلقه مديران به کلی به فراموشي سپرده شده است.
زريبافان باجناق مشهور به عنوان مشاور و دبير دولت، سردار احمدی مقدم باجناق احمدی نژاد، مددي باجناق زريبافان به سمت سرپرستي وزارت رفاه، داود احمدی نژاد برادر رييس جمهور به رياست بازرسي نهاد رياست جمهوري، پروین احمدی نژاد عضو شورای شهر، «مجتبي هاشمي ثمره» خواهر زاده مهندس باهنر به سمت يكي از مشاورين احمدي‌نژاد،  مددي سرپرست رفاه ( باجناق آقاي زريبافان )، سيدمحسن نبوي : عضو هيات مديره شركت سرمايه گذاري خارجي ( داماد آقاي زريبافان)، عليرضا مددي : مديركل وزارتي وزارت تعاون ( برادرزاده باجناق زريبافان )، ناظمي اردكاني : وزير تعاون ( شوهر عمه داماد زريبافان )، دانش جعفري : وزير اقتصاد ( پسر عمه پدر داماد زريبافان )، مهندس مهدي هاشمي ثمره : مديركل وزارتي وزير نيرو ( برادر هاشمي ثمره )، خانم قند فروش : مشاور خانواده وزير كشور ( همسر برادر هاشمي ثمره )، عبدالحميد هاشمي ثمره : معاون وزير صنايع ( برادر هاشمي ثمره )، آقاي موسي پور : معاون پارلماني وزير كشور ( داماد خواهر مهندس باهنر )،  حسين صمصامي، سرپرست وزارت امور اقتصاد و دارايي خواهر زاده پرويز داودي، علی خیراندیش پیمانکار ساختمان و پیمانکار وزارت نفت در انتقال گاز ایران به چین (شوهر خواهر هاشمی ثمره ) و موارد بسیار دیگر از نمونه های بارز رواج فامیل سالاری، باندبازي و سلايق شخصي در دولت «رجايي‌وار» است که با شعارهای رییس آن در دوران انتخابات فاصله بسیاری دارد. به همه اینها چند شغله بودن الهام، سعیدلو، سوگلی کابینه جناب آقای مهندس، دکتر مهرداد بذرپاش ( که مدارج ترقی صد ساله را به سبب دوستی قدیم پدر با احمدی نژاد یک شبه طی کردند)، رحیم مشایی را هم باید اضافه کرد. سابقه آشنایی احمدی نژاد با همکلاسی قدیم بنده در مدرسه راهنمایی نمونه امت یعنی جناب محرابیان با مدرک عمران در دانشگاه علم و صنعت نیز انگیزه ای بود که رییس جمهور ایشان را به سمت وزارت صنایع انتخاب کنند. ( محرابیان همان کسی است که در طول دوران مشترک مدرسه مان در مدرسه راهنمایی نمونه امت و دوستی نزدیک هیچ فاکتور برجسته مدیریتی و نخبگی نداشت که امروز در راس یکی از بزرگترین وزارتخانه های کشور نشسته است)
انتصاب بسياري از افراد و وزراي ناآشنا به رشته‌ي خود كه بعضاً كوچك‌ترين تجربه و تخصصي در حوزه‌ي مديريت خود نداشته‌اند از وزير امور خارجه گرفته تا بسياري از سمت‌هاي مديريت و رياست و معاونت ديگر،کشور را دچار اين همه پراكندگي و وارونگي و نابساماني كرده است. گویا تمام نخبگی و تخصص و جامعیت در قامت همین چند فامیل و دوست و آشنای سابق در دانشگاه علم و صنعت و سپاه و شورای نگهبان متجلی شده است و بقیه مردم مشتی کودن و کند ذهن و عقب مانده ذهنی هستند که قادر به در اختیار گرفتن پستی مهم در کشور نیستند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 8:19  توسط مجید جمشیدی  | 

درحالی که محمود احمدی نژاد رییس جمهور فارغ از مشکلات کشور در اندیشه به دست گیری ریاست جمهوری بعدی سفرهای تبلیغاتی خود را در سال جدید آغاز ساخته ایران کانون خبر شده است.  وسعت و اهمیت این خبرها به حدی است که حیفم آمد به اهم آنها اشاره ای نداشته باشم. رییس جمهوری که مهم ترین مشاوره های اقتصادیش را از بقالی سر کوچه محل زندگی اش میگیرد بعد از سه سال انکار واقعیتهای اقتصادی کشور و بی توجهی به هشدار کارشناسان سرانجام در مشهد مدعی شد که دشمنان مي خواستند تورم هفتاد در صدي درست کنند که ‏دولت نگذاشت و به طور تلویحی تورم را پذیرفت. دولت احمدی نژاد که مورد حمایت همه جانبه تمام نهادها و‎ ‎اجزا و سلول هاي حكومت قرار دارد و دستگاه هاي سياسي، نظامي، ‏اجتماعي‎ ‎و نهادهاي مدني و قضايي و مجلس تمام امكانات خود را در اختيار آن قرار‎ ‎داده اند و از این حیث در طول سده اخیر نظیری نمیتوان برای آن جست با فرافکنی مشکلات امروز مردم را تنها بر گردن مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام می اندازد که با اصلاح جزیی ساختار بودجه کل کشور بودجه پیشنهادی وی را به همان صورت تصویب نکردند. احمدی نژاد با همان شیوه شناخته شده خود برای توجیه مشکلات دست به تغییر ترکیب کابینه در آخرین سال ریاست خود زده است و وزرای اقتصاد و کشور را از تیم خود کنار گذاشته است. این در حالیست که اجل برکناری بر سر وزیر مسکن هم پرپر میزند و رییس جمهور طوری وانمود می کند که در مشکل گرانی مسکن فقط و فقط وزیر مسکن مقصر می باشد. احمدی نژاد  با انجام اعمال نمایشی طوری وانمود میکند که تمامی موفقیتهای تیم کابینه مرهون نظرات اوست و مشکلات برعهده وزرای ناکارآمد و دشمنان و مخالفان دولت وی در داخل و خارج است. هنوز جوهر امضای ایشان بر پای مصوبه هیئت دولت مبنی بر حذف غذا و سرویس ایاب ذهاب کارمندان دولت خشک نشده است که خود ایشان مصوبه هیات دولت را وتو و دستور به برقراری مجدد آن میدهد.  ميلياردها دلار زياني که دولت با تصميم هاي ندانسته و خلق الساعه و غیر کارشناسی خود به اقتصاد کشور وارد ‏آورده است در سایه فعاليت هاي نمايشي صرفه جوئي دولت هرگز کم رنگ نخواهد شد. فشار‎ ‎بر ‏مديران دستگاه هاي دولتي براي نداشتن راننده، نخريدن روزنامه و استفاده‎ ‎از كشمش و توت خشک به جاي قند ‏در ادارات به منظور صرفه جويي، حذف غذا در‎ ‎برخي از سازمان ها و ادارات، پس گرفتن تلفن همراه برخي ‏از مديران، كاهش‎ ‎هزينه هاي تبليغاتي سازمان ها و نهادهاي دولتي و جلوگيري از چاپ سررسيد و‎ ‎تقويم، ‏خوردن غذاي ساده و آوردن آن از خانه به جاي استفاده از غذاي نهاد‎ ‎رياست جمهوري، كم كردن نيروهاي ‏خدماتي ادارات، كاهش و حذف اضافه كاري ها و‎ ‎جمع آوري فرش هاي گرانقيمت در نهاد رياست جمهوري و ‏استقبال از مهمانان‎ ‎رييس جمهوري در ساختمان هاي جنوب شهر به جاي رفتن به شمال شهر و استفاده‎ ‎از ‏مجموعه هاي كاخ سعدآباد‎ از جمله نمایشهای سخیفی است که تنها خوراک تبلیغاتی و انتخاباتی است ولی در مقابل دردی را از مشکلات مردم نکاسته است. در حالی که طرح امنیت اجتماعی با نظر مستقیم احمدی نژاد شکل گرفت و ادامه یافت و هزاران نفر مورد آزار و اذیت و توهین و فحاشی و کتک ماموران طرح امنیت اجتماعی واقع شدند،  مسئول رده نخست امنیت اجتماعی یعنی سردار زارعی به جرم فساد اخلاقی دستگیر و از کار برکنار شد. در حالی که وزیر اطلاعات دولت کریمه از موضع خود در پرونده موسویان کوتاه نیامده و درگیر سیاسی بازیهای دولت قرار دارد همانند روزهای آغازین انقلاب بمبی قوی در شیراز در یک حسینیه منفجر شده موجب کشته و زمحی شدن جمع زیادی گیرید. در حالی که در انتخابات اخیر تنها ۴۰ درصد واجدین شرایط شرکت کردند و در حالی که این رقم در تهران در خوش بینانه ترین حالت به ۲۵ درصد می رسد و آمار تخلفات و تقلبات انتخاباتی گواه مخدوش بودن انتخابات بوده است بنگاههای تبلیغاتی دولت حماسه دیگر مردم را در بوق کرده و آن را رفراندمی در جهت تایید دولت و حکومت از جانب مردم معرفی می کنند و این انتخابات را سالمترین انتخبات دوران جمهوری اسلامی میدانند. رییس جمهوری که با وعده حل مشکلات مستضعفان بر سر کار آمد بوسیله نیروهای یگان ویژه پاسداران اعتراضات کارگران كارخانه كيان تاير، لاستيك البرز سابق را به شدت سرکوب کردند. اعتراضات این کارگران مبنی بر عدم دریافت حقوق از آذرماه گذشته به شیوه دولت کریمه پاسخ داده شد. به همه اینها باید اضافه کرد: تعطیلی دستوری نشریات وزینی همچون دنیای تصویر و زنان و  روزنامه خبر ورزشی و بسیاری دیگر توسط هیات نظارت بر مطبوعات، دستگیری فعالان اجتماعی و زنان نظیر خدیجه مقدم و خواهرش، به زندان انداخت هادی قابل از اعضای برجسته جبهه مشارکت، تعطیلی سایتها و خبرگزاریهای منتقد دولت، تلاش دولت برای لغو مصوبه مجلس در زمینه تغییر ساعت رسمی کشور، اعدام دو روحاني اهل سنت در زاهدان، دستگیری چهار روحاني سني ديگر در مشهد و سنندج، گرانی بی سابقه مسکن و  ارزاق عمومی نظیر ‏گوشت کيلويي 9000 تومان، برنج کیلویی 2500، مرغ کیلویی 2700، ميوه هم زير 1500 چيزي پيدا نميشه، ‏سبزي کيلويي 600 تومان و قرار داشتن بسیاری از مردم زیر خط فقر شدید و ...

حال باید دید در شهری چنین آشوب چه آینده ای برای شهروندان آن میتوان متصور شد؟

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 فروردین1387ساعت 14:21  توسط مجید جمشیدی  | 

در خبرها آمده که خاتمی قصد دارد تا از اردیبهشت ماه خود را آماده حضور در رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری کند. این خبر در وهله اول شنونده را با توجه به روحیات محافظه کارانه خاتمی کمی دچار تردید در درستی یا نادرستی خبر می کند. ولی به هر حال استراتژی حضور زود هنگام در انتخابات آینده می تواند لطماتی جبران ناپذیر را به وجهه وی وارد سازد. از آنجا که خاتمی به رغم داشتن شخصیتی جذاب و کاریزماتیک میتواند رقیب سرسختی برای جناح محافظه کار جمهوری اسلامی باشد. لذا دور از ذهن نیست که اعلام زور هنگام حضور وی در این انتخابات او را بیش از پیش زیر ذره بین موشکافانه و مغرضانه جناح اقتدار گرا قرار دهد تا با رصد کوچکترین رفتار و سخنان وی درصدد تخریب وی برآیند. از طرف دیگر اعلام زود هنگام حضور کروبی در انتخابات آینده نیز باعث ایجاد رقابتی مخرب و درون گروهی میان اصلاح طلبان خواهد شد و موجب میشود تا همچون انتخابات قبلی ریاست جمهوری آرا اصلاح طلبان به نفع محافظه کاران با گسست و پراکندگی مواجه شود. در انتخابات قبلی محافظه کاران با مهندسی حساب شده انتخابات ضمن اعلام تایید صلاحیت تعداد زیادی از اصلاح طلبان موجبات شکست آنان را فراهم نمودند. به این ترتیب که با علم به اینکه هواداران اصلاح طلبان با وجود کاندیداهای مختلف دچار تشتت آرا می شوند در روزهای آخر انتخابات دور اول تمام هم و غم خود را صرف تبلیغات برای احمدی نژاد نمودند و وی را با استفاده از فرصت به دست آمده راهی مرحله دوم نمودند. این در حالی بود که تا قبل از آن سه شنبه بعد از ظهر سرنوشت ساز که حکم حکومتی اجرایی شدن طرح ۱۰ بعلاوه یک بسیجی- که در آن هر بسیجی مکلف شده بود تا ده نفر از نزدیکان خود را تشویق به رای دادن به احمدی نژاد و کاندیدای مورد نظر رهبری نماید- تکلیف نمود مشخص نبود که حکومت روی کدام یک از کاندیداها نظر مثبت دارد. در  آغاز تبلیغات انتخاباتی قالیباف و سپس لاریجانی و رضایی و پس از مدتی با انصراف رضایی از کاندیداتوری احمدی نژاد مورد توجه بیشتری قرار گرفتند و از آنجا که اصلاح طلبان احمدی نژاد را در قواره ریاست جمهوری نمی دیدند آرا خود را میان هاشمی رفسنجانی، کروبی، معین و مهرعلیزاده تقسیم کردند و ناخواسته ورود به مرحله دوم را تقدیم احمدی نژاد کردند غافل از اینکه با این کار شکست در محله دوم را به سبب محبوب نبودن هاشمی بر خود تحمیل نمودند. حال در شرایط فعلی نیز محافظه کاران با علنی نکردن نیت خود برای انتخابات مهندسی دیگری را در عرصه رقابت آغاز کرده اند و اصلاح طلبان از هم اکنون بدون در نظر گرفتن مصالح ملت به نشان دادن چنگ و دندان برای هم مشغولند و از حالا با این سوء تدبیر زمینه های شکست خود را در انتخابات آینده فراهم مینمایند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 8:48  توسط مجید جمشیدی  | 

گیرت وایلرز نماینده پارلمان هلند و سازنده فیلم فتنهآینه چون نقش تو بنمود راست/ خود شکن آیینه شکستن خطاست
چند روزی است که با نمایش فیلم نماینده پارلمان هلند در مورد اسلام و مسلمانان اعتراضات بسیاری به آن صورت گرفته است. از تجعمات به اصطلاح دانشجویی -بخوانید گروههای فشار- تا موضعگیری برخی مراجع در ایران و تظاهرات هایی در برخی کشورهای جهان و موضع گیری علما در خصوص قطع رابطه با هلند و تحریم کالاهای هلندی. اما نکته جالبی که در این مدت کمتر بدان توجه شده است، محتوای این فیلم است. اغلب افرادی که نسبت به این فیلم موضع گرفته اند بدون دیدن اصل فیلم و فقط برمبنای شنیده های خود اقدام به موضعگیری کرده اند. گواه این مطلب آنکه آنان معتقدند که این فیلم توهین به اسلام و مقدسات است. در صورتیکه حتی اگر معتقدین دو آتشه اسلام این فیلم را از ابتدا تا آن فیلم دورغ است! آیا این تصاویر سنگسار هم دروغ است؟انتهای آن مشاهده میکردند درمی یافتند که این فیلم نه تنها فتنه نیست بلکه آیینه ای است از چهره اسلام خود ساخته ای که برخی تندروان و متحجرین برای آن ساخته و پرداخته اند.
آنچه در این فیلم نمایش داده می شود عبارت است از:
- سربریدن اتباع غربی توسط اعضای القاعده
- اعدام یک زن افغانی در یک زمین فوتبال توسط طالبان
- قمه زنی توسط برخی شیعیان در روز عاشورا با تاکید بر قمه زدن بر سر کودک عراقی توسط مادرش
- تصاویری از کشته شدن یک کارگردان ضد اسلام هلندی توسط یک مسلمان مراکشی
- اعدام هایی در ایران
-...
آیا تصاویری که از جنایات مسلمانان و نیز اعمال جاهلانه آنها در این فیلم آمده است، دروغ، مونتاژ و ساختگی است؟
سنگسار یک زن مسلمان در افغانستانمگر این مسائل که به صورت کاملا عینی هر روز در معرض دید همه مردم کشورهای اسلامی و جهان قرار دارد دورغ پردازی است. مگر اعدامهای به سبک القاعده با شمشیر در مقابل پرچم لااله الاالله دروغ است؟ مگر اصرار بر قمه زنی در عراق، ایران، پاکستان و هند در مراسم محرم دروغ است. مگر قمه زدن بر فرق کودکان بیگناه توسط والدینشان دروغ است. مگر اعدامهای فردی و گروهی در ملاء عام در بسیاری از کشورهای اسلامی از جمله ایران دروغ است.  آیا سخنان تهدید آمیز به بریدن سرحکم شلاق در ملاء عام یهودیان توسط علماء اسلام در این فیلم دروغ است؟ آیا خوک و میمون خطاب کردن پیروان یک دین الهی همچون یهودیان در این فیلم دروغ است؟ آیا نسبت دادن خشنودی خداوند از مرگ یهودیان در این فیلم دروغ است؟  آیا وعده هولوکاست واقعی دادن به یهودیان توسط یک عالم مسلمان در این فیلم دروغ است؟ آیا باعث شرمساری مسلمان نیست که عالمی دینی بخاطر کشتن یهودیان توسط هیتلر برای او از خداوند طلب رحمت و مغفرت نماید؟
به کدامین گناه فردی را با انفجار بمب میکشند و جسدش را بر روی زمین میکشند و نمایش میدهند؟ مگر پیروان همین دین اسلام نبودند که در عراق یک دختر را به جرم دلبستن به مردی دیگر در جلوی دوربین با بلوک سیمانی کشتند. آیا تصاویر منتشره از این جلادی دروغ بود؟ مگر اعدام در ملاء عام در هیمن کشور خود ما دروغ است؟ مگر یازدهم سپتامبر دروغ بود؟ آیا تصاویر منتشره از عملیات انتحاری در اسرائیل و عراق دروغ است؟
پس چرا بازهم شعار سر میدهید که این فیلم توهین به سلام است. این فیلم توهین نیست ! این فیلم نمایش بخشی از جهالت مسلمانان است که عده ای دانسته یا ندانسته خواهان عدم روشنگری در مورد آن هستند. افرادی امروز مقابل سفارت هلند سینه میزدند و گریه سرمیدادند آیا هنگامی که دخترکی مظلوم توسط آعدام یک جوان در مشهدطایفه خود در عراق به فجیع ترین شکل ممکن به قتل رسید خم به ابرو آوردند. آیا آنان لحظه ای از دیدن مرگ بیش از پنج هزار نفر در برجهای مرکز تجارت جهانی به خود لرزیدند؟ آیا آنان تصاویر انفجار مترو مادرید را ندیده اند؟ که حال اینطور از دیدن واقعیت اعمال همکیشان خود بر سر و سینه میکوبند؟ مدعیان و معترضان به این فیلم فقط کافی است ساعتی در اینترنت جستجو کنند تا صدها تصویر خشن، ضد انسانی، مشمئز کننده، خونبار و وحشت بار را از فجایعی که با نام اسلام صورت گرفته است ببینند.
بسیاری از علمای مسلمان، در مقابل این کج روی ها، آیا کاری جز سکوت کرده اند یا واکنش قاطعانه و صریحی نشان داده اند. آیا اسلام فقط بیان احکام است؟ آیا اسلام فقط نگارش رساله است که اغلب علما بزرگترین افتخار علمی و روشنگری خود را انتشار رساله خود میدانند؟ حال در تازه ترین واکنش به این فیلم همین علما خواستار اعدام کارگردان آن شده اند!!! مگر این فیلم مستند نیست؟ مگر تصاویر آن ساختگی و دورغین است که اینچنین برآشفته شده اید؟
کلام آخر اینکه متاسفانه ما ایرانیان به پیروی کورکورانه و تقلیدی عادت کرده ایم چون به آن اعتقاد داریم. وقی دانشجو نمایی بدون دیدن فیلم به صرف شانتاژهای گروههای فشار با جهالت کامل در مقابل سفارت یک کشور که نمایندگی چند میلیون نفر انسان دیگر در گوشه ای از جهان است شعار مرگ میدهد و تخم مرغ به آن پرتاب میکند در واقع او انسانیت را نشانه گرفته است. او با تخم مرغهایش ملیت سازنده این فیلم را نشانه گرفته است. این تصاویر بازتاب مرگ انسانیت است و انتقاد به آن انتقاد به واقعیت.
برای دیدن فیلم فتنه اینجا کلیک کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه 18 فروردین1387ساعت 9:34  توسط مجید جمشیدی  | 

آنشب که در برنامه کوله پشتی فرزاد حسنی سردار رادان را با سئوالات بی پروایش در انتقاد از طرح امنیت اجتماعی مورد حمله قرار داده بود و مجموعه تحت امر سردار زارعی را به تند روی محکوم میکرد هرگز کسی گمان نمی کرد که فرمانده ارشد نیروی انتظامی و مسئول رده بالاتر سردار رادان،سردار زارعی مرد اخلاق مدار نیروی انتظامی که با زور باتوم سعی داشت امنیت اجتماعی را در پایتخت برقرار کند خود روزی طبل رسوایی اخلاقی اش زده شود. بسیاری از افرادی که در آن روزها دستگیر شده و به باد کتک گرفته شده بودند شاید اتهاماتی مشابه همان چیزی را داشتند که امروز سردار زارعی معلم اخلاق آن روز خود متهم به آن است. شاید خیلی ها فکرش را هم نمی کردند که پشت این نقاب ولایی و مذهبی چهره فردی پنهان است که خود سردسته اراذل و اوباش و مفسدان بود. این بار اولی نیست که فردی با ظاهری موجه در مقامات بالا دستهای آلوده اش به فساد چه اخلاقی و چه اقتصادی رو شده است و همگان را در حیرت فرو برده است. آنهمه دروغ و ریا و عوامفریبی و ظاهر سازی و تظاهر به متدین بودن سرآخر با رسوایی همراه شد. چه بسیارند افرادی که به رقم داشتن فساد هرگز به سرنوشت این سردار دچار نمی شوند و همچنان خر مراد را سوارند و مردم را از آنچه خود میکنند، منع می نمایند. باتوم بر سر مردم می کوبند و خود بساط نماز عیش پهن می کنند. مردم را به خاطر تار مویی کتک میزنند و خود عریان در میان فاحشه ها اذان طرب سرمی دهند. به راستی وقتی مرزهای شایستگی و توانایی با تظاهر به دینداری و ظاهر سازی خلط می شوند بیش از این می توان از معلمان اخلاق و عامران به معروف و ناهیان از منکر انتظار داشت؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 0:27  توسط مجید جمشیدی  | 

فرماندار تهران ميزان مشاركت مردمي در حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر را در انتخابات هشتم حدود 40 درصد اعلام كرد. "تابناک"
رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان، ایجاد محدودیت در تبلیغات انتخاباتی و دلسردی و نارضایتی مردم از عملکرد مجلس و در کنار آن گرانی وتورم بی سابقه همگی دست در دست هم داد تا تنها ۴۰ درصد از واجدین شرایط در انتخابات تهران شرکت کنند. این در حالیست که همیشه و در همه انتخابات تاکید می شود که انتخابات یک وظیفه، فریضه الهی و از این جور شعارهاست. حال با بررسی نتیجه انتخابات روشن شد که فقط ۴۰ درصد مردم تهران به فریضه دینی و الهی خود عمل کرده اند! و ۶۰ درصد بقیه رای نداده اند. حال باید از مسئولین انتخابات و کشور و شورای نگهبان پرسید به نظر آنها رای آن ۶۰ درصد خاموش که در انتخابات شرکت نکرده اند چه بود است؟ مسلما انتخاب آنها اصولگرایان نبوده اند چرا که اگر بودند قطعا در انتخابات شرکت میکردند و به کاندیدهای خود رای میدادند. این خاموشی اکثریت در تهران هشداری است به مسئولین کشور که نارضایتی عمومی از عملکرد دولت و مجلس در حال افزایش است و کشور در آستانه یک رفرم در انتخابات ریاست جمهوری آینده قرار گرفته است و انتظار میرود در بهترین حالت یک دوم خرداد دیگر در کشور شکل گیرد و ایکاش همین یک گزینه محتمل باشد ولی باید گفت چه بسا این نارضایتی عمومی به یک نافرمانی مدنی و خشونتهای سیاسی منجر شود که این گزینه محتمل، قطعا به نفع سردمداران حکومت اسلامی نخواهد بود.

+ نوشته شده در  شنبه 25 اسفند1386ساعت 13:43  توسط مجید جمشیدی  | 

يک از انواع پرکاربرد تبليغات تبليغات انتخاباتي است.هر انتخاباتي، رويدادي ويژه غير قابل تكرار و كاملا قطعي است كه در طي آن نامزدهاي انتخاباتي و توده مردم، بيش از هر زمان ديگري در معرض حجم وسيعي از ارتباطات سياسي قرار مي گيرند .
از آغاز قرن اخير تا كنون نسبت به قدرت تاثير رسانه ها بر مخاطبان سه باور متفاوت در ميان صاحب نظران وجود داشته است: باور نخست كه تا اواخر جنگ جهاني دوم ادامه داشت، رسانه ها را بسيار قدرتمند و بانفوذ و اثر آنها را اثري تزريقي مي دانست اين قوي ترين نظريه موافق با ‹‹ تبليغات مستقيم سياسي›› بود. باور دوم پس از پايان جنگ جهاني دوم شروع شد و تا حدود سال 1960 دوام آورد در اين مقطع اين ديدگاه وجود داشت كه رسانه ها نمي توانند عقايد را شكل يا نگرش مخاطبان را تغيير دهند بلكه صرفا گونه هاي مختلف اطلاعات را ارسال و باورهاي موجود را تقويت مي كنند آنها با اين ديدگاه تاثير رسانه ها را تاثيري محدود مي دانستند اين ديدگاه انتشار اطلاعات يا دكترين پشتيباني نام داشت.  ديدگاه سوم كه از اوايل سال 1960 به وجود آمد به جاي اعلام نظر قطعي در قدرت رسانه ها در تاثير گذاري بر مخاطبان به مقوله هاي جزئي تري از موضوع توجه كرد و به رهيافت هاي جديدي دست يافت مانند توان رسانه ها در ايجاد اعتماد مردم نسبت به حكومت و يا توان رسانه ها در برجسته سازي پيامهايي كه منتشر مي كنند.
آنچه كه در انتخابات در ايران پس از انقلاب اسلامي روي داده حاكي از آن است كه هر گاه مردم امكان شناخت و تمایز خط مشيهاي نامزدها را نداشته و به عبارتي آنها را مشابه مي شمردند، همزمان با سردرگمي احتمالا تحت تاثير تبليغات مستقيم رسانه اي قرار گرفته اند و در واقع نظريه تزريقي عمل نكرده و شواهدي از حضور نظريه پشتيباني و نظريه دو مرحله اي در رفتار راي دهندگان ديده شده است نظرياتي كه شاهد قدرت تبليغات غير مستقيم در مقابل تبليغات مستقيم بوده است.
من برخلاف نظر افرادی که معتقدند مجلس بدون کار کارشناسی تصمیم به تغییر در نحوه تبلیغات گرفت معتقدم اتفاقا مسئولین جمهوری اسلامی انتخابات را مهندسی کرده اند و با استفاده از تجریبات کارشناسان خود با شناخت کامل از روحیات و فرهنگ و سنن مردم ایران موفقیت خود را در انتخابات تضمین کرده اند. از یک سو با ایجاد محدودیت در انتشار پوستر های حاوی عکس نامزدها به ضعف ظاهری خود در مقابل اصلاح طلبان فائق آمده اند و از دیگر سو با استفاده از رسانه های انحصاری خود نظیر رادیو و تلویزیون، روزنامه ها، و سایتهای فراوان خبری فیلتر نشده مردم را تحت تاثیر غیر مستقیم تبلیغات قرار داده اند. جناح انحصار گرا به سبب محدودیتهای سنتی و مذهبی عملا نمیتواند ساختار شکنی کرده و از لحاظ ظاهری خود را به واقعیت جامعه نزدیک کند. خوش پوشی و آراستگی ظاهری که اتفاقا بسیار نیز مورد اقبال مردم است در عرف این جناح یک ناهنجاری محسوب میشود فلذا با حذف گزینه تبلیغات نامحدود برگ برنده جناح اصلاح طلب که محدودیتی در این زمینه برای خود قائل نیست به برگ سوخته بدل شد. از طرف دیگر جناح اقتدار گرا میداند تبلیغات بیش از حد برای حضور حداکثری مردم نیز ممکن است نتیجه دوم خرداد ۷۶ رابرای آنان رقم بزند لذا قید استفاده ابزاری از حضور حداکثری مردم را زده و به حضور حداقلی رای دهندگان بسنده کرده و موفقیت خود را به این روش تضمین کرده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 2:31  توسط مجید جمشیدی  | 

از نخستین روزهایی که احمدی نژاد با هزار رانت پشت پرده از شهرداری به ساختمان کاخ ریاست جمهوری در خیابان پاستور نقل مکان کرد همواره در دل داشت تا فردی همسو با آرا و نظرات خود را در پست شهرداری تهران به کار بگمارد. این در حالی بود که اعضای شورای شهر در پی توصیه های پشت پرده در حال آماده شدن برای تعیین قالیباف جهت تصدی پست شهرداری تهران بود. طرفداران دولت در آن روزها به جد تلاش داشتند تا از این اتفاق ناخوشایند به زعم آنان خودداری کنند ولی اراده ای برتر حکم به شهرداری قالیباف داده بود . سرانجام قالیباف با رایی شکننده و با اختلاف یک رای پیروز این کارزار بود. ولی این اول ماجرای جنگ سرد دولت با شهردار تهران بود. چرا که عدم دعوت شهردار به دولت که در زمان شهرداری احمدی نژاد توسط خاتمی به سبب مخالفت دولت با احمدی نژاد رخ داده بود و وی نیز نسبت به آن اعتراض داشت در زمان ریاست دولت توسط او نیز دنبال شود و قالیباف راهی به جلسات هیات دولت نداشته باشد.  کارشکنی ها از همان روزهای اول با عدم تخصیص بودجه به مترو به مدیریت عاملی فرزند هاشمی رفسنجانی شروع و به خود شهرداری رسید. در انتخابات دور سوم شوراهای شهر دولت تلاش زیادی کرد تا بتواند اکثریت این شورا را جهت تغییر شهردار به دست آورد ولی اختلافات پنهان چمران رییس این شورا که با تلاش بسیار سعی در کتمان آن داشت راه را برای عدم موفقیت  لیست رایحه خوش خدمت باز کرد. دولت با یک اشتباه استراتژیک چمران قدرتمند را در شورا از دست داده بود از طرف دیگر اصلاح طلبان نیز با معرفی چهره های درخشان و توانای خود در این انتخابات توانستند کرسی های تاثیر گذاری را در این شورا به دست آوردند و از طرف دیگر یاران قالیباف نیز توانستند به پشتوانه مدریت موفق شهری قالیباف چند کرسی باقیمانده را به دست گیرند. نتیجه آنکه باز هم شهردار محبوب تهران توانست پست خود را حفظ نماید و با استفاده از اتحاد استراتژیک اصلاح طلبان و یارانش و همچنین چمران که نقش یک بیطرف را بازی میکرد تصدی خود را بر شهر تهران حفظ نماید. تا اینجا دولت در حالتی آچمز نظاره گر شکست خود در شورای شهر تهران بود ولی اندک اندک با پرو بال دادن به ستاد تبصره ۱۳ در صدد ایجاد مدیریت شهری به موازات شهرداری نمود. این ستاد به تدریج با حمایت وزیر کشور و شخص احمدی نژاد به واسطه در اختیار داشتن پول هنگفت نفت به آرامی شروع به ایفای نقش نمود تا دامنه اختلاف آن با شهرداری گسترده شد و نامه نگاریهای شهرداری با وزارت کشور و این ستاد از حالت یک تعامل و گفتگوی انتقادی به یک جنگ تمام عیار تبدیل شد. در این میان حمایت قاطع شورای شهر از شهرداری کفه ترازو را به نفع قالیباف سنگین کرد. تا اینکه این روزها شنیده شد شهردار تهران  طی یک نامه ۵۶ صفحه ای جواب ستاد تبصره ۱۳ در انتقاد  به ضعف عملکرد شهرداری در مدیریت شهری را با مشتندات کافی داد. ولی گویا جناب هاشمی رییس تبصره ۱۳ خود را یک تنه فراتر از مجموعه شورای شهر دانسته و هر روز از رسانه ها شهرداری را متهم به ضعف عملکرد می نماید و بی تقوایی را تا بدانجا ادمه داده که منافع مردم و شهر تهران و نیز بودجه مصوب مجلس را که در اختیار این ستاد است عاملی برای گرو کشی و تخریب وجهه قالیباف قرار داده است. علت آن نیز چیزی نیست بجز احساس خطر کردن احمدی نژاد نسبت به احتمال کاندیداتوری قالیباف در انتخابات ریاست جمهمری آینده. احمدی نژاد که ضعف ظاهری، مدیریتی، محبوبیت و مقبولیت مردمی را در خود نسبت به قالیباف احساس میکند از هر حربه ای جهت ضربه زدن به روند  محبوبیت قالیباف استفاده میکند. ولی خوشبختانه مشاوره گرفتن از افراد کند ذهن و تندرویی نظیر ثمره هاشمی، زریبافان، الهام و نظایر آنها هر روز بیش از پیش کفه ترازو را به نفع قالیباف سنگین تر میکند. ولی در این میان یک نکته حائز اهمیت است و آن اینکه این مردم شهر تهران هستند که قربانی این کینه توزی دولت نهم با مجموعه شهرداری می شوند. مترو دوبی تنها دوسال است که کلید خورده ولی ظرف این دوسال با پیشرفت فیزیکی ۶۰ درصد بناست تا ۲ سال آینده راه اندازی شود ولی متاسفانه تهران با وجود داشتن  مشکلات عدیده شهری و ترافیکی هنوز اندر خم راه اندازی ایستگاه به ایستگاه مترو خود است. این دلیلی ندارد به جز آنکه متاسفانه مردم در فرآیند تصمیم گیری های دولت و مجلس و اختصاص بودجه جهت خدمات شهری در اولویت نیستند. کار به جایی رسیده که یک نفر در ستاد تبصره ۱۳ خود را در مقابل ۱۵ نفر عضو برگزیده شورای شهر و شهردار منتخب آن ایستاده و با گرو کشی خود را در مقام ناظر بر عملکرد شهرداری میبیند. آنوقت پول این مردم در جای دیگر با چه حاتم بخشی صرف بازسازی عراق میشود. در خبر ها آمده بود که ایران پس از سفر احمدی نژاد به بغداد تصمیم دارد تا مبلغ یک میلیارد دلار وام جهت بازسازی عراق به دولت عراق بدهد. عراقی که  ۸ سال مردم این کشور را به خاک وخون کشید حالا نه تنها با وجود شناخته شدن به عنوان متجاوز غرامتی به ایران نداد بلکه از حاتم بخشی رییس دولت نیز بهره مند میشود آنوقت مردم تهران باید ساعتها از وقت خود را در ترافیک و صفهای طولانی اتوبوس و مترو صرف نموده تا از محل صرفه جویی در هزینه های دولت در انجام وظایف ذاتی اش پول بازسازی بغداد را بدهد.  دست آخر اینکه قالیباف با ارسال نامه ای به آیت اله خامنه ای  از وی جهت حل و فصل این اختلاف استمداد کرده است تا شاید احمدی نژاد که این روزها دیگر غیر قابل مهار به نظر میرسد و خود را در مقام شامخ نجات بخش دنیا میداند با حکم رهبری دست از کارشکنی و لجبازی با مدیریت شهری تهران بردارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 19:13  توسط مجید جمشیدی  | 

من اصولا تصمیم دارم تا در این انتخابات شرکت نکنم چون آن را فاقد مشروعیت قانونی و حداقلی از شرایط دموکراتیک میدانم ولی در بررسی لیستهای انتخاباتی منتشره از سوی گروهها و احزاب کشور لیست اعتدال و توسعه را نسبت به سایر لیستها جامع تر و کاملتر از سایر رقبا میدانم. چون واجد سلایق و علایق گوناگونی در عرصه سیاست کشور است. لیستی دربرگیرنده بسیاری از گروهها و احزاب کشور. هرچند از خیلی هایشان خوشم نمیآید. ولی لازم به ذکر است که مجلس یک دست چه چپ چه راست نیازهای کشور را برآورده نمیکند.

لیست اصلاح طلبان در تهران

لیست 30 نفره حزب اعتماد ملی

لیست انتخاباتی اعتدال و توسعه

جبهه متحداصولگرایان

ليست نامزدهای مجلس در مراکز استان ها

لیست مستقلها در تهران

ائتلاف فراگیر اصولگرایان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 19:10  توسط مجید جمشیدی  | 

مسئله ای که من مدتهاست برای آن پاسخ روشنی برایش پیدانمی کنم کوتاه آمدن جناح راست سنتی نظیر موتلفه و روحانیت مبارز مقابل کوتوله های سیاسی رایحه خوش خدمت و و کلا دولت نهم است. امروز در خبرها داشتیم که علینقی خاموشی انصراف داد! این خبر کوتاه و بی سر و صدا بود. ولی نکته ای در آن هست که به آن پرداخته نشده است. من علی رغم اینکه با اصول فکری جناح راست اصلا میانه ای ندارم ولی میتوانم به عنوان یک شاهد بر توان مدیریتی خاموشی و تجربه گرانبهای وی در عرصه مدیریت گواهی دهم. بیش از ۲۷ سال سابقه مدیریت در اتاق بازرگانی و صنایع و معادن چیزی نیست که بتوان به راحتی از کنار آن گذشت. شاید ولایت مداری این جناح و مصلحت اندیشی های پنهان و حکمهای حکومتی منجر به کوتاه آمدن این جناح مقتدر در مقابل جوجه سیستمدارانی نظیر کوچک زاده و خادم و علی مطهری و سعید ابوطالب و علی ثمری با (مدرک تحصیلی جعلیش) و ... باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 18:29  توسط مجید جمشیدی  | 

مصطفی پور محمدی وزیر کشور اعلام کرد :"اين كه سايت‌هاي اينترنتي در روز انتخابات قطع شوند به برنامه‌هاي امنيتي وزارت ارتباطات و فن‌آوري اطلاعات بستگي دارد. "

البته جناب وزیر احتمالا منظورشان قطع اینترنت بود و گرنه هر کودکی میداند که سایتهای اینترنتی! قابلیت قطع کردن ندارند.

این تصمیم جهت تامین امنیت سایت! انتخابات اتخاذ شده است. این در حالی است که اگر به جای استفاده از چند تا کودن و احمق به عنوان کارشناس آی تی در وزارت کشور از انبوه استعدادهای آی تی و امنیت شبکه موجود در کشور استفاده میشد تصمیم احمقانه قطع اینترنت حتی در حد حرف هم که یکی از مسخره ترین گزینه های جلوگیری از خرابکاری است مطرح نمیشد. البته خوب طبیعی هم هست که در شرایطی که فقهای شورای نگهبان عمل نظارت بر انتخابات و شمارش رایانه ای! را برعهده بگیرند از این تصمیمات کارشناسی هم باید گرفته شود. همین کارشناسان شورای نگهبان بودند که در چند دوره اخیر انتخابات با شمارش رایانه ای آرا به دلایل کارشناسی مخالفت میکردند و از نرم افزار ویژه آن ایرادات فنی میگرفتند!

وزیر کشور در ادمه سخنان خود گفته:" نمي‌دانم اين خبر‌ها به چه صورتي پخش مي‌شود" اینهم از آن حرفهاست که جناب وزیر که مسئول حراست از آرای مردم نیز در انتخابات هست و اتفاقا یک چهره امنیتی هم محسوب میشوند از اینکه چگونه این خبر درز پیدا کرده اظهار شگفتی کرده اند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 10:58  توسط مجید جمشیدی  | 

* احمدی نژاد: "ایران قدرت شماره يک دنيا است."

* سيد محمد باقر خرازي، دبير كل حزب الله ايران: ‎‏"هدف هر ايراني حزب اللهي نيز بايد اتحاد جماهير اسلامي ‏براي فتح کل دنيا باشد زيرا خداوند ايرانيها را براي تصرف کل دنيا آفريده است."

* حمید رضا ترقی، عضو شاخص موتلفه اسلامی: "نبايد به عدالت ‏شوراي نگهبان شك كنيد."

* الهام، سخنگوی دولت: "در پیروزی هسته‌ای در حق احمدی‌نژاد جفا شد."
* الهام، سخنگوی دولت:"عواقب اجراي بودجه ۸۷ دولت با مجلس و مجمع تشخیص مصلحت نظام است." در ادامه این اظهار نظر: ‌غلامعلي حداد عادل، رييس مجلس، در جلسه بررسی بودجه سال ۸۷ در مجلس به نمايندگان مجلس گفت که "آيت الله خامنه اي، رهبر ‏جمهوري اسلامي از ايرادات مجمع تشخيص مصلحت در خصوص بودجه سال 1387 آگاه است و طي نامه اي از شوراي ‏نگهبان خواسته است ايرادات مجمع تشخص مصلحت را به مجلس منتقل کند."‏

* قاضي حسينيان قاضي دادگاه  کتاب "تراژدي دموکراسي در ايران" نوشته عمادالدین باقی: "صرف ‏داشتن مجوز وزارت‎ ‎ارشاد دليل چاپ يك كتاب نمي‌شود".

* احمدی نژاد: "من نزديك به 100 ساعت در بودجه سال 87 كه از سوي دولت تصويب شد جلسه و گفت‌وگو داشتم و بيش از 60 ساعت آن با كارشناسان برنامه و بودجه بود كه در جلساتي اين مباحث را دنبال كرديم و حدود 40 ساعت نيز تك تك با كارشناسان صحبت مي‌كردم يا خود مطالعه و سوابق را بررسي مي‌كردم ولي شما مي‌بينيد كه در 30 دقيقه در مجلس ، 39 هزار ميليارد تومان به سقف بودجه اضافه مي‌شود."

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 10:49  توسط مجید جمشیدی  | 

"بعضی ها گمان دارند فقط قوانينی که ناشی از نظریه پردازی آن هاست، درست است و درست ترين قوانين ‏است. در حالی که قدرت ما ناشی از یک قدرت واقعی یعنی انقلاب ماست، ناشی از این حقیقت که انقلاب ما ‏خواستار پیروزی یک طبقه یا یک ایدئولوژی نیست، انقلاب ما از هیچ شعاری پیروی نمی کند ولی هر چه را ‏به نظرمان برای ملت خوب باشد با آغوش باز می پذیریم خواه برچسب کمونیستی داشته باشد یا سوسیالیستی ‏باشد و یا سرمایه داری. هدف نهائی این است که که ایران ظرف بیست سال، به همان جایگاهی از تمدن و ‏پیشرفت برسد که مترقی ترين کشورهای جهان به آن دست یافته اند...."‏

فکر میکنید این جملات از کیست؟ این جملات از شاه است که در بخشی از کتاب انقلاب سفید خود آورده است. مروری بر خاطرات اولیه انقلاب واقعیتی را برای همگان آشکار می سازد و آن اینکه در انقلاب ایران طبقه خاص یا ایدئولوژی خاصی عامل پیروزی انقلاب نبود ولی افسوس که بعد از گذشت مدت کوتاهی زیاده خواهی عده ای قلیل بخش اعظم زحمتکشان و دلسوزان انقلاب را از اطراف آن راند و انقلاب مصادره به مطلوب شد. ای کاش افرادی که در بدو انقلاب کمترین تلاش و زحمتی برای آن نکشیده اند و اکنون زمام امور را در دست دارند ذره ای فروتنی موجود در سخنان بالا را پیشه خود میساختند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 10:20  توسط مجید جمشیدی  | 

عليرضا ملکيان معاون امور مطبوعاتي و اطلاع رساني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ‏و نويسنده سابق کيهان معاونت فعلی مطبوعاتي وزارت ارشاد، در نامه اي خطاب به کليه روزنامه هاي سراسري و ‏خبرگزاري هاي داخلي، دستورالعمل بي سابقه شوراي عالي امنيت ملي براي رسانه هاي کشور را به آنها ابلاغ ‏کرده است.

در این دستور العمل از رسانه های کشور خواسته شده است تا نسبت به رعایت نکات مطرح شده کوشا باشند. نگاهی اجمالی به این دستور العمل روشن می سازد که راه هرگونه اظهار نظر رسانه ها در مورد مسائل مطرح شده در آن بسته شده و قصد بر آن است تا رسانه ها کشور در اقدامی هماهنگ تبدیل به روزنامه کیهان و ایران شوند و همسو با شعارها و دروغ پراکنی ها مرسوم در این نشریات همچون نظام یکدست فعلی که از قضا به مذاق حاکمان نیز خوش آمده است همه رسانه ها نیز عملکردی واحد و دستوری و یکدست و هماهنگ با تفکر غالب در دولت داشته باشند.

این در حالیست که چندی پیش سه روز پیش معاون رسانه ای رییس جمهور ادعا کرده بود که مطبوعات ایران در همه دنیا از ‏همه ازادترند و پرند از انتقاد دولت و دولت هم تشویقشان می کند.‏

محورهای اصلی دستور العمل شورای امنیت ملی به قرار ذیل است:
- دستاوردهاي برنامه صلح آميز هسته اي ايران در خدمت ‏جهان اسلام خواهد بود.
- تاکید بر اعلام آمادگي ايران براي کمک به برنامه هسته اي مصر و ساير ‏کشورهاي اسلامي
- بيان شادماني مسلمانان از ‏پيشرفت هاي هسته اي ايران
- غرب نمي خواهد دانشمندان مسلمان به ‏تکنولوژي روز انرژي در دنيا دست يابند.
- بزرگ نمايي اختلاف برخي از کشورهاي اروپايي با سياست آمريکا درباره ‏برنامه هسته اي ايران
-  طرح اختلاف آمريکا با روسيه و چين درباره برنامه هسته اي ايران
- افزايش تنفر از ‏آمريکا در کشورهاي غرب و اسلامي
-و اين که اروپا بازنده اصلي سياست هاي آمريکا درباره ايران است.
- آمريکا براي حل مشکلاتش ‏در عراق نيازمند مذاکره با ايران است.
- ايران اهل مذاکره و منطق براي حل مشکلات منطقه و عراق است.
- آمريکا براي موفقيت در منطقه به همکاري با ايران نياز دارد.
- امنيت در عراق بدون حضور سازنده ايران ‏شکل نمي گيرد.
- از آنجا که دشمنان دولت ايران معمولاً در آستانه هر انتخاباتي ‏سعي در القاي يأس و نااميدي در ميان مردم و زير سوال بردن سلامت انتخابات را دارند، انتظار دارد مطبوعات ‏و خبرگزاري ها تحريکات خارجي براي اخلال در انتخابات را براي مردم افشا کنند و با ايجاد فضا و شور ‏انتخاباتي مشارکت مردم و براي حضور حداکثري در پاي صندوق هاي رأي جلب نمايند و از طرح مطالبي که ‏موجب تشويش اذهان عمومي و اخلال در روند انتخابات مي شود جداً خودداري نمايند.
- در ‏بخش هايي در مورد لزوم رعايت سياست هاي ابلاغ شده قبلي شورا در مورد "يمن" و نيزاهميت تاکيد بر "رفتار ‏انساني جمهوري اسلامي ايران با مهاجران افغاني" نيز اشاراتي دارد و در بخش پاياني، از رسانه هاي ايراني ‏خواسته است با نزديک شدن به سالگرد دستگيري 15 ملوان انگليسي، "براي مقابله با جوسازي احتمالي... برنامه ‏هاي لازم را تدارک ببينند".‏

در پایان یک جمله از مسعود بهنود بهترین جواب برای این خواسته غیر قانونی و دیکتاتوری رسانه ای است:

"... آن ها که در صدد برمی آیند با کور کردن روزن های اطلاعاتی بر مردم، آسان تر بر آنان ‏حکومت کنند، در اين دنيای گسترده و به هم پیوسته، هم کار خود دشوار می دارند و هم خود و حکومت ‏مطلوب خود را در غفلت می اندازند، و این غفلت نتيجه اش دو تا نیست و یکی است. ‏" و نتیجه آن هر چه هست به نفع ایجاد کنندگان آن نیست.

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 اسفند1386ساعت 9:46  توسط مجید جمشیدی  | 

این روزها ایران روزهای خبر سازی را پشت سر میگذارد. اولین خبر اینکه نمایشگاه کتاب تهران که با وجود مخالفت ناشران در مصلی برگزار شده است به خاطر بارشهای سیل آسای چند روزه تهران به زیر آب رفت و خساراتی به کتابهای ناشران وارد گردید. این در حالی بود که ارشاد اصرار زیادی در برگزاری این نمایشگاه به جای محل دائمی نمایشگاهها در مصلی داشت. این در حالی است که حجم ترافیک نیز به واسطه برگزاری نمایشگاه در مرکز شهر بسیار سنگین شده است (نگارنده فاصله خیابان امیر آباد تا شرق تهران را بیش یک ساعت چهل و پنج دقیقه طی کردم).
خبر دوم اینکه ایران پس از نازهای دیپلماتیکی که این چند روزه برای حضور در اجلاس شرم الشیخ کرد بلاخره موافقت کرد تا در این اجلاس شرکت کند. این در حالی بود که رایس وزیر امور خارجه آمریکا عدم شرکت ایران در این نشست را فرصت سوزی دانسته بود.
خبر بعدی در مورد توقیف سایت بازتاب است. بلاخره دیوان عدالت اداری رای به تعطیلی سایت بازتاب داد. ماجرا از آنجا شروع شد که ... (ادامه مطلب را بخوانید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 10 اردیبهشت1386ساعت 11:29  توسط مجید جمشیدی  | 

به یاد دارم در روزهای منتهی به انتخابات نهم ریاست جمهوری خیل خون دل میخوردم. نه به این خاطر که مثلا کی بشه رییس جمهور و یا کی نشه. بلکه به خاطر اینکه هر جوری حساب میکردم اصلا قد و قواره و شعارهای انتخاباتی احمدی نژاد به رییس جمهوری نمیخورد. همان روزها یکی از اعضای موتلفه اسلامی حرفی خوبی در مورد کاندیداتوری او زد:
"
عرصه ریاست جمهوری عرصه کوتوله های سیاسی نیست."

 

ولی افسوس که همه عوامل طبیعی و غیر طبیعی دست به هم داده بودند تا ایشان رییس جمهور شوند و ایشان هم با حرارت هرچه تمامتر هر چه به ذهنشان میرسید به عنوان شعار انتخاباتی مطرح میکردند. وی در ۳۰ خرداد و به فاصله چند روز با انتخابات ریاست جمهوری در جریان جلسه پرسش و پاسخ با نمایندگان مجلس نکات ذیل را مطرح کرد: ( بازتاب ۳۰ خرداد ۱۳۸۴ )

- انتصاب‌ها تنها و تنها بر پايه شايسته‌سالاري خواهد بود.
- نفت بايد بر سر سفره‌هاي مردم باشد.
- در جامعه نمونه نبايد خبري از فقر و فساد و تبعيض باشد
- وی گفت شنیده ام که میگویند: اگر آقا (احمدي‌نژاد) بيايد ديوار مي‌كشد، مي‌گيرد و مي‌بندد.
- من دست مافياي قدرت و قبيله را از نفت كوتاه خواهم كرد و جانم را به پاي آن خواهم گذاشت.
- بايد نيازهاي جامعه را تامين كنيم، عدالت را برپا و فقر را ريشه‌كن كنيم.
- جاي تاسف است كه روزنامه‌ رسمي دولت كاملا جناحي و به عنوان تريبون شخصي به نفع كسي و عليه من عمل مي‌كند.
- همه‌ برنامه‌هاي من بر پايه توسعه‌ سرمايه‌گذاري مولد پايدار است.
- سرمايه‌گذار بايد امنيت داشته باشد. امنيت من پايه‌اي است نه انتظامي و نظامي.
- من بسيار بانشاطم و طالب سرور و نشاط حقيقي براي مردم هستم. بعضي‌ها جايي براي شادماني واقعي نگذاشته‌اند. كدام قشر امنيت خاطر دارد؟ بايد كاري كنيم مردم بتوانند برنامه‌ريزي كنند. البته پايه‌ ديگر شادماني، عدالت است. بنده در پاسداري از بيت‌المال و حقوق مردم خيلي قاطعم و حتي اگر معاون اولم كاري كند كه بهره‌برداري شخصي باشد با او به طور قاطع برخورد مي‌كنم. در مقابل بطن مردم، ما نوكر مردميم.
- اگر ماموريت دولت با من باشد حتما شهردار تهران را به كابينه دعوت مي‌كنم.
- يكي از وظايف اصلي دولت، حفظ كرامت همگاني است. تك‌تك عزيزان براي ما محترمند و معنا ندارد در انتخاباتي كه برگزار مي‌شود فضا را به گونه‌اي سامان دهيم كه بعد از انتخابات يك عده زمين بخورند.

وی در  نطق انتخاباتی حیرت انگیز خود در شبکه دوم سیما هم به صراحت در مورد طرز پوشش جوانان در دوران مدیریت خود در دولت گفت درد جامعه ما پوشش فلان جوان و یا لباس فلان دختر نیست. (ادامه مطلب را حتما بخوانید)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 8 اردیبهشت1386ساعت 12:58  توسط مجید جمشیدی  | 

درحالیکه امسال در اولین لحظات سال نو توسط رهبر جمهوری اسلامی سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیده شد؛ دولت کریمه احمدی نژاد از ابتدای سال تا کنون روزی را بدون ایجاد دعواهای سیاسی داخلی و بین المللی پشت سر نگذاشته است. این هجمه با دستگیری ملوانان انگلیسی در نخستین روزهای امسال آغاز و با برخورد با معمان و دستگیری فعالان تشکلهای صنفی معلمان در سر کلاسهای درس، برخورهای قهر آمیز با دانشجویان و ایجاد محدودیت حتی در خوابگاهها و زندگی خصوصی آنان، برخورد و دستگیری فعالان زن و زندانی کردن آنان، عدم اجازه خروج به خبرنگار رادیو فردا، برخوردهای قهر آمیز و تند با جوانان به خاطر پوشش اسلامی در خیابانها، تصمیمات خلق الساعه و به تبع آن ایجاد درگیری میان پلیس و مردم در آباده استان فارس و ... ادامه یافته است. به همین لیست میتوان دهها مصاحبه تهدید آمیز و تند مسئولان حکومتی را نیز اضافه کرد که با لحنی بسیار عصبانی مردم را تهدید کرده اند.که از آن جمله است: تهدیدات و سخنان سردار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی در مورد حجاب و مفاسد اجتماعی، سخنان صفار هرندی وزیر ارشاد در مورد هشدار به رسانه های مخالف بد حجابی که این یکی اتفاقا به لیست تهدیدات خود تلویزیون و رادیو را نیز افزوده و این خود اتفاق بدیعی در جمهوری اسلامی است، گلو پاره کردنهای شریعتمداری در روزنانه توپخانه(کیهان) در مورد بدحجابی و فساد، به چالش کشیدن روحانیون چپ نظیر کروبی و حزب مطبوع وی بوسیله کیهان و نمونه های بسیار دیگر.

نگاهی اجمالی به نکات یاد شده در بالا نشان میدهد که دولت و زیر مجموعه آن هرگز اعتقادی به شعار امسال رهبر جمهوری اسلامی و ایجاد آرامش و همدلی در کشور نداشته و تنها در پی آن است که با ایجاد شوهای تبلیغاتی رییس جمهور و به موازارت آن با تحت فشار قرار دادن مردم ، افکار عمومی را از پرداختن و توجه به عدم موفقیت دولت در اداره سیاسی و اقتصادی کشور منحرف نماید و در سایه این از همگسیختگی افکار عمومی مجموعه ای از اعمال و تفکرات خود را در امور کشور جاری و ساری نماید. یک روز جنجال فیلم سیصد، یک روز آبگیری سد سیوند(پروزه ۳۰۱)، یکروز محدود کردن شوراهای شهر، یک روز تنش با مجلس بر سر بودجه و بنزین، یکروز تنش با آمریکا بر سر عراق، یک روز جشن هسته ای،  یک روز دانشجو، یک روز زن، یک روز حجاب، یک روز گرانی مسکن، یکروز مذاکره با آمریکا، یک روز کارت سوخت و خلاصه هر روز یک بهانه برای سرگرم کردن مردم و جلوگیری از تمرکز بر روی یک موضوع توسط مردم  فضای مناسبی را برای دولت بوجود آورده تا در سایه هر روز یک بحران خود ساخته در کشور ناکامیهای دولت از چشمها پنهان بماند و در عوض به هر بهانه ای یک شوی تبلیغاتی برای دوره بعدی ریاست جمهوری در رسانه ها ترتیب یابد و از این رهگذر رییس جمهور به جمع آوری و خرید رای و بودن چند صباحی بیشتر در قدرت دست یابد. این یک ظلم بزرگ به ملت ایران است که برای مطامع جمع قلیلی، مردم اینچنین تحت فشار قرار گیرند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 اردیبهشت1386ساعت 12:33  توسط مجید جمشیدی  |