نمایشگاه کتاب تهران با پیشینه ۲۱ دوره برگزاری از هیچ حیث قابل رقابت با همتایان خارجی خود نیست. این نمایشگاه که در واقع فروشگاه بزرگی از کتاب است در عمل تبدیل به مکانی مکاره شده برای نجات مالی ناشران در حال احتضار ایران. این نمایشگاه سعی دارد جای خالی فروشگاههای بزرگ و چند طبقه کتاب و محصولات فرهنگی در کشورهای پیشرفته را در ایران پر نماید. فروشگاههای بزرگی که اصل احترام به مشتری را با فراهم کردن کلیه امکانات لازم برای ایجاد محیطی فرح بخش و دلنشین و فرهنگی دنبال میکنند و دست کتابخوان را برای انتخاب هر نوع کتابی باز میگذارند. ولی متاسفانه در ایران تجربه برگزاری ۲۱ نمایشگاه نه تنها به کار مجریان تازه کار و فصلی و بی ثبات دولتی نمی آید بلکه هر سال دریغ از پارسال. دولتی و سیاسی کردن کامل نمایشگاه، بهره برداری های تبلیغاتی و سیاسی به جهت حضور مردم، نوآوریهای تهوع آور و بدون کارشناسی در برگزاری نمایشگاه در یک مکان غیر کاربردی برای این نمایشگاه، عدم رعایت ایمنی های لازم برای بازدیدکنندگان و محصولات فرهنگی موجود در نمایشگاه، عدم رعایت حقوق شهروندان در ایجاد بسترهای لازم رفاهی و بهداشتی و بسیاری از دیگر موارد، این نمایشگاه را به یکی بدترین برگزاریهای ادوار مختلف عمر این نمایشگاه بدل کرده است. در کنار همه اینها ممیزی و جمع آوری توهین آمیز کتابهای چاپ شده و مجوز دار از سطح نمایشگاه، این نمایشگاه را نسبت به دیگر نمایشگاههای کتاب در دنیا مثتثنی کرده است.
داشتن حق انتخاب یکی از اولین حقوق مسلم یک مشتری و کتاب خوان در سطح دنیاست. حقی که در ایران گروهی اقلیت آنرا به رسمیت نشناخته و خود را در جایگاه همه چیزدان محق در انتخاب و ممیزی کتاب میدانند. آنان باید مثل خیلی از موارد دیگر در این کشور تعیین کنند که چه بخوانید و چه نخوانید. آنان باید با خط کش و ابزارهای دقیق ممیزی سطر سطر یک نوشته را آزمایش کنند و سلامت آنرا برای جامعه تضمین نمایند. همین ابزار دقیق ممیزی در مقطعی از زمان رای به نشر یک محصول فرهنگی میدهد و در مقطعی دیگر در دست مدیری دیگر رای به خمیر کردن کتابی چاپ شده.
به همه این مشکلات نمایشگاه کتاب در ایران باید یک موضوع تکراری دیگر را هم اضافه کرد و آن اینکه برگزاری نمایشگاه در مصلای تهران به سبب نداشتن زیرساختهای لازم عملا مدت دو هفته است که زمینه های آزار ساکنین و شرکت های اطراف این محل را فراهم کرده است. ترافیک سنگین، آلودگیهای
صوتی و بصری، ازدحام جمعیت، کمبود وسائل نقلیه عمومی نیز از دیگر پیامدهای برگزاری نمایشگاهی است که باید در درجه اول واجد فضایی آرام و فرهنگی باشد.
در آخر یادآوری جمله قصار صفار هرندی وزیر ضد فرهنگ ارشاد اسلامی را لازم میدانم که عمق تفکر و اهداف دولتمردان را در برگزاری نمایشگاه کتاب به نمایش میگذارد:
«مصلی مکانی برای همه تلاشها و کنشهای اجتماعی و هر چیز دیگری بوده و چه اشکالی دارد اگر ما بازگشتی هر چند به صورت نمادین به گذشته خود داشته باشیم و بگوئیم مصلای ما همان نمایشگاه ماست، دین ما همان سیاست ماست، سیاست ما همان دین ماست» . 
«اسماعيل داورفر» پيشكسوت بازيگري در سينما، تئاتر و تلويزيون درگذشت. مرحوم «داورفر» دیروز شنبه در سن 76 سالگي بر اثر بیماری سرطان درگذشت. او بازي در تئاتر را از سال 1335 و بازي در سينما را از سال 1348 با هنرنمایی در فيلم «گاو» به كارگرداني «داريوش مهرجويي» آغاز كرد.
در زمينه كارهاي تلويزيوني این هنرمند فقید ميتوان به «دایی جان ناپلئون»، «آژانس دوستي» و «خانه شماره 13» اشاره كرد.
سر سال نو هرمز فرودین بر آسوده از رنج تن، دل زكین
به جمشید بر گوهر افشاندند مر آن روز را روز نو خواندند
چنین روز فرخ از آن روزگار بمانده از آن خسروان یادگار
"فردوسی"

نوروز كهنسالترين آيين ملي در جهان است كه جاودانه مانده و يکي از عوامل تداوم فرهنگ ايرانيان (آرينهاي جنوبي) است. آيينهاي برگزاري اين جشن بزرگ در عصر حاضر با سه هزار سال پيش تفاوت چشمگير نكرده و به همين دليل عامل وحدت فرهنگي ساكنان ايران زمين به شمار ميرود كه آن را در هر گوشه از جهان كه باشند، يكسان برگزار ميكنند و بزرگ ميدارند و به همين جهت است كه انديشمندان نوروز را مظهر پايدار هويت و ناسيوناليسم ايراني خوانده اند. افسانه ها درباره پيدايش نوروز فراوان است از آن جمله : پرواز جمشيد در هوا، به مظالم نشستن او در نوروز آغاز گشتن آسمان، تجديد دين، ساختن تخت و تابيدن نور بر آن، گشتن فلك و برج ها، گردونه بلور جمشيد تخت جمشيد در برابر آفتاب بر گوساله نشستن جمشيد و از اين گونه مطالب كه اگر هم مبتني بر وقايعي بوده اند همه فراموش و مسخ شده، صورت خرافه و افسانه بر خود گرفته اند. ابوريحان بيروني در كتاب ( التفهيم لاوايل صناعه التنجيم ) در سبب نهادن نوروز مي نويسد نوروز چيست؟ نخستين روز است از فروردين ماه، زين جهت روز نو نام كردند زيرا كه پيشاني سال نو است. باز مي نويسد: اعتقاد پارسيان اندر نوروز نخستين آنست كه اول روزي است از زمانه و بدو فلك آغازيد به گشتن. دركتاب نوروزنامه كه در اواخر سده پنجم هجري تاليف شده درباره منشائ نوروز و تحولات آن اشاره هايي دقيق و سودمند و مهمي آمده است: سبب نهادن نوروز آن بوده است كه چون بدانستند كه آفتاب را دو دور بود: يكي آنكه هر سيصد و شصت و پنج روز و ربعي از شبانروز، به اول دقيقه حمل باز آيد. ( ليك در سال بعد به همسان وقت و روز كه رفته بود، بدين دقيقه نتواند آمدن، چه هر سال از مدت، همي كم شود.) و چون جمشيد آن روز را دريافت نوروز نام نهاد و جشن و ايين آورد، پادشاهان و ديگر مردمان بدو اقتدا كردند. در جاي ديگر مي نويسد: چون كيومرث، اول از ملوك عجم به پادشاهي نشستو خواست كه ايام سال و ماه را نام نهد و تاريخ سازد تا مردمان آن را بدانند بنگريست كه آن روز بامداد آفتاب به اول دقيقه حمل آمد، موبدان را گرد كرد و بفرمود كه تاريخ از اينجا آغاز كنند و موبدان جمع آمدند و تاريخ نهادند.
پس از تكميل ساختمان عظيم و زيباي تخت جمشيد در پارس و گشايش آن توسط داریوش شاه ، آيين هاي رسمي نوروز، باشكوه بيمانندي در آنجا برگزارمي شد. مراسم نخستين نوروز در تخت جمشيد دو هفته طول كشيد. مردم عادي در تالار صدستون و سران ايالات و مقامات تراز اول در تالارهاي ديگر اين كاخ حضور مييافتند. ستون هاي به شكل درخت تراشيده، نقوش سرو و نيلوفر آبي و گل در تخت جمشید كه هر جا پراكنده اند نمايش رويش بهاري است، گویی تخت جمشید باغي است مقدس با درختان سنگي.
تخت جمشيد پايتخت تشريفاتي و آييني ساسانیان بود كه در آن جشن هاي نوروز و مهرگان با شكوه هر چه بيشتر برگزار مي شد. نمايندگان ملت هاي پيرو ( بيشترين دنياي متمدن آن روز ) كه از مرز سيحون تا حبشه و ليبي در آفريقا و از شبه قاره هند تا مرز دانوب و كناره بسفر در اروپا را تشكيل مي دادند در آن شركت داشتند و به همين منظور اين بزرگترين و با شكوه ترين بنايي كه تا آن روز بر روي زمين ساخته شده بود و شايد نماد بهشت آرماني مردم كهن اين سرزمين بود بنيادگذاري شد.
در طول حکومت ساسانیان اهميت نوروز افزايش يافت. نه تنها يك عيد ملي بود بلكه ايام تميز كردن
محيطزيست، پوشيدن لباس نو، تميز كردن بدن، استغفار از گناهان، دلجويي از پيران، تجديد دوستيها، استحكام خانواده، و بيرون كردن افكار بد و پليديها از روح و روان به شمار ميآمد. در اين عهد، تشريفات نوروزي مفصل شد، از جمله روشن كردن آتش روي بامها در شب نوروز به منظور سوزاندن پليديها كه اينك اين رسم به روشن كردن شمع سر سفره هفتسين تبديل شده است. ساسانيان معتقد بودند كه هدف کوروش بزرگ از اعلام نوروز به عنوان يك روز ملي، برقراري عدالت، نظم، برادري، انساندوستي و پاكدامني بوده و بايد تحقق يابد.
اردشير پاپكان- كه در سال 226 ميلادي سلسله ساسانيان را تأسيس كرده بود چهار سال بعد از دولت روم كه در جنگ از وي شكست خورده بود، خواست كه نوروز ايراني را به رسميت بشناسد و سناي روم نيز آن را پذيرفت و از آن پس نوروز ما در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.
نوروز در ازمنه مختلف تاریخی همچنان به عنوان عید باستانی ایران برگزار میشد و آمد و رفت حکومتهای گوناگون و حتی اسلام نیز نتوانست خللی در برگزاری این جشن پدید آورد به طوری که خلفای عباسی نیز این مراسم را در بغداد به شکلی به جا میاوردند. این جشن همچنان ادامه پیدا کرد تا به دوره فعلی رسید.
آداب نوروز: جانمايه بيشترين رسم هاي نوروزي كه قبل از تحويل سال ( روز اول فروردين ) انجام مي شود، نو ساختن، نوپوشيدن، و پاكيزه گرداني خانه ها است . براي نظافت خانه، اصطلاح خانه تكاني به كار برده مي شود كه مفهومي سنجيده دارد، در واقع خانه تكاني نوروز چيزي فراتر از نظافت معمولي و حتي نظافت كامل خانه است. سبزه درست كردن به نيت برداشت محصول خوب و اميد بركت و فراواني، چهارشنبه سوري نماد دور كردم آفت و بلا از خانه و كاشانه، روز خيرات براي رفتگان و زيارت اهل قبور ( پنجشنبه آخر سال و شب آخر سال )
از مهمترین رسمهای نوروزی سفره نوروزی است. این سفره در مناطق مختلف نامهای مختلفی نیز دارد. سابقه تاريخي هفت سين، دست كم تا دوره ساسانيان مستند است. علاوه بر هفت سين، سفره هايي با نام هفت شين( در ميان زرتشتيان) هفت ميم ( در استان فارس ) و نيز در ساير نقاط هم معمول است.
به طور کلی نوروز را میتوان به عنوان يكي از شاهكارهاي نبوغ خلاق انساني دانست که ریشه در تاریخ و فرهنگ و نبوغ و دانش و اقتدار ایرانی دارد.
چندی پیش دکتر سروش در مصاحبه با رادیو هلند نظری را در مورد قرآن و پیامبر بیان کرد که در داخل کشور واکنشهایی را برانگیخت. اما در این میان واکنش مجیدی به این اظهارات آنقدر کودکانه و احساسی بود که جای هیچگونه بحث علمی را باقی نگذاشت. مجیدی طی روخوانی متنی در مراسم اهدای جایزه به فیلم اخیرش در انجمن روزنامه نگاران مسلمان به شدت به سروش تاخت و اورا تکفیر کرد. من معتقدم قضاوت در باره كلام سروش از موضع يك متخصص دين در صلاحيت يك كارگردان نيست حال باید پرسید آیا کارگردان برجسته بودن مجوزي براي اظهار نظر عليه بحث علمی آقاي سروش صادر می کند؟
به یاد دارم در جایی خواندم که آقای مجیدی به توصیه نزدیکان خود برای اکران فیلمش در اروپا نام فیلم رنگ خدا را به رنگ بهشت تغییر داد تا حساسیت اروپاییها را برنیانگیزد آنوقت در مراسمی که از سوی خبرنگاران مسلمان! به او جایزه اهدا میکنند دچار نوعی جوگیری شده و سروش را به خاطر اظهار نظری علمی تکفیر می کند و حکم به کافری او میدهد. بلاخره در کشوری که هیچ چیز و هیچکسش سرجای خودش نیست مجیدی هنرپیشه فیلمفارسی های اوایل انقلاب و کارگردان مشهور امروزی میشود کارشناس علوم دینی و نظری! آقای مجیدی جمع کنید این بساط کاسبکارانه را.
